کتاب «رابطه قرآن و کتاب مقدس؛ بررسی دیدگاه آنجلیکا نویورت» محصول مشترک پژوهشکده فرهنگ و معارف قرآن و پژوهشکده فلسفه و کلام اسلامی و به قلم سید حامد علیزاده موسوی منتشر شد.

رابطه قرآن و کتاب مقدس؛ بررسی دیدگاه آنجلیکا نویورت

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، در معرفی این کتاب آمده است: یکی از مهم‌ترین مباحثی که همواره مورد توجه قرآن پژوهان و مستشرقان بوده و دیدگاه‌های بسیاری را سبب شده است، رابطه میان قرآن و کتاب مقدس است. در این میان آنجلیکا نویورت[Neuwirth, Angelika] از جمله مستشرقانی است که سال‌ها به بررسی این موضوع پرداخته و دیدگاهی متفاوت با اسلاف خود رقم زده است. این کتاب سعی دارد ضمن معرفی دیدگاه نویورت، نقاط قوت و ضعف دیدگاه وی را بازشناسد و به صورت مطالعه تطبیقی و موردیِ موضوعات مشترک میان قرآن و کتاب مقدس، آن را نقد و ارزیابی نماید.

این کتاب در ۴ فصل تألیف شده که فصل اول آن به مبانی دیدگاه آنجلیکا نویورت درباره قرآن و کتاب مقدس، فصل دوم به تبیین دیدگاه آنجلیکا نویورت درباره رابطه قرآن و کتاب مقدس، در فصل سوم به موضوع بازخوانی دیدگاه نویورت به صورت مطالعات موردی و در فصل چهارم به ارزیابی دیدگاه آنجلیکا نویورت درباره رابطه قرآن و کتاب مقدس پرداخته شده است.

کتاب «رابطه قرآن و کتاب مقدس؛ بررسی دیدگاه آنجلیکا نویورت» در ۳۴۰ صفحه، از سوی انتشارات پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی منتشر و در اختیار علاقه مندان قرار گرفته است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...