مورد انتظار ترین کتاب پایان سال | شرق


نیکولا سارکوزی، رئیس‎جمهوری سابق فرانسه، ممکن است با مشکلات قانونی فزاینده‌ای روبه‎رو باشد، اما جایگاه او به‎عنوان یک نویسنده پرفروش شکی نیست. کتاب عجولانه او درباره تجربه اخیرش در زندان، به گفته ناشرش، در کمتر از یک هفته 100هزار نسخه فروخته است. کتاب توسط انتشارات «فایارد»، تحت کنترل نویسنده و میلیاردر راست‌گرا، «وینسنت بولور» منتشر شد. این میلیاردر نفوذ زیادی در رسانه‌ها و سیاست فرانسه دارد. کتاب 216 صفحه‏ای سارکوزی به‎ دلیل پیام سیاسی خود، جنجال به پا کرده است.

خاطرات یک زندانی» [The Journal of a Prisoner]

سارکوزی در ماه سپتامبر گذشته به جرم درخواست کمک مالی غیرقانونی از معمر قذافی، دیکتاتور سابق لیبی، برای کمپینی که در سال ۲۰۰۷ به ریاست جمهوری او منجر شد، مجرم شناخته شد. او به پنج سال زندان محکوم شد، اما پس از گذراندن تنها ۲۰ روز، پس از آن‎که قاضی دستور آزادی مشروط او را صادر کرد، زندان لا سانته در پاریس را ترک کرد. او در دو پرونده دیگر، یکی به ‎دلیل تأمین مالی غیرقانونی کمپین و دیگری برای فساد و سوءاستفاده از نفوذ، محکوم شده است. او و همسرش با محاکمه احتمالی دیگری به‎دلیل اتهاماتی مبنی بر تلاش برای رشوه دادن به یک شاهد کلیدی دادستانی روبه‎رو هستند.

مورد انتظار ترین کتاب پایان سال
کتاب «خاطرات یک زندانی» [The Journal of a Prisoner] «مورد انتظارترین کتاب پایان سال» نامیده شده است. شرح وقایع زندگی سارکوزی، رئیس‎جمهوری سابق فرانسه، پشت میله‌های زندان. به‎گفته نویسنده، این کتاب در هفت تا هشت ساعت کار فشرده از روی یک صندلی ناراحت پشت یک میز سست در سلول دوازده متر مربعی در زندان نوشته شده است.
دوران محکومیت او از ۲۱ اکتبر آغاز شد و کمتر از سه هفته بعد، در ۱۰ نوامبر، زمانی که در حین اعتراض به حکم، آزادی مشروط دریافت کرد، به پایان رسید. در فرانسه، این کتاب مطمئناً بیشترین تمسخر را در پایان سال به خود اختصاص داده است. جملاتی همچون «بیست روز در زندان است و ترجیح می‌دهد با «آلفرد دریفوس» مقایسه شود!» دریفوس افسر ستاد توپخانه در ارتش فرانسه بود که به خیانت به کشورش محکوم شده بود. وی که یهودی‎تبار بود، به جرم جاسوسی برای آلمان» به محاکمه کشیده بود. وی در دادگاه نظامی جنجالی در سال 1894 میلادی، محکوم به خلع درجه و تبعید ابدی در جزیره‎ ای در «گویان» در شمال شرقی آمریکای جنوبی شد. پس از حدود پنج سال و کشف اسناد و مدارک جدید، دریفوس بی ‌گناه تشخیص داده شد. سارکوزی در چنین مقایسه ‎ای می ‎نویسد«شباهت‌های بین پرونده‌های آن‎ها «حیرت‌آور» است.»

محیط طاقت ‌فرسای زندان
زندان «لا سانته» محیطی طاقت‌فرسا دارد. زندانی بیست و پنج دقیقه زودتر رسیده بود. او این لحظات را چنین شرح می ‎دهد: «وقت‌شناسی» یک بیماری است. مرد وظیفه‌ شناسی مثل او در زندانی از «آدمکش‌ ها، خلافکاران و کلاهبرداران از هر نوع» چه می ‌کند؟ او مدعی است گرفتاری او، نتیجه توطئه برای درخواست پول از دولت لیبی، تحت دیکتاتوری سرهنگ معمر قذافی، برای تأمین مالی مبارزات انتخاباتی ریاست‎ جمهوری خود در سال ۲۰۰۷ نیست. سارکوزی «بی ‌گناهی کامل و مطلق» خود را حفظ می‌ کند و اصرار دارد که سقوطش کار دسته ‌ای از دشمنان پنهان اوست.

او می ‌نویسد: «به طنزِ موقعیت و به این زندگی عجیب خودم فکر کردم. چرا چنین موقعیت‌ افراطی را تجربه کرده ‌ام؟» این همان مردی است که زمانی قول داده بود با استفاده از یک دستگاه شستشوی صنعتی، حومه پاریس را از «زباله‌ های» انسانی پاک کند. اما او اکنون ملایم‌تر، آسیب‌پذیرتر است، یا حداقل دوست دارد خوانندگان او را اینگونه ببینند. پس از بازرسی کامل بدنی، به طبقه ‌ای که در آن محبوس خواهد شد، بالا می ‌رود. «انگار همه آن‎ها ترتیب داده بودند که وقتی من از آنجا رد می‌ شدم، آنجا باشند.»

سارکوزی که به‎عنوان زندانی شماره ۳۲۰۵۳۵ نام گرفته تلاش می ‌کند تا دچار ترحم به حال خود نشود. واضح است که سلول شماره ۱۱ مورد علاقه او نیست. علاوه بر میز و صندلی کثیف، دوش «نامناسب ‌ترین» وسیله ‎ای است که او تا به حال دیده است و تشک، سفت ‌ترین تشکی است که تا به حال احساس کرده است، و آینه در نصف ارتفاع آویزان شده است، به ‎طوری که او مجبور است «برای مرتب کردن موهاهیش یا کوتاه کردن ریش خم شود.» او به ‎دلایل ایمنی در سلول خود منزوی شده بود. سارکوزی از خوردن غذای زندان امتناع می‌کند و با ماست، غلات صبحانه، آب معدنی، آب سیب و «چند خوراکی شیرین» که در یک یخچال کوچک نگه دارد، امرار معاش می‌کند.

سارکوزی در بخشی از کتاب خود درباره ملاقاتش با «امانوئل ماکرون» رئیس‎جمهور فرانسه در کاخ الیزه، چند روز قبل از رفتن به زندان می ‌نویسد: «من چیزی برای گفتن به او نداشتم و تمایل کمی برای یک گفت‌ و گوی دوستانه داشتم.» ماکرون به سارکوزی گفت که او را به زندان دیگری، ظاهراً امن‌تر، منتقل خواهد کرد. بسیاری از چهره‌ های سیاسی دیگر فرانسه نیز در کتاب سارکوزی مورد اشاره قرار می‌ گیرند. سارکوزی از «مارین لوپن» رهبر راست‎ افراطی به‎ خاطر حمایتش و از «ژان لوک ملانشون» رهبر چپ ‎افراطی برای سکوتش، تشکر می ‌کند اما او از «سگولن رویال» رقیب انتخاباتی خود به خاطر «ادعای واضحش مبنی بر اینکه به خاطر پول قذافی در انتخابات ۲۰۰۷ شکست خورده است!» به‎شدت انتقاد می ‌کند.

در بازار کتاب فرانسه، آثاری که توسط سیاستمداران نوشته می ‌شوند معمولاً فروش کمی دارند، اما آثار سارکوزی استثنا است. با وجود منتقدانش، او پیروان وفاداری دارد که شخصیت او را تحسین می‌ کنند. شخصیت، داستان و شیوه‌ بیان صریح او، او را به کسی تبدیل می‌کند که می‌تواند در عرصه‌ نشر موفق باشد.

دیگر کتاب‎های سارکوزی
نیکولاس سارکوزی متولد 28 ژانویه 1955 فرزند سوم خانواده یک مهاجر بود. پدر وی مجارستانی و مادرش یهودی فرانسوی است. پدر و مادرش در دوران کودکی از یکدیگر جدا شدند. او در 6 مه سال 2007 به ششمین رئیس ‌جمهور، جمهوری پنجم فرانسه تبدیل شد. او از سال ۱۹۹۴ تاکنون حدود ده عنوان کتاب با مضامین متنوع همچون «در انتهای شور، توازن» شامل مصاحبه ‌های وی با میشل دنیسو در سال ۱۹۹۵، «آزادی» در سال ۲۰۰۱ و «جمهوری، مذهب، امید» سال ۲۰۰۴ متشر کرده. کتاب ‎های «شهادت دادن» سال ۲۰۰۶، «با هم» سال ۲۰۰۷، «فرانسه برای زندگی» سال ۲۰۱۶ و «همه برای فرانسه» در سال ۲۰۱۶، دیگر کتاب‌هایی هستند که به قلم این سیاستمدار منتشر شده ‌اند. استقبال گسترده از نوشته‌ های سارکوزی نشان می ‌دهد که فارغ از اتهامات و رسوایی‌ های متعددی که در کارنامه سیاسی او نقش بسته است، هواداران دو آتشه ‌ای دارد که همچنان برای امضای کتاب‌هایش صف می ‎کشند.

سارکوزی پس از آزادی موقت از زندان، در مراسم رونمایی از کتابش، با استقبال صدها نفر از هوادارانش در صف طولانی زیر آسمان خاکستری پاریس روبه ‎رو شد. این سیاستمدار فرانسوی که همچنان چهره‎‌ ای بانفوذ در جناح راست محسوب می ‎شود، نسخه‌ هایی از کتاب، «خاطرات یک زندانی»، را در یک کتاب ‎فروشی در منطقه شیک پاریس امضا کرد.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...