کتاب «کلاس اخلاق» از مجموعه کتاب‌های اخلاقی انتشارات کتابستان معرفت، به چاپ سوم رسید.

 کلاس اخلاق مجموعه‌ای از مواعظ حضرت آیت الله مجتهدی تهرانی

به گزارش کتاب نیوز، به نقل از مهر، کلاس اخلاق مجموعه‌ای از مواعظ حضرت آیت الله مجتهدی تهرانی به‌تازگی توسط انتشارات کتابستان معرفت به چاپ سوم رسیده است.

این‌کتاب توسط محمدحسین فرمانی گردآوری شده و تلاش اصلی در آن، آوردن مواعظ کوتاه و اثر گذار است که به راحتی و در زمانی کوتاه خوانده شود.

در بخشی از این‌کتاب می‌خوانیم:

جوانی خیلی برکات دارد. در جوانی تصمیم انسان جدّی تر است؛ اراده‌ی انسان محکم‌تر است؛ با یک تصمیم شما می‌توانی به جاهای مهمی در علم و عمل و … برسی.
اما همین که سن انسان کمی بالا می‌رود دیگر تغییر دادنِ خودت، سخت است.

مثل درختی که نهال است و درختی که عمر زیادی دارد؛ یک نهال را اگر کج شود، می‌شود با یک نخ بستنِ به دیوار، درست کرد؛ اما یک درختِ بزرگ و پیر را با زنجیر هم به دیوار ببندی صاف نمی‌شود.

کلاس اخلاق در ۳۶۰ صفحه و با قیمت ۵۴ هزار تومان روانه بازار نشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...