امسال جایزه ادبی کتابخانه کنگره آمریکا [2021 Library of Congress Prize] به «جوی ویلیامز» [Joy Williams] نویسنده و رمان‌نویس شناخته شده این کشور رسید.

جایزه کتابخانه کنگره آمریکا [2021 Library of Congress Prize] جوی ویلیامز» [Joy Williams]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، «کارکا هایدن» کتابدار ارشد کتابخانه کنگره آمریکا و مسئول این جایزه اعلام کرد معیار انتخاب نفر برنده برای جایزه سال 2021 محتوای داستانی با محوریت قراردادن تفکر و تخیل بوده است.

جایزه ادبی کنگره آمریکا که سابق بر این با نام دستاورد خلاقانه در حوزه ادبیات داستانی معروف بود، اولین بار در سال 2009 تاسیس شد و هر سال به بهترین اثر داستانی چاپ شده در آمریکا داده می‌شود. این جایزه در سال 2013 تغییر نام داد و با عنوان جایزه کنگره آمریکا به داستان آمریکایی هر سال جوایز ارزنده‌ای به رمان‌های منتشر شده در این کشور اعطا می‌کند.

فیلیپ راث، ایزابل آلنده و جان گریشام از برندگان مشهور سال‌های گذشته این جایزه محسوب می‌شوند. جوی ویلیامز نیز نویسنده‌ای شناخته شده در کشورش است که پیش از این در لیست نامزدهای نهایی جوایز معتبری مثل پولیتزر، حلقه منتقدان آمریکا و جایزه کتاب ملی معرفی شده بود.

به گفته هایدن امسال برنده از میان 60 اثر ادبی از جمله داستان‌های نوشته شده توسط برندگان سابق این جایزه انتخاب شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

انقلابی‌گری‌ای که بر من پدیدار شد، حاوی صورت‌های متفاوتی از تجربه گسیختگی و گسست از وضعیت موجود بود. به تناسب طیف‌های مختلف انقلابیون این گسیختگی و گسست، شدت و معانی متفاوتی پیدا می‌کرد... این طیف از انقلابیون دیروز بدل به سامان‌دهندگان و حامیان نظم مستقر می‌شوند... بخش زیادی از مردان به‌ویژه طیف‌های چپ، جنس زنانه‌تری از انقلابی‌گری را در پیش گرفتند و برعکس... انقلابی‌گری به‌واقع هیچ نخواستن است ...
سند در ژاپن، قداست دارد. از کودکی به مردم می‌آموزند که جزئیات را بنویسند... مستند کردن دانش و تجربه بسیار مهم است... به شدت از شگفت‌زده شدن پرهیز دارند و همیشه دوست دارند همه چیز از قبل برنامه‌ریزی شده باشد... «هانسه» به معنای «خودکاوی» است یعنی تأمل کردن در رفتاری که اشتباه بوده و پذیرفتن آن رفتار و ارزیابی کردن و تلاش برای اصلاحش... فرایند تصمیم‌سازی در ژاپن، نظام رینگی ست. نظام رینگی، نظام پایین به بالا است... این کشور را در سه کلمه توصیف می‌کنم: هارمونی، هارمونی، هارمونی! ...
دکتر مصدق، مهندس بازرگان را مسئول لوله‌کشی آب تهران کرده بود. بعد کودتا می‌شود اما مهندس بازرگان سر کارش می‌ماند. اما آخر هفته‌ها با مرحوم طالقانی و دیگران دور هم جمع می‌شدند و از حکومت انتقاد می‌کردند. فضل‌الله زاهدی، نخست‌وزیر کودتا می‌گوید یعنی چه، تو داری برای من کار می‌کنی چرا از من انتقاد می‌کنی؟ بازرگان می‌گوید من برای تو کار نمی‌کنم، برای مملکت کار می‌کنم، آب لوله‌کشی چه ربطی به کودتا دارد!... مجاهدین بعد از انقلاب به بازرگان ایراد گرفتند که تو با دولت کودتا همکاری کردی ...
توماس از زن‌ها می‌ترسد و برای خود یک تز یا نظریه ابداع می‌کند: دوستی بدون عشق... سابینا یک‌زن نقاش و آزاد از هر قیدوبندی است. اما ترزا دختری خجالتی است که از خانه‌ای آمده که زیر سلطه مادری جسور و بی‌حیا قرار داشته... نمی‌فهمید که استعاره‌ها خطرناک هستند. نباید با استعاره‌ها بازی کرد. استعاره می‌تواند به تولد عشق منجر شود... نزد توماس می‌رود تا جسمش را منحصر به فرد و جایگزین‌ناپذیر کند... متوجه می‌شود که به گروه ضعیفان تعلق دارد؛ به اردوی ضعیفان، به کشور ضعیفان ...
شاید بتوان گفت که سینما غار پیشرفته‌ افلاطون است... کاتلین خون‌آشامی است که از اعتیادش به خون وحشت‌زده شده است و دیگر نمی‌خواهد تسلیم آن شود. به‌عنوان یک خون‌آشام، می‌داند که چگونه خود را از بین ببرد. اما کازانووا می‌گوید: «به این راحتی هم نیست»... پدر خانواده در همان آغاز شکل‌گیری این بحران محل را به‌سرعت ترک کرده و این مادر خانواده است که بچه‌ها را با مهر به آغوش کشیده است. اینجاست که ما با آغاز یک چالش بزرگ اخلاقی مواجه می‌شویم ...