سقوط اخلاق یا قانون؟ | هم‌میهن


ژان تولی [Jean Teulé] که داستان‌هایش در دنیای ادبیات فرانسه به طنز تلخ و درام اجتماعی معروف هستند، در رمان «قانون جاذبه» [Les lois de la gravité] داستان یک پرونده واقعی را روایت می‌کند تا تضاد بین مفاهیم گناه، عذاب وجدان و حس عدالت فردی با قوانین رسمی و محدودیت‌های زمانی را نشان بدهد. همچنین او در این رمان کوتاه، فشرده و روانشناسانه بر اینکه مسئولیت اخلاقی و رستگاری فردی فراتر از چارچوب قانونی است، تاکید می‌کند و به بررسی سقوط اخلاقی، پیامدهای گناه و کشمکش درونی انسان می‌پردازد.

خلاصه رمان قانون جاذبه» [Les lois de la gravité]

ژان تولی، کارگردان و نویسنده فرانسوی که در ایران با رمان «مغازه خودکشی» شناخته می‌شود، اولین رمان‌اش به‌نام «رنگین‌کمان برای رمبو» را در دهه 90 میلادی منتشر کرد. تولی علاوه بر نوشتن رمان، فعالیت‌هایی در حوزه تصویر‌سازی و سینما هم داشته است. اما سبک منحصربه‌فرد، شوخ‌طبع و عمیق تولی در داستان‌نویسی و نوشتن زندگی‌نامه، توجه منتقدان و مخاطبان را جلب کرد و جوایز متعددی را برای او به‌ارمغان آورد.

این نویسنده در دوران فعالیت خود آثار متعددی به‌صورت رمان، داستان کوتاه و نمایشنامه نوشته، اما دو کتاب «مغازه خودکشی» و «آدم‌خواران»، بهترین و پرفروش‌ترین آثار او هستند. «مغازه خودکشی» داستان ناامیدی مردم شهری آخرالزمانی را توصیف می‌کند که با شرایط آب‌وهوایی و اقلیمی نامساعد برای ادامه حیات دست‌و‌پنجه نرم می‌کنند.

ژان تولی در این رمان با زبان طنز تقابل زندگی، مرگ، خودکشی، عشق و امید را در مغازه‌ای که وسایل و اسباب موردنیاز خودکشی و نحوه‌ استفاده از آن‌ها را در اختیار مشتریان‌اش می‌گذارد، به تصویر می‌کشد. این کتاب که به 20 زبان دنیا ترجمه شده، جوایز و افتخارات متعددی به‌دست‌آورده است و یک اقتباس سینمایی هم از آن در قالب پویانمایی، در سال 2021 اکران شد.

کتاب «آدم‌خواران» هم که اولین‌بار در سال 2009 منتشر شده، داستانی واقعی درباره فاجعه خشونت‌بار تاریخی فرانسه در سال 1870 است که براساس آن، انسان‌ها در یک موقعیت اجتماعی کم‌کم به موجوداتی غیرمنطقی و آدم‌خوار تبدیل می‌شوند. این اثر تولی به‌شدت تاریک، تلخ و خشونت‌بار است، اما به‌این‌دلیل که روایتی مستند و تاریخی از یک فاجعه انسانی ثبت کرده، تقدیر و تحسین منتقدان را برانگیخته است.

ژان تولی علاوه بر این دو کتاب، آثاری دیگری ازجمله خر زهره، ویروس، قصیده‌ای برای پدر فراموش‌شده، عزیزم و کادر دارد. او که در اغلب آثارش تاریک‌ترین افکار انسانی و پوچی‌های زندگی مدرن را با زبان کمدی و تراژدی ترکیب می‌کند و به تصویر می‌کشد، در رمان «قانون جاذبه» هم تقابل قانون و اخلاق را بین دو شخصیت اصلی نشان می‌دهد.

داستان این‌گونه شروع می‌‌شود که زنی برای اعتراف به قتل همسرش، پیش افسر پلیس می‌رود تا بگوید که 10 سال پیش، شوهر خشن و سادیست خود را از طبقه یازدهم خانه‌شان به پایین پرت کرده است. جنایتی‌که در آن زمان به‌دلیل سابقه خودکشی ناموفق مرد، به خودکشی تعبیر و پرونده بسته شد. اما به‌خاطر حس عذاب‌وجدان یا عدالت‌خواهی زن، 10سال بعد ـ یک‌روز پیش از فرارسیدن موعد قانونی برای مختومه‌شدن دائمی پرونده ـ او به جایی می‌رسد که هرجور شده، تسلیم قانون و مجازات شود.

گره ماجرا زمانی ایجاد می‌‌شود که افسر پلیس، شوهر زن را شر مطلق می‌داند و زن را تشویق می‌کند تا برای نجات آینده خود و فرزندانش، بی‌خیال قانون و عدالت شود. در ادامه داستان، تقابل این‌دو بر سر مفهوم گناه، عدالت، عذاب وجدان و قوانین جاذبه انسانی در یک فضای بسته روایت می‌شود. این روایت که عمدتاً در یک موقعیت بسته و محدود مثل ایستگاه پلیس، شیفت آخر و ساعت‌های آخر مرخصی انجام می‌شود، در کنار دیالوگ‌ها و مونولوگ‌های کوتاه و روان دو شخصیت اصلی، به تنش‌ها و درگیری‌های داستان اضافه کرده است.

این داستان کوتاه اما فشرده و پرتنش که براساس یک پرونده واقعی است، در سال 2003 نوشته شده، در مرز تریلر روانشناختی و درام اجتماعی حرکت می‌کند. قانون جاذبه اتاق بازجویی را توصیف می‌کند که در آن، قوانین قضایی و اخلاقی در حال نقض هستند. همین تقابل ذهن مخاطب را در طول داستان درگیر یک جدال فلسفی و اخلاقی می‌کند.

عنوان کتاب، «قانون جاذبه» نیز، هم‌زمان به قانون فیزیکی سقوط و به نیروی نامرئی وجدان و گناه اشاره می‌کند تا نشان دهد همان‌گونه که جاذبه جسم را به زمین می‌کشد، حس گناه نیز روح را به درون تاریکی فرو می‌برد. این استعاره، محور اصلی‌ رمان را تشکیل می‌دهد. داستانی‌که با سقوط شوهر شروع می‌شود، در ادامه سقوط اخلاقی زن را توصیف و کشش اجتناب‌ناپذیر میان قانون بیرونی و قانون درونی وجدان را روایت می‌کند.

علاوه بر این، زمان هم در روند داستان نقش کلیدی ایفا می‌کند. سه‌ساعت تا پایان شیفت و پایان مرور زمان که به اضطراب لحظات پایانی نابودی یا رستگاری اضافه می‌کند. درمجموع این اثر به گفته مترجم، مخاطب را با این پرسش مواجه می‌کند که اگر قانون جاذبه، نه مربوط به سنگینی اجسام بلکه درباره سبکی تحمل‌ناپذیر هستی باشد، چه می‌شود؟

خواندن این رمان برای کسانی مناسب و جذاب خواهد بود که به رمان‌های روانشناسانه و گفت‌وگومحور علاقه دارند، در ادبیات ـ بیش از ماجراهای پرحادثه ـ به‌دنبال تأمل و کشف درون انسان‌ هستند و دوست دارند تا روابط میان قانون، اخلاق، گناه و رهایی را در قالب داستانی فشرده و پرتنش بررسی کنند. کتاب «قانون جاذبه» را نشر چشمه در 131 صفحه، با ترجمه زهرا قدیمی و به قیمت 190 هزار تومان منتشر کرده است.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...
تقبیح رابطه تنانه از جانب تالستوی و تلاش برای پی بردن به انگیره‌های روانی این منع... تالستوی را روی کاناپه روانکاوی می‌نشاند و ذهنیت و عینیت او و آثارش را تحلیل می‌کند... ساده‌ترین توضیح سرراست برای نیاز مازوخیستی تالستوی در تحمل رنج، احساس گناه است، زیرا رنج، درد گناه را تسکین می‌دهد... قهرمانان داستانی او بازتابی از دغدغه‌های شخصی‌اش درباره عشق، خلوص و میل بودند ...