«کتاب غیبت» اثر شیخ طوسی با ترجمه و تحقیق مجتبی عزیزی توسط انتشارات کتاب جمکران به چاپ هشتم رسید.

کتاب غیبت شیخ طوسی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از  مهر، شیخ طوسی، از برجسته‌ترین چهره‌های علمی جهان تشیع و شخصیت مورد اعتماد شیعه در قرن پنجم هجری است. او حدود ۱۳ سال قبل از وفاتش کتابی نوشته و هنگام نگارش آن، به بسیاری از منابع مهم قدما و کتاب‌های معتبر خطی و نسخه‌های اولیه آنها دسترسی داشته که باعث افزایش اعتبار کتاب و متمایز شدن آن از سایر کتب مشابه شده است.

در این کتاب که «الغیبه» نام دارد، شیخ طوسی به علت و انگیزه غیبت امام زمان و حکمت الهی که موجب آن شده، با بهترین دلایل عقلی و شرعی بر وجود امام زمان و غیبت و ظهور آن حضرت در آخرالزمان اشاره کرده است. کتاب او از بهترین، مهم‌ترین و کامل‌ترین منابع شیعه درباره مسئله غیبت امام زمان عجّل‌الله‌فرجه‌الشریف است.

شیخ طوسی، در نگارش این‌اثر، شیوه‌هایی نو و ابتکاری به کار گرفته و به تمام جوانب غیبت امام زمان اشاره کرده و با استدلال به قرآن و روایات پیامبر و ائمه معصومین و حکم عقل، به پاسخ‌گویی شبهات و اشکالات مخالفین پرداخته است. او در این‌کتاب بسیاری از فضایل امام زمان، سیره و روش آن حضرت را در زمان غیبت و هنگام ظهور بیان کرده و بسیاری از علائم ظهور وی را ذکر کرده است.

«کتاب غیبت» طی هزار سال، پیوسته مورد توجه علما و فقهای شیعه بوده و بزرگان، در تالیفات خود بسیار به آن استناد کرده و از آن نقل کرده‌اند.

چاپ هشتم این‌کتاب با ۸۳۲ صفحه و قیمت ۱۴۵ هزار تومان عرضه شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...