ترجمه آثار علامه طباطبایی به عنوان مقدمه‌ای در ترویج آموزه‌های کتاب‌های ایرانی، از نتایج گفت‌وگوهای محمد خیر، رییس موسسه ملی ترجمه مالزی با رایزن فرهنگی در کوالالامپور، پایتخت مالزی بود.

به گزارش کتاب نیوز به نقل از روابط عمومی و اطلاع‌رسانی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، در این دیدار که در رایزن فرهنگی جمهوری اسلامی ایران صورت گرفت، محمدحسن واحدی، رایزن فرهنگی جمهوری اسلامی، درباره ترجمه آثار علمی زبان فارسی و کتاب‌های منتشره از دانشمندان ایرانی به توافق‌هایی دست یافتند.


واحدی با بیان این که تاثیر زبان و ادبیات فارسی در جامعه مالزی و بر زبان مالایی زیاد است، گفت: مشترکات فرهنگی متعددی میان ملت ایران و ملت مالزی وجود دارد.

رایزن فرهنگی ایران افزود: سه کتاب «اصول فلسفه و روش رئالیسم»، «بدایت الحکمه» و «نهایت الحکمه» از آثار علامه طباطبایی، کتاب‌هایی غنی و درخورند که برای آغاز این همکاری، می‌توانند بهترین نمونه‌ها باشند. «بدایه الحکمه» و «نهایه الحکمه» با هم یک مجموعه مباحث فلسفی در فلسفه اسلامی‌اند.

واحدی گفت: علامه سید محمدحسین طباطبایی فیلسوف بزرگ معاصر است و شاگردان بزرگی دارد که هریک استوانه علمی‌اند؛ به عنوان مثال عالم و متفکر بزرگ اسلامی آیت‌الله مرتضی مطهری که حدود یکصد کتاب از ایشان چاپ و منتشر شده است یا آیت‌الله جوادی آملی که ده‌ها کتاب تألیف کرده‌اند.

در این دیدار رییس موسسه ملی ترجمه مالزی نیز بیان کرد: با توجه به شناختی که از جامعه مالزی دارم، از فلسفه استقبال بیشتری خواهد شد و این پیشنهاد خیلی عالی است.

وی افزود: ما روی ترجمه متون به‌جا مانده از علامه طباطبایی کار می‌کنیم و کار ما هم فرهنگی ـ علمی است.

در خاتمه این دیدار توافقاتی در زمینه ترجمه آثار فلسفی علامه طباطبایی به عنوان مقدمه‌ای در نشر کتاب‌های ایرانی انجام شد.

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...