به گفته مسئولان آلمانی با وجود محدودیت‌های بهداشتی به خاطر شیوع ویروس کرونا حضور ناشران خارجی امیدبخش بود.

 فرانکفورت 2021

به گزارش کتاب نیوز به نقل ازایبنا، نمایشگاه کتاب فرانکفورت امسال به صورت تلفیقی در دو نسخه فیزیکی و مجازی از تاریخ 20 تا 24 اکتبر برگزار شد و هفتادوسومین دوره این نمایشگاه دیروز در حالی کار خود را به اتمام رساند که به گفته مسئولان آلمانی با وجود محدودیت‌های بهداشتی به‌خاطر شیوع ویروس کرونا حضور ناشران خارجی امیدبخش بود.

با وجود محدودیت‌های کرونایی در نمایشگاه کتاب فرانکفورت امسال ناشرانی از سراسر جهان در آلمان حضور یافتند و احساس امیدواری برای برگزاری فعال‌تر این نمایشگاه در سال‌های آینده را احیا کردند. اکثر افرادی که امسال به فرانکفورت رفته‌ بودند، از این مسئله اظهار امیدواری کردند که می‌توان به‌طور عادی نمایشگاه‌های دیگری را در سراسر جهان برگزار کرد.

به گفته مسئولان نمایشگاه کتاب فرانکفورت امسال با وجود محدودیت‌های کرونایی بیش از 73هزار نفر از 105 کشور جهان به‌صورت حضوری از نمایشگاه بازدید کردند و حدود 2013 ناشر از 80 کشور جهان نیز کتاب‌های خود را در این نمایشگاه عرضه کردند.

یورگن بوس که طی سخنرانی‌اش در مراسم افتتاحیه از حضور امیدوارکننده ناشران از نمایشگاه صحبت کرده بود، در گزارش بعد از نمایشگاه حضور ناشران را بیشتر از حد انتظار ارزیابی کرد و گفت: بعد از 18 ماه وقفه شروع خوبی در صنعت نشر و نمایشگاه‌های کتاب در جهان بود.

امسال اتفاق جدید نمایشگاه کتاب فرانکفورت راه‌اندازی و تاسیس استودیوی خبری برای پوشش اخبار و گزارش‌های مربوط به ناشران و سخنرانی و کارگاه‌های آموزشی و مصاحبه با نویسندگان بود. بوس گفت: اکثر ناشران از راه‌‌‌اندازی این استودیو رضایت داشتند و به احتمال زیاد در سال‌های آینده نیز این روش ادامه خواهد داشت. وی افزود: نسخه دیجیتال نیز برای ایجاد ارتباط برنامه‌های نمایشگاه با کاربران سایر نقاط جهان مفید بود.

به گفته رئیس نمایشگاه امسال مجموعه‌‌‌ای از برنامه‌های دیجیتال در روزهای پیش از برگزاری نسخه فیزیکی برگزار شد که بیش از 130 هزار کاربر اینترنتی از آن بازدید کردند که از این میان تنها 15هزار کاربر به سایت نمایشگاه مراجعه کردند و بقیه نیز برنامه‌ها را از شبکه‌های اجتماعی نمایشگاه در یوتیوپ و فیس‌بوک دنبال کردند.

امسال کشور کانادا به عنوان مهمان افتخاری نمایشگاه کتاب فرانکفورت با هشت نویسنده به‌صورت حضوری و حدود 52 نویسنده به صورت مجازی در نمایشگاه شرکت کرد. حدود 400 کتاب منتشرشده توسط ناشران کانادایی در برنامه‌های مجازی معرفی و بیشتر آنها در غرفه کانادا در سالن 4 نمایشگاه به نمایش درآمد.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...