ترجمه عربی کتاب «در هیاهوی سکوت» [فی صخب الصمت] شامل زندگینامه شهید عباس ورامینی نوشته جواد کلاته عربی توسط انتشارات دارالمعارف الاسلامیه الثقافیه در لبنان منتشر و راهی بازار نشر شد.

در هیاهوی سکوت» [فی صخب الصمت] شامل زندگینامه شهید عباس ورامینی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از  مهر، ترجمه عربی این‌کتاب یکی از عناوین مجموعه «سادة القافله» است که این‌ناشر لبنانی چاپ می‌کند.

تیرماه امسال بود که چاپ سوم این‌کتاب به بازار نشر کشور عرضه شد. «در هیاهوی سکوت» اسفند سال ۹۷ چاپ شد و خرداد ۹۸ هم به چاپ دوم رسید. متن و روایت این کتاب دو زاویه دید دارد. بیشتر حجم کتاب به روایت سوم شخص مفرد اختصاص دارد و گاهی نیز از راوی اول شخص مفرد نیز استفاده شده است. معدود خاطرات و روایت‌هایی هم هستند که از زاویه دید دوم شخص مفرد ارائه شده‌اند.

شخصیت شهید ورامینی، فردی تحصیل‌کرده و متمایز از اطرافیان خود بوده است. او در جریان تسخیر لانه جاسوسی به‌عنوان مسئول عملیات منصوب شد و چون به خدمت سربازی رفته و تجربیات زیادی اندوخته بود، پس از تشکیل سپاه و احساس نیاز به نیروهای باتجربه، وارد این نیروی نظامی مردمی شد. شهید ورامینی با وجود مسئولیت و مقامی که داشت، در عملیات‌های مختلف همراه نیروهای رزمنده و شناسایی پیشروی کرده و در منطقه نبرد حضور پیدا می‌کرد.

«در هیاهوی سکوت» ۴ فصل اصلی با عناوین محله فراموش‌نشدنی، سال‌های پرالتهاب، به‌سوی دانشگاه جبهه و در هیاهوی سکوت دارد. این‌کتاب در نمایشگاه کتاب سال گذشته شهر بیروت توسط انتشارات دارالمعارف الاسلامیه برای ترجمه و چاپ در لبنان انتخاب شد.

ترجمه عربی این‌کتاب با شمارگان هزار و ۵۰۰ نسخه منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

دادگاه‌های تفتیش عقاید و دیگر فجایع کلیسا در قرون وسطا برای برخی ابزار تحقیر مسیحیان و حجتی! بر حقانیت خویشتن است؛ اما نباید فراموش کرد که همان سنت‌های الهی که با مسیحیان شوخی نداشت، با ما مسلمانان هم تعارف ندارد. داستان سوارشدن اهالی متون مقدس بر جهل مردم به نام دین و باجگیری روحانیت اشرافی از قدرت، در طول تاریخ بشر، یک داستان تکراری با نتایج تکراری ست. حتی برای اهالی کتاب و سنت اسلامی: «ایمانی که با ترس آمده باشد؛ با خنده خواهد رفت.» ...
این آزارِ کوچکِ از سر عادت، سرنوشتش را تغییر خواهد داد... موجودات هرچه قدر هم که کوچک و خُرد باشند شأن و منزلتی رعایت‌کردنی دارند... داستان بیست نفر از کسانی را که الهام‌بخشش بوده‌اند برای خوانندگان تعریف می‌کند... از خلبان و فضانورد و ژرف‌پیما هست تا دوچرخه‌سوار و ویولون‌زن و ویلچرنشین. زن‌ها و مردهایی که در سنین جوانی یا پیری از خانه بیرون زده‌اند... قصه‌ی تلاش برای رسیدن ...
روایتی از اعماق «ناشنیده‌ها» و «مسکوت‌ گذاشته شده‌ها»... دعوتی به اندیشیدن درباره‌ی «پدری و فرزندی»... پدر رفته است اما تو باید بمانی و «زندگی» کنی... مصاحبه یک روان‌درمانگر تحلیلی با چهارده فرزند شهید... کودکی، نوجوانی و بلوغ در نبود پدر چه رنگ و بویی داشت؟ فقدان او در بزنگاه‌های مهم زندگی -تحصیل، کار، ازدواج، صاحب فرزند شدن- خود را چگونه نشان داد؟... مادرانی که مجدداً ازدواج کرده‌اند و مادرانی که نه ...
صبا که نیم ‌ساعت دیرتر از صنم به دنیا آمده زودتر از او از دنیا می‌رود و خواهر خود را در گیجی و بهت چنین مرگ نزدیکی رها می‌گذارد... مسئله‌ی هر دو یکی است: «عشق»... سهم مادر در خانه پای تلویزیون مشغول تماشای سریال‌های جور و واجور... پرداخت به وجوه اروتیک و جسمانی یا زمینی عشق در پرده‌داری و حجب صورت گرفته ولی آن‌قدر به زبانی رومانتیک و رویایی نزدیک شده که گاه پرگو و گاه برانگیزاننده می‌شود. ...
الهامی از زندگی کارگران پاریسی... با کار رختشویی توانسته است که مبلغی پس‌انداز کند... از او دو پسر داشت... تنبل و خوش‌گذران است و به زودی معشوقه را رها می‌کند و به زنان دیگری روی می‌آورد... با او ازدواج می‌کند... کارگر دیگری زن را می‌ستاید و در دل به او عشق می‌ورزد، اما یاری او کارساز نیست... به باده‌گساری روی می‌آورد... شوق کار را از دست می‌دهد... برای گذران زندگی به روسپی‌گری روی می‌آورد... ...