رمان روانشناسی «محاکمه عادت‌ها» اثر علی خاکزادی با ترجمه زهرا الاعرجی به عربی منتشر شد.

محاکمه عادت‌ها علی خاکزادی

به گزارش کتاب نیوز، ترجمه عربی کتاب محاکمه عادت‌ها با عنوان «محاکمة العادات» توسط انتشارات دارالمحیط للنشر امارات متحده چاپ و به بازار بین المللی عربی راه یافت.

رمان روانشناسی «محاکمه عادت‌ها» درباره عادت‌های بشری ست. داستان در یک کلینیک فروش انواع عادت‌ها شروع می‌شود؛ جایی که مراجعین برای خرید عادت‌های جدید و یا حذف عادت‌های بد به آن مراجعه می‌کنند. در ادامه بدن مردی 50 ساله از مغز خود در یک دادگاه بین المللی با حضور دوازده عضو هیئت منصفه شکایت می‌کند. مغز متهم است به داشتن 28444 عادت بد که با تکرار آنها در سراسر عمرش زندگی بدن را تباه کرده است. مغز از بدن جدا می‌شود و به همراه وکلیش در مقابل بدن و وکیل بدن قرار می‌گیرد و...

 محاکمة العادات The Trial of Habits

خاکزادی در گفت‌وگو با خبرنگار کتاب نیوز از انتشار قریب‌الوقوع ترجمه انگلیسی این کتاب با عنوان The Trial of Habits در کمبریج انگلستان و توسط انتشارات پگاسوس پابلیشرز خبر داد و گفت: «ترجمه‌های آلمانی و ترکی استانبولی این کتاب نیز در حال آماده سازی ست و به زودی منتشر خواهد شد.»

پیش از این رمان «محاکمه عادت‌ها» با ترجمه الهام میرزایی به کوردی سورانی با عنوان «دادگه‌یی خووه‌کان» توسط نشر مادیار منتشر شده بود.

................ هر روز با کتاب ...............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...