کتاب «راهنمای به‌آتش‌کشیدن خانه‌ نویسندگان در نیوانگلند» [An arsonist's guide to writers' homes in New England] نوشته‌ براک کلارک [Brock Clarke] و با ترجمه‌ الهام عسکری منتشر شد.

راهنمای به‌آتش‌کشیدن خانه‌ نویسندگان در نیوانگلند» [An arsonist's guide to writers' homes in New England] نوشته‌ براک کلارک [Brock Clarke]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، رمان «راهنمای به آتش کشیدن خانه نویسندگان در نیوانگلند» پرفروش‌ترین رمان براک کلارک است. این رمان در زمان انتشار به‌عنوان پرفروش‌ترین کتاب آمریکا شناخته شد. این کتاب در انگلستان، استرالیا و نیوزلند منتشر و به زبان‌های فرانسوی، هلندی، اسپانیایی، آلمانی، ایتالیایی و پرتغالی نیز ترجمه شده است.

«راهنمای به آتش کشیدن خانه نویسندگان در نیوانگلند» روایت زندگی سام پالسیفر بخت‌برگشته و کودن است که ناخواسته خانه امیلی دیکینسون؛ شاعر و نویسنده آمریکایی را به آتش می‌کشد و در این ماجرا دو نفر را به کشتن می‌دهد.

سام در بیست‌وهشت‌سالگی، پس از ۱۰ سال حبس، زندگی تازه و آرامی را آغاز می‌کند، اما رسیدن سیل نامه‌های درخواست از او برای آتش زدن خانه نویسندگان بزرگ و آتش گرفتن خانه‌های نویسندگانِ دیگر دوباره او را به وادی اثبات بی‌گناهی‌اش می‌کشاند...

براک کلارک؛ نویسنده معاصر امریکایی در دانشگاه بودُینِ ایالت مِین آمریکا، نگارش خلاق تدریس می‌کند. وی نویسنده داستان کوتاه و رمان است؛ جوایز ادبی متعددی را در کارنامه خود دارد و آثارش به بیش از ده زبان زنده دنیا ترجمه شده‌اند.

عمده شهرت او توانایی شگفت‌انگیزش در آفرینش کمدی‌های تاریک و طنزهای تلخ درباره مردم عادی آمریکا و چالش‌های زندگی‌شان است. او علاقه خاصی به توصیف شخصیت‌های بسیار ساده، ناشی و بداقبال دارد.

در بخشی از کتاب می‌خوانیم: «گذشته ناگهان سروکله‌اش پیدا می‌شود و وقتی هم که بیاید، دیگر می‌آید و می‌آید: نه یک بخش آن، بلکه همه‌اش بازمی‌گردد.

انبوه فراموش‌شده‌ها از فراموش‌کده بیرون می‌زنند و به شما هجوم می‌آورند. پننهان شدن از دستشان هم فایده‌ای ندارد. پیدایتان می‌کنند. گذشته‌ی شماست. تنها کسی که دنبالش می‌گردد، شمایید.»

کتاب «راهنمای به‌آتش‌کشیدن خانه نویسندگان در نیوانگلند» ۳۴۴ صفحه دارد و با تیراژ ۱۱۰۰ نسخه و قیمت پشت جلد ۶۹هزار تومان در دسترس عموم علاقه‌مندان کتاب قرار گرفته است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...