۲۳ سال پس از انتشار نخستین جلد در غرب، سانسورچی‌های سختگیر کره شمالی سرانجام به انتشار مجموعه کتاب‌های «هری پاتر» چراغ سبز نشان دادند.

به گزارش همشهری آنلاین به نقل از کُریا هرالد، اداره کتاب کره شمالی موافقت خود را با ورود آثار جی کی رولینگ به بازار اعلام کردند تا شهروندان این کشور بتوانند برای نخستین بار نسخه اصلی هری پاتر را بخوانند. کتاب درباره حضور یک نوجوان در مدرسه جادوگری است و شاید شباهت نسبی سرنوشت هری پاتر با کیم جونگ-اون، رهبر جوان کره شمالی یکی از دلایل صدور مجوز انتشار برای آن باشد!

ممیزهای کتاب در بخش شمالی شبه‌جزیره کره اجازه نمی‌دهند نسخه کامل کتاب‌های اروپایی و آمریکایی به دست مردم به ویژه جوانان و نوجوانان برسد اما به نظر می‌رسد هری پاتر در این میان یک استثنا باشد. در روزنامه ادبی کره شمالی در توصیف کتاب‌های خانم رولینگ چنین نوشته شده است: هری پاتر نشان می‌دهد بچه‌ها باید با توان و قدرت خود راه خودشان را بیابند و در عین حال داستانی از دنیای خیال و جادو روایت می‌کند که دور از واقعیت است.

دولت کره شمالی به شدت دسترسی به محتواهای بین‌المللی را محدود و برای شهروندانی که به شکل غیرقانونی به موسیقی و فیلم و ادبیات خارجی دسترسی یابند جریمه سنگین صادر می‌کند. با این حال، برخی از فیلم‌ها و کتاب‌های غربی با اجازه نهادهای دولتی در اختیار مردم به ویژه طبقه متوسط گذاشته می‌شود. سال ۲۰۱۷ یک موسسه اطلاعاتی در واشنگتن اعلام کرد شهروندان کره شمالی دیگر در حفره سیاه اطلاعاتی زندگی نمی‌کنند.

با وجود علاقه مردم این کشور آسیایی به برخی رویدادهای ورزشی از جمله تنیس ویملبدون، تقریبا چهار ماه طول می‌کشد تا این بازی‌ها از تلویزیون و نسخه محلی شبکه‌های اینترنتی چون نتفلیکس پخش شود. بازار قاچاق فلش‌های پر از فیلم و سریال خارجی به ویژه در مرز نزدیک چین پررونق است و ۹۲ درصد از کسانی که از کره شمالی فرار می‌کنند گفته‌اند محتواهای خارجی را روی دستگاه‌های پخش تماشا کرده‌اند.

................ هر روز با کتاب ..............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...