تسی‌تسی دانگارمبا [Tsitsi Dangarembga] نویسنده، فیلم‌نامه‌نویس و نمایشنامه‌نویس 62 ساله اهل زیمبابوه به عنوان برنده جایزه پن پینتر 2021 [PEN Pinter Prize] معرفی شد.

تسی‌تسی دانگارمبا [Tsitsi Dangarembga]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، تسی‌تسی دانگارمبا، نویسنده اهل زیمبابوه که سال گذشته برای شورش اعتراضی‌اش ضد فساد به اتهام اخلال در امنیت عمومی در شهر هراره، پایتخت زیمباوه دستگیر شده بود، برنده جایزه پن پینتر 2021 شد.

هیئت داوران این جایزه با توصیف برنده این دوره به عنوان «صدای امیدی که نیاز به شنیدنش داریم» نویسنده اهل زیمبابوه را برای «توانایی‌اش در تصرف و ارتباط با حقایق حیاتی حتی در میانه زمانه پرآشوب» تحسین کردند.

جایزه پن پینتر سالانه به یک نویسنده بریتانیایی، ایرلندی و یا یکی از نویسندگان کشورهای مشترک‌المنافع برای شایستگی‌های ادبی قابل توجه در آثارش که بیشترین قرابت را با آثار هارولد پینتر نمایشنامه‌نویس برنده جایزه نوبل داشته باشد، اهدا می‌شود. مارگارت اتوود و چیماندا آدیچی از برندگان پیشین این جایزه هستند.

دانگارمبا در سن 25 سالگی رمان «شرایط ملتهب» را -که یكی از مشهورترین رمان‌های ادبی زیمبابوه پس از انقلاب سیاهان به شمار می‌رود- نگاشت که با اقبال گسترده‌ای روبه‌رو شد و دوریس لسینگ، نویسنده فقید برنده نوبل ادبیات آن را یکی از مهم‌ترین رمان‌های قرن بیستم دانست. او سپس اثر دیگری تحت عنوان «کتاب نبودن» را که دنباله رمان قبلی بود، منتشر کرد و با انتشار رمان «جسم سوگوار» که بخش سوم این تریلوژی بود و به دوره پسااستعمار زیمباوه در دهه 90 می‌پرداخت، نامزد جایزه بوکر 2020 شد.

دانگارمبا که همچنین یک فیلم‌ساز، نمایشنامه‌نویس و فعال اجتماعی است، پس از دریافت این جایزه گفت: «معتقدم که استقبال مثبت از آثار ادبی مانند این اثر کمک می‌کند تا همگی ما پیرامون آنچه انسانیت است، متحد و یکپارچه شویم.»

کلر ارمیستید، سردبیر فرهنگی روزنامه گاردین نیز درباره او نوشت «دانگارمبا توانسته از طریق سه‌گانه رمان‌هایش توسعه زیمباوه را از مستعمره انگلیس به یک کشور آزاد آشفته و مستبد ترسیم کند و برای انجام این کار یک ذره‌بین شیشه‌ای مقابل چالش‌های مردم معمولی در نقاط مختلف جهان نگاه داشته تا زندگی‌های خوب را در فساد فزاینده و نظم شکننده جهان مدرن شکننده نشان دهد. این همان صدایی است که باید بشنویم و به آن توجه کنیم.»

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...