گروه انتشاراتی هچت [Hachette Book Group] از لغو شدن برنامه انتشار کتاب خاطرات وودی آلن، فیلمساز آمریکایی برنده اسکار خبر داد.

به گزارش همشهری آنلاین به نقل از گاردین، در شرایطی که مدیران اشت قصد داشتند کتاب «بی‌خود و بی‌جهت» را ماه آینده میلادی روانه بازار کنند، اعتراض گسترده کارکنان دفتر مرکزی این شرکت در نیویورک باعث شد از تصمیم خود برگردند. کارمندان اشت در واکنش به رسوایی اخلاقی فیلمساز ۸۴ ساله نیویورکی به خیابان آمدند تا نشان دهند ارزش‌های اخلاقی برای آنها مهم‌تر از سود سرشار ناشی از انتشار یک کتاب جنجالی و احتمالا پرفروش است.

آلن در سال‌های اخیر به اتهام آزار جنسی دخترخوانده خود به شدت زیر فشار افکار عمومی بوده است. او با اینکه همچنان به کار ساختن فیلم ادامه می‌دهد اما برای نمایش دادن آثارش به مشکل خورده و قراردادهای همکاری‌اش با شرکت‌های فیلمسازی لغو شده است. آلن را می‌توان از بزرگ‌ترین قربانیان جنبش MeToo دانست که برای احقاق حق زنان آزاردیده هالیوودی راه افتاد و پای برخی بازیگران و فیلمسازان بزرگ را به رسوایی‌های اخلاقی و جنسی باز کرد.

................ هر روز با کتاب ...............

روایتی از اعماق «ناشنیده‌ها» و «مسکوت‌ گذاشته شده‌ها»... دعوتی به اندیشیدن درباره‌ی «پدری و فرزندی»... پدر رفته است اما تو باید بمانی و «زندگی» کنی... مصاحبه یک روان‌درمانگر تحلیلی با چهارده فرزند شهید... کودکی، نوجوانی و بلوغ در نبود پدر چه رنگ و بویی داشت؟ فقدان او در بزنگاه‌های مهم زندگی -تحصیل، کار، ازدواج، صاحب فرزند شدن- خود را چگونه نشان داد؟... مادرانی که مجدداً ازدواج کرده‌اند و مادرانی که نه ...
صبا که نیم ‌ساعت دیرتر از صنم به دنیا آمده زودتر از او از دنیا می‌رود و خواهر خود را در گیجی و بهت چنین مرگ نزدیکی رها می‌گذارد... مسئله‌ی هر دو یکی است: «عشق»... سهم مادر در خانه پای تلویزیون مشغول تماشای سریال‌های جور و واجور... پرداخت به وجوه اروتیک و جسمانی یا زمینی عشق در پرده‌داری و حجب صورت گرفته ولی آن‌قدر به زبانی رومانتیک و رویایی نزدیک شده که گاه پرگو و گاه برانگیزاننده می‌شود. ...
حاصل شرط بندی دو اعجوبه سینما و ادبیات در یکی از سفرهای تفریحی‌شان به قصد ماهیگیری بود... برداشتی کاملا آزاد بود که تفاوت‌های آشکاری با متن اصلی داشت... انقلابی‌های کوبایی و چینی به زوج آزادیخواه فرانسوی تبدیل می‌شوند... از انسانی بی‌طرف و بی‌اعتنا نسبت به جنگ به یک آزادیخواه مبارز علیه حزب نازی و از یک مرد تنهای سرد به عاشقی جدی تغییر می‌کند ...
الهامی از زندگی کارگران پاریسی... با کار رختشویی توانسته است که مبلغی پس‌انداز کند... از او دو پسر داشت... تنبل و خوش‌گذران است و به زودی معشوقه را رها می‌کند و به زنان دیگری روی می‌آورد... با او ازدواج می‌کند... کارگر دیگری زن را می‌ستاید و در دل به او عشق می‌ورزد، اما یاری او کارساز نیست... به باده‌گساری روی می‌آورد... شوق کار را از دست می‌دهد... برای گذران زندگی به روسپی‌گری روی می‌آورد... ...
از ذهنیتی که در میان نظامیان ترک درباره‌ی سلسله‌مراتب و برتری فکری وجود دارد و این‌که چه‌قدر با سوء‌تفاهم‌ها و ظواهر درآمیخته سخن می‌گوید... همان‌گونه که اسب مهتر بی‌هیچ شناختی حرکت اسب مقابل‌اش را تقلید می‌کند، انسان عاری از آگاهی هم به تقلیدی کور از همنوعان‌اش دست می‌زند... مردم را به خاطر کمبود مطالعه و اسارت بی‌قیدوشرط‌شان در برابر سنت‌های خالی از تعقل و خرافه‌های موروثی از نیاکان‌شان، به باد انتقاد می‌گیرد ...