نام‌های سرشناس دنیای ادبیات چون ویرجینیا وولف، آگاتا کریستی، دوریس لسینگ، جی. کی. رولینگ و کارول آن دافی در فهرست 100 زن بریتانیایی تأثیر‌گذار قرار گرفتند.

به گزارش ایسنا، روزنامه‌ «ایندیپندنت» در آستانه‌ روز جهانی زن (هشتم فوریه) که برای یکصدمین سال برگزار می‌شود، فهرستی از 100 زن قدرتمند بریتانیایی را منتشر و از آن‌ها به عنوان زنانی که دنیا را تغییر داده‌اند، یاد کرده است.


آگاتا کریستی - نویسنده‌ی سرشناس داستان‌های پلیسی و خالق شخصیت‌های معروف «خانم مارپل» و «هرکول پوآرو» - در این فهرست قرار دارد. کریستی نویسنده‌ی پرفروش‌ترین کتاب‌های جنایی در طول تاریخ بوده که بعد از ویلیام شکسپیر، آثارش در میان تمامی ژانرها، پرفروش‌ترین بوده‌اند. گفته می‌شود حدود یک میلیارد جلد از آثار آگاتا کریستی به زبان انگلیسی و یک میلیارد جلد دیگر به 103 زبان دنیا فروخته شده شده‌اند.

همچنین دوریس لسینگ - نویسنده‌ی 91ساله انگلیسی متولد ایران - در میان یک‌صد‌ زن تأثیر‌گذار جهان قرار دارد. او در سال 2007 به عنوان مسن‌ترین برنده‌ی نوبل ادبیات انتخاب شد. لسینگ خالق آثاری چون «زیر پوست من»، «چمن آواز می‌خواند»، «دفترچه‌ طلایی»، «پنج»، «یک زندگی موفق»،‌ «موجی از یک توفان» و «شهری با چهار دروازه» است.

جی.‌ کی. رولینگ - نویسنده‌ی نام‌دار ایرلندی - هم که با هفت‌گانه‌ی پرفروش «هری ‌پاتر» عنوان پردرآمدترین نویسنده‌ی دنیای ادبیات را در اختیار دارد، در این فهرست حضور دارد. شش کتاب اول سری داستان‌های «هری پاتر» بیش از 300 میلیون نسخه فروش جهانی داشتند و به 63 زبان دنیا ترجمه شدند.

ویرجینیا وولف - از مشهورترین نویسندگان قرن بیستم و نویسنده‌ی آثار معروفی چون «خانم دالووی»، «موج‌ها» و «به‌سوی فانوس دریایی» - دیگر نویسنده‌ی مطرح این فهرست است.

کارول آن دافی - شاعر و نمایش‌نامه‌نویس معروف اسکاتلندی - دیگر چهره ادبی حاضر در این فهرست است. او سال گذشته به‌عنوان اولین شاعر زن به مقام ملک‌الشعرای بریتانیا دست یافت. آن دافی طی سال‌ها فعالیت در عرصه ادبیات، جایزه‌های متعددی چون جایزه شعر تی. اس. الیوت (2005)، جایزه فوروارد (1993)، جایزه کتاب کاستا (1993) و جایزه دیلان توماس (1989) را کسب کرده است.‌ ‌

از دیگر شخصیت‌های سرشناسی که در میان 100 زن تأثیر‌گذار جهان قرار دارند، از مارگارت تاچر - نخست‌وزیر سابق انگلیس -، هلن میرن و جودی دنچ - بازیگران سرشناس انگلیسی برنده‌ی اسکار - می‌توان نام برد.

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...