امسال جایزه ادبی کتابخانه کنگره آمریکا [2021 Library of Congress Prize] به «جوی ویلیامز» [Joy Williams] نویسنده و رمان‌نویس شناخته شده این کشور رسید.

جایزه کتابخانه کنگره آمریکا [2021 Library of Congress Prize] جوی ویلیامز» [Joy Williams]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، «کارکا هایدن» کتابدار ارشد کتابخانه کنگره آمریکا و مسئول این جایزه اعلام کرد معیار انتخاب نفر برنده برای جایزه سال 2021 محتوای داستانی با محوریت قراردادن تفکر و تخیل بوده است.

جایزه ادبی کنگره آمریکا که سابق بر این با نام دستاورد خلاقانه در حوزه ادبیات داستانی معروف بود، اولین بار در سال 2009 تاسیس شد و هر سال به بهترین اثر داستانی چاپ شده در آمریکا داده می‌شود. این جایزه در سال 2013 تغییر نام داد و با عنوان جایزه کنگره آمریکا به داستان آمریکایی هر سال جوایز ارزنده‌ای به رمان‌های منتشر شده در این کشور اعطا می‌کند.

فیلیپ راث، ایزابل آلنده و جان گریشام از برندگان مشهور سال‌های گذشته این جایزه محسوب می‌شوند. جوی ویلیامز نیز نویسنده‌ای شناخته شده در کشورش است که پیش از این در لیست نامزدهای نهایی جوایز معتبری مثل پولیتزر، حلقه منتقدان آمریکا و جایزه کتاب ملی معرفی شده بود.

به گفته هایدن امسال برنده از میان 60 اثر ادبی از جمله داستان‌های نوشته شده توسط برندگان سابق این جایزه انتخاب شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...