نسخه‌ای از نخستین چاپ رمان «اولیس» اثر جیمز جویس به قیمت 275 هزار پوند فروخته شد.

به گزارش ایبنا به نقل از رویترز، یک نسخه نادر از رمان «اولیس» اثر برجسته «جیمز جویس» نویسنده ایرلندی، به قیمت 275 هزار پوند (442900 دلار) فروخته شد. این بالاترین قیمتی است که تاکنون برای نخستین چاپ اثری از قرن بیستم پرداخته شده است.


با این معامله که در یکی از بزرگ‌ترین حراجی‌های کتاب‌های عتیقه که هفته گذشته در لندن برپا بود، انجام شد، یک خریدار شخصی انگلیسی این اثر را از آن خود کرد. این نمایشگاه کتاب که هر سال برگزار می‌شود، نسخه‌های چاپی، عکس‌ها و نسخه‌های خطی قدیمی را عرضه می‌کند.

برمبنای اظهار نظر «هارینگتون» که این معامله را انجام داده است «این نسخه "اولیس" یک نسخه استثنایی بود چون کاملا سالم و دست نخورده باقی مانده بود». او افزود «این کتاب در دهه 20 که دوره توقیف و ممنوعیت فروش این اثر بود به نیویورک رسید و از آن زمان تاکنون در میان آثار یک خانواده باقی مانده بود».

در رده‌های بعدی فروش این حراجی، نسخه‌ای از چاپ نخست «منشا انواع» اثر «چارلز داروین» از سال 1859 به قیمت 68 هزار پوند به فروش رسید. نسخه‌ای از کتاب «ماهیت و علت ثروت ملت‌ها» اثر «آدام اسمیت» هم که به چاپ دوم این اثر تعلق داشت، به قیمت 37 هزار پوند فروخته شد.

رمان «اولیس» جیمز جویس در آمریکا نخستین بار به صورت پاورقی در یکی از نشریات و در فاصله سال‌های 1918 تا 1920 منتشر شد. این با توجه به ممنوعیت انتشار آن در طول یک دهه در انگلستان و با توجه به زبان دشوارش در آمریکا نیز در دهه 20 تا 30 ممنوع شد و برای نخستین بار این فرانسه بود که در سال 1922 اجازه انتشار آن را صادر کرد.

«اولیس» از نظر بسیاری از منتقدان به عنوان بزرگ‌ترین اثر ادبی قرن بیستم شناخته می‌شود.

در پایان این حراج یک هفته‌ای آثار عتیقه، رقمی معادل 500 هزار پوند رد و بدل شد.

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...