به گزارش کتاب‌نیوز به نقل از دیلی تلگراف، در طی چند سال اخیر برای چندمین مرتبه در دادگاهی در انگلیس از «جی کی رولینگ» نویسنده مجموعه داستان‌های هری پاتر برای دزدی ایده‌ها و افکار دیگران در نوشتن داستان هایش شکایت شده است.

در دادخواست جدید دادگاه ادعا شده است که رولینگ در کتاب پنجم خود «هری پاتر و جام آتش» از ایده ها و داستان های کتاب «افسانه های ویلی جادوی شماره 1: سرزمین کبود» که در سال 1987 چاپ شده است استفاده کرده است.

وکیل خانوادگی آدریان ژاکوب، نویسنده انگلیسی این کتاب می‌گوید من بارها به طرق مختلف این قضیه را به رولینگ و ناشرش گوشزد کردم ولی آنها توجهی به این هشدارها نشان ندادند به طوری که رولینگ حکم دادگاه را مضحک و خنده دار خطاب کرده است.

«پل آلن»‌ در تنظیم این دادخواست برای دادگاه انگلیسی می‌گوید: رولینگ برای خلق ایده هایی مثل دانشکده جادوگری، مسافرت با قطار جادویی و مسابقات جادویی از این کتاب الهام گرفته و در بعضی موارد عیناً‌ نظرات نویسنده را کپی کرده است در حالی که ما از شش سال قبل این مورد را به وی و ناشرانش اطلاع داده بودیم ولی آنها به ما گفتند دیگر نمی توانید جلوی چاپ کتابها را بگیرید.

بنا بر این گزارش، رولینگ در واکنش به این دادخواست و دیگر شکایاتی که علیه وی در این سالها صورت گرفته است، گفت: من از ایراد این شکایت ها تعجب می کنم چرا همه اصرار دارند بگویند من برای نوشتن داستان های هری از منابع دیگر کمک گرفته ام. حقیقت این است که من تا قبل از این اسم این کتابها را هم نشنیده بودم. وی در ادامه گفت: این ادعاها نه تنها بی پایه و اساس هستند بلکه مضحک بوده به طوری که من و انتشارات بلومسبری انگلیس از دفاع در برابر این ادعاها اظهار تاسف می کنیم.

لازم به ذکر است در سال 1987 ژاکوب مجبور شده بود برای چاپ کتاب 36 صفحه ای خود هزینه 5هزار کپی از آن را شخصاً بپردازد و اولین دادخواست رسمی علیه رولینک در سال 2004 از سوی جاناتان تنها پسر ژاکوب صورت گرفته بود.

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...