کتاب «یک‌ درخت، یک‌ صخره، یک ابر (برجسته‌ترین داستان‌های کوتاه دو قرن اخیر)» با ترجمه حسن افشار توسط نشر مرکز به چاپ پانزدهم رسید.

یک‌ درخت، یک‌ صخره، یک ابر (برجسته‌ترین داستان‌های کوتاه دو قرن اخیر) حسن افشار

به گزارش خبرنگار مهر، این‌کتاب داستان‌هایی از نیکلای گوگول، ادگار آلن پو، فرانتس کافکا، جیمز جویس، خورخه لوئیس بورخس، ویرجینیا وولف، هرمان ملویل، خولیو کورتاسار و... را در بر می‌گیرد.

گردآورنده کتاب ۲ ملاک را برای انتخاب این‌داستان‌ها به کار گرفته که اولی، این است که هرکدام از داستان‌ها در دوره خود یک‌دستاورد جدید محسوب می‌شده‌اند و دومی به‌ این‌ترتیب است که هر داستان، حادثه‌ای مهم در تکامل تاریخ داستان کوتاه محسوب می‌شود.

هر داستان کتاب، همراه با مقدمه کوتاهی منتشر شده که آن را به مخاطب معرفی می‌کند. ابتدای کتاب و پیش از شروع داستان‌ها هم پیش‌گفتار مفصلی درج شده که اطلاعات دیگری را درباره این‌داستان‌ها و تاریخ داستان‌کوتاه شامل می‌شود.

چاپ پانزدهم این‌کتاب با ۸۲۲ صفحه و قیمت ۹۸ هزار و ۵۰۰ تومان عرضه شده است.

کتاب دیگری که این‌ناشر به‌تازگی تجدیدچاپ کرده، «مبانی آفرینش ملودی در آهنگ‌سازی» نوشته محمدرضا آزاده‌فر است که به تازگی با نسخه‌های چاپ دوم به بازار عرضه شده است.

نویسنده این‌کتاب، با توجه به این‌که تمرکز فرهنگ‌های موسیقایی ایران، هندوستان، اعراب و ترک‌ها بر ملودی، نسبت به این‌مفهوم در غرب بسیار تفاوت دارد،، ضرورت نوشتن این‌کتاب را احساس کرده و آن را به رشته تحریر درآورده است.

چاپ دوم این‌کتاب هم با ۳۴۴ صفحه و قیمت ۵۶ هزار و ۵۰۰ تومان به بازار آمده است.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...