کتاب «ریشه‌ها» [Roots: The Saga of an American Family] اثر الکس هیلی [Alex Haley] برای نوبت پانزدهم با ظاهری تازه تجدید چاپ شد. این کتاب «ریشه‌ها» درواقع روایتی واقع‌گرایانه و اثری مستند با الهام از زندگی اجداد نویسنده نوشته شده است.

ریشه‌ها» [Roots: The Saga of an American Family]  الکس هیلی [Alex Haley

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، کتاب «ریشه‌ها» نوشته الکس هیلی برای پانزدهمین بار تجدید چاپ شد. هیلی در این داستان، زندگی خانواده و اجداد خود را به تصویر می‌کشد. پیام این داستان، وضعیت نابسامان آمریکاییان آفریقایی‌تبار و بیان رنج‌ها و کاستی‌های زندگی آن‌ها در دوران برده‌داری و پس از آن است. هیلی به شناساندن مفاهیم تبعیض‌نژادی، بردگی، بیگاری و تحت استثمار دیگران بودن می‌پردازد و آن‌ها را محکوم می‌کند.

رهبر انقلاب درباره کتاب «ریشه‌ها» فرمودند: «یکی از شاخص‌های دیگر استعمار و استکبار این است که جنایت را نسبت به ملت‌ها و نسبت به آحاد بشر مجاز می‌‌شمرند و اهمیت نمی‌‌دهند. این یکی از بلایای بزرگ استکبار در دوران جدید است.» ایشان کتاب ریشه‌ها را یک مثال روشن و مصداق معین بیان کردند که برخورد مستکبرین با بومیان آمریکا را نشان می‌دهد و خواندن آن را مغتنم دانستند

کتاب «ریشه‌ها» درواقع روایتی واقع‌گرایانه و اثری مستند با الهام از زندگی اجداد نویسنده است که در قالب رمان نوشته شده. داستان با تولد قهرمان اصلی «کونتا کینته» در دهکده‌ای در گامبیا آغاز می‌شود. او با فرهنگ سنتی رشد می‌کند و زندگی آرام و بی‌دغدغه‌ای را همراه خانواده و قبیله‌اش می‌گذراند. اما تراژدی از جایی آغاز می‌شود که بازرگانان برده، او را به دام انداخته و از دهکده‌اش در آفریقا می‌دزدند. کونتا به همراه عده‌ای دیگر از سیاه‌پوستان در بدترین وضع با کشتی‌های تجارت برده به آمریکا برده می‌شود.

الکس هیلی می‌کوشد در کتاب خود یک‌بار دیگر تاریخ را، این‌بار از زبان بردگان، بنویسد. می‌کوشد از سیاهان در برابر تحریفاتی که در تاریخ آمریکا رخ داده دفاع کند و از تطهیر آمریکاییان در ماجرای برده‌داری و سرپوش گذاشتن بر تاریخ جلوگیری کند. هیلی می‌خواهد نشان دهد که در استقلال آمریکا و ثروتمند شدن آن، سیاهان هم‌نژادش چه نقش عمده‌ای داشتند و آن‌ها را شایسته احترام، ارزش و قدردانی می‌داند.

کتاب «ریشه‌ها» نوشته الکس هیلی با ترجمه علیرضا فرهمند، در 780 صفحه، با جلد سخت و به قیمت 165 هزار تومان از سوی انتشارات امیرکبیر در بازار نشر عرضه شده است.
 

................ هر روز با کتاب ...............

او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...