جوایز انجمن داستان‌های فانتزی بریتانیا [The British Fantasy Awards 2021] به عنوان قدیمی‌ترین انجمن داستانی در این کشور اهدا شد.

پی. جلی کلارک [P. Djèlí Clark] جیغ حلقه» [Ring Shout]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، این جایزه به کتاب‌های داستانی در ژانر علمی تخیلی، ترسناک و فانتزی منتشر شده در انگلیس داده می‌شود که در یک سال گذشته در بازار کتاب این کشور چاپ شده باشند.
هیئت داوران انجمن فانتزی بریتانیا برندگان رشته‌های مختلف داستانی خود را طبق اعلام زیر برگزیده است:

جایزه بهترین رمان کوتاه:
پی. جلی کلارک [P. Djèlí Clark] با کتاب «جیغ حلقه» [Ring Shout] از انتشارات تور

جایزه بهترین داستان اولی در ژانر فانتزی:
کاتلین جنینگز با کتاب «فراری» از انتشارات تور

جایزه کتاب گلچین ادبی:
زلدا نایت و دونالد اکپکی با کتاب «قلمرو: داستانی از آفریقا و مردم آفریقا» از انتشارات اورولیا

جایزه کتاب بهترین داستان کوتاه:
شارلوت باند با کتاب «پاسبانی در جنگل» از انتشارات بلک شاک بوکس

جایزه کتاب بهترین رمان کمیک/مصور:
کایرون گیلن و استفانی هانس با کتاب «مردن جلد2: ترک مهمانی» از انتشارات ایمیج کمیکس

جایزه بهترین فیلمنامه:
«فصل دوم پسران: چیزی که می‌دانم» نوشته ربکا سانشاین

جایزه بهترین داستان کوتاه:
ایدا کاف با کتاب «داستان آینده لندن» از انتشارات نیوکان پرس

جایزه کتاب بهترین مستند:
آلیسیون پیرس با کتاب «زنان ترس می‌سازند» از انتشارات دانشگاه راجرز

جایزه بهترین کتاب صوتی:
جاناتان سیمز با کتاب آرشیوهای ماگنوس از انتشارات راستی کوئیل

جایزه بهترین رمان ترسناک:
سیلویا مورنو گارسیا با کتاب «گوتیک مکزیکی» از انتشارات جو فلچر بوکس

جایزه بهترین رمان فانتزی:
آلیکس ای. هارو با کتاب «جادوگران لحظه و آینده» از انتشارات اوربیت

................ هر روز با کتاب ...............

جامعه ما و خاورمیانه معاصر پر هستند از پدیده‌های ناهم‌زمان در یک زمان. پر از تناقص. فقط طنز می‌تواند از پس چنین ناهنجاری و تناقصی برآید... نمی‌خواهم با اعصاب مخاطب داستان بازی کنم و ادای «من خیلی می‌فهمم» و «تو هم اگر راست می‌گویی داستان من را بفهم» دربیاورم... داستان فرصتی برای ایستادن و در خود ماندن ندارد ...
شهری با حداقل فضاهای عمومی... مسیر این توسعه چیزی غیر از رفاه مردم است... پول و کسب سود بیشتر مبنای مناسبات است... به کانون پولشویی در خاورمیانه بدل شده و همزمان نقش پناهگاهی امن را برای مهم‌ترین گانگسترها و تروریست‌های منطقه بازی کرد... در این ترکیب دموکراسی محلی از اعراب ندارد و با تبدیل شدن شهروندان به مشتری و تقلیل آزادی به آزادی مصرف... به شهری نابرابرتر، آلوده‌تر و زشت‌تر بدل شده است ...
در فرودگاه بروكسل براى اولين‌بار با زنى زیبا از رواندا، آشنا می‌شود... اين رابطه بدون پروا و دور از تصور «مانند دو حیوان گرسنه» به پيش می‌رود... امیدوار است که آگاته را نجات دهد و با او به اروپا فرار کند... آگاهانه از فساد نزديكانش چشم‌پوشى مى‌كند... سوییسی‌ها هوتوها را بر توتسی‌ها ترجیح دادند... رواندا به‌عنوان «سوییس آفریقا» مورد ستایش قرار گرفت... یکى از خدمه را به‌خاطر دزدى دوچرخه‌اش به قتل می‌رساند ...
قاعده پنجاه‌ نفر بیش‌تر وعده نگیرین... خرج و مخارج شب هفت رو بدین خونه سالمندان... سر شام گریه نکنین. غذا رو به مردم زهر نکنین... آبروداری کنین بچه‌ها، نه با اسراف با آداب... سفره از صفای میزبان خرم می‌شه، نه از مرصع پلو… اینم خودش یه وصلته... انقدر بهم نزدیک بود مثل پلک چشم، که نمی‌دیدمش ...
دخترک چهارده‌ساله‌ای که دانه برای پرندگان می‌فروشد... چون شب‌ها رخت‌خوابش را خیس می‌کرده، از خانه‌ها رانده شده است... بسیار چاق است و عاشق بازی بیلیارد... در فلوریا بادکنک می‌فروشد و خود عاشق بادکنک است... در ماه‌های اکتبر و نوامبر در منطقه‌ی فلوریا پرنده صید می‌کنند... سرگذشت کودکان سرگردان و بی‌سرپرست استانبول... تنها کودکی که امکان دارد بتواند زندگی و آینده‌اش را نجات دهد ...