جوایز انجمن داستان‌های فانتزی بریتانیا [The British Fantasy Awards 2021] به عنوان قدیمی‌ترین انجمن داستانی در این کشور اهدا شد.

پی. جلی کلارک [P. Djèlí Clark] جیغ حلقه» [Ring Shout]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، این جایزه به کتاب‌های داستانی در ژانر علمی تخیلی، ترسناک و فانتزی منتشر شده در انگلیس داده می‌شود که در یک سال گذشته در بازار کتاب این کشور چاپ شده باشند.
هیئت داوران انجمن فانتزی بریتانیا برندگان رشته‌های مختلف داستانی خود را طبق اعلام زیر برگزیده است:

جایزه بهترین رمان کوتاه:
پی. جلی کلارک [P. Djèlí Clark] با کتاب «جیغ حلقه» [Ring Shout] از انتشارات تور

جایزه بهترین داستان اولی در ژانر فانتزی:
کاتلین جنینگز با کتاب «فراری» از انتشارات تور

جایزه کتاب گلچین ادبی:
زلدا نایت و دونالد اکپکی با کتاب «قلمرو: داستانی از آفریقا و مردم آفریقا» از انتشارات اورولیا

جایزه کتاب بهترین داستان کوتاه:
شارلوت باند با کتاب «پاسبانی در جنگل» از انتشارات بلک شاک بوکس

جایزه کتاب بهترین رمان کمیک/مصور:
کایرون گیلن و استفانی هانس با کتاب «مردن جلد2: ترک مهمانی» از انتشارات ایمیج کمیکس

جایزه بهترین فیلمنامه:
«فصل دوم پسران: چیزی که می‌دانم» نوشته ربکا سانشاین

جایزه بهترین داستان کوتاه:
ایدا کاف با کتاب «داستان آینده لندن» از انتشارات نیوکان پرس

جایزه کتاب بهترین مستند:
آلیسیون پیرس با کتاب «زنان ترس می‌سازند» از انتشارات دانشگاه راجرز

جایزه بهترین کتاب صوتی:
جاناتان سیمز با کتاب آرشیوهای ماگنوس از انتشارات راستی کوئیل

جایزه بهترین رمان ترسناک:
سیلویا مورنو گارسیا با کتاب «گوتیک مکزیکی» از انتشارات جو فلچر بوکس

جایزه بهترین رمان فانتزی:
آلیکس ای. هارو با کتاب «جادوگران لحظه و آینده» از انتشارات اوربیت

................ هر روز با کتاب ...............

او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...