• 19 بهمن 1384

    جیمز-جویس

    در 1893 به کالج یسوعیان فرستاده شد تا زیر نظر استادان، علوم انسانی فرا گیرد. جیمز با استعداد کم‌­نظیری که داشت سالهای تحصیل را با موفقیت و برجستگی گذراند... به سبب علاقه خاص به ایبسن، زبان نروژی آموخت تا آثار این نویسنده را بتواند به زبان اصلی بخواند... به موسیقی نیز علاقه بسیار داشت و از صدائی دلپذیر برخوردار بود، چنانکه در جشنواره­‌های موسیقی شرکت می‌­کرد... این کمدی که به ظاهر نمایشنامه‌­ای تمسخر­آمیز بود، حقیقت تلخی را از عواطف و مسائل جنسی عرضه می­‌کرد و در نتیجه نمایش آن با موفقیت آمیخته ...

Loading
آیا می‌توان در عصر ارتباطات، که هیچ‌چیزی را نمی‌توان از دیده‌ها پنهان داشت، «اولیس» را از دیدِ مردمِ ایران دور داشت؟... از آمریکا تا انگلستان حمله به جویس و «اولیس» شروع شد... انجمن مقابله با گناه نیویوک... با حکم دادگاه مبنی بر عدم انتشار «اولیس» و جریمه پنجاه‌دلاری، ناشران هم از انتشار آن صرف‌نظر کردند... ترجمه عربی «اولیس» در 1982 منتشر شد... چه کسی «صلیبِ اولیس» را به دوش خواهید کشید ...
طرح جلدی از رمان «غرور تعصب» اثر جین آستن و نیز طرح جلدی از مجموعه داستان «دوبلینی‌ها» اثر جیمز جویس در میان این آثار دیده می‌شوند. رمان «غرور تعصب» تا به امروز بیش از 30 بار در ایران ترجمه و منتشر شده است. همچنین «دوبلینی‌ها»ی جیمز جویس نیز تا به حال 6 بار و توسط ناشران مختلف ترجمه و به چاپ رسیده است. ...
این کتاب ترکیبی از «آلیس در سرزمین عجایب»، «دن کیشوت»، و «کشتن مرغ مینا» است زیرا داستان دخترکی را روایت می‌کند که در روز تولدش در ماجراجویی عجیبی در جستجوی درخت آرزوست و درمی‌یابد انسان باید آرزوهایش را با مهربانی و لحاظ کردن زندگی دیگران برگزیند. فاکنر این کتاب را برای ویکتوریا فرانکلین، دختر معشوقه‌اش در کودکی نوشت. فاکنر امیدوار بود مادر ویکتوریا زندگی زناشویی‌اش را رها کند و با او ازدواج کند که البته این اتفاق چند سال بعد و شاید به دلیل نوشتن این کتاب توسط فاکنر رخ داد! ...
هر آنچه به سر جویس آمد از ایتالیا نشأت گرفته است و من یک ایتالیایى هستم... به واسطه تسلطى که به زبان داشت، در همان سال ها مى نویسد: «زبان در شکل والایش در هر چیزى، شعر، داستان و... مدافع حقیقت است»... خداوند زبان خاصى را به آدم نبخشیده است، بلکه تنها راه و روش را به او نشان داده است... اولیس در عین سادگى، در عین اینکه تنها روایتى ساده از یک برهه زمانى کوتاه است مى تواند ساعت ها همه زبان شناسان را سرگرم کند. ...
خوب است یا بد است که آدم مادرش را ببوسد؟ دوستان همکلاسی‌اش برای این مسئله بی‌رحمانه او را اذیت و پریشان می‌کنند. آیا پارنل قهرمان رهایی‌بخش ایرلند است یا واقعاً مردی «گمراه» از گناه جسمانی؟ و خود پدر روحانی‌ها چه؟ آیا بی‌گناه‌اند؟ می‌بینیم که نه. پس آنها پیش چه کسی اعتراف می‌کنند؟... عطر خرید و فروش چیزهای متبرک با بوی زن درمی‌آمیزد. ...
بسیار دشوار است که چنین کتابی را در قالب یکی از انواع ادبی جا داد. حقیقت آن است که اولیس شکل هنری خاصی را برای نخستین بار ارائه می‌دهد که به طور یکسان هم به افسانه و مرثیه و حماسه و سرگذشت و تاریخ و تحقیق و هجویه و گزارش خبری تعلق دارد، و هم به حکایت خنده‌آور و درام و سالنامه و آواز مذهبی و موسیقی سمفونی و اپرا یا رساله درباره کیهان‌شناسی... اولیس نوعی نقیضه‌گویی یا روایت جدیدی از اودیسه هومر است. ...
در حال بارگزاری ...
در حال بارگزاری ...
بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...