دانشگاه «ییل» جایزه ۱۶۵ میلیون دلاری «‌بولینگن»‌ را که به بهترین شعر آمریکایی تعلق می‌گیرد به «‌چارلز برن استین» اهدا کرد. این درحالی است که نامزدهای جایزه سالانه «ادگار آلن پو»‌ و «‌حلقه منتقدان کتاب ملی»‌ آمریکا نیز اعلام شدند.

به گزارش ایسنا و به نقل از نیویورک تایمز، جایزه «‌بولینگن»‌ هر دو سال یک‌بار به یکی از کتاب‌های اخیر و یا به مجموعه آثار یک هنرمند در طول عمر اهدا می‌شود. داوران امسال این جایزه در رابطه با انتخاب «‌چارلز برن استین» به عنوان پنجاه و یکمین برنده «بولینگن» ‌بیان کردند:‌ " «برن استین» در طول زندگی حرفه‌ای خود با شکل دادن و پرسیدن و بیان کردن افکار و فرضیه‌های گوناگون تلاش کرده جنبه‌های عمیق و وسیع شعر را آشکار کند.»‌ آن‌ها کتاب اخیر او با نام «نزدیک به هدف» منتشرشده در ماه اکتبر را به عنوان کتاب شاخص او برگزیدند. 

 نامزدهای جایزه «حلقه منتقدان کتاب ملی»‌ شامل ۳۱ کتاب در شش حوزه: اتوبیوگرافی، زندگی‌نامه، نقد، غیرداستانی، داستانی و شعر نیز اعلام شد. «ترنس هیز» ‌ در دو حوزه مختلف برای دو کتاب متفاوت نامزد شد. مجموعه شعر او با نام «‌غزلی آمریکایی برای قاتل گذشته و آینده من»‌ در بخش شعر و کتاب «‌شناور بودن در فضای مابین»‌ در بخش نقد نامزد شدند.

در بخش اتوبیوگرافی، کتاب‌های «‌ تعلق داشتن» اثر « نورا کراگ»، «‌تحصیل‌کرده»‌ اثر «تارا وست اور»‌، «روزی از دست رفت» اثر «‌ریچارد بیرد»، «‌تمام چیزی که می‌توانی بدانی»‌ اثر «‌نیکول چانگ»‌، «‌چیزی که گل‌ها را در دهان آب می‌کند»‌ اثر «روبرتو گونزالس»‌ و «‌کهنه‌کار در مدرسه هنر» اثر «‌نل پینتر»‌ نامزد شدند.

در بخش زندگی‌نامه، کتاب‌های «‌فلش»‌ اثر «کریستوفر بونانوس»‌،‌  «مردی در خانه‌ شیشه‌ای»‌ اثر « مارک لمستر»‌،‌  «‌۹۹ تصویر اجمالی از پرنسس مارگارت» اثر «کرگ براون»، «‌جدایی‌ناپذیر»‌ اثر «یونته هوآنگ»‌ و «‌مرد بزرگ» ‌اثر «جین لیوی»  به عنوان نامزد اعلام شدند.

در حوزه نقد،‌ کتاب‌های «هنوز برایت خوب است؟» اثر «رابرت کریستگائو» ، «ظالم»  اثر «‌ استفن گرینبلت» ، «‌شناور بودن در فضای مابین»‌ اثر «ترنس هایز»‌ ،  «تصفیه‌حساب»‌ اثر«‌لیسی ام جانسون»‌ و «احساس آزادی» اثر «‌زدی اسمیت»‌ به عنوان نامزد برگزیده شدند.

در حوزه داستان کتاب‌های «مرد شیرفروش»‌ اثر  «آنا برنز»، «برده پیر» اثر «پاتریک شاموزو»، «سخاوت دوشیزه دریا مرد» اثر «دنیس جانسون» و «خانه فرشتگانِ شکسته» اثر «لوییس آلبرتو اورئا» به عنوان نامزد اعلام شدند. 

در بخش غیرداستانی کتاب‌های «خطی که رودخانه شد» اثر« فرانچسکو کانتو»‌، «هیئت مدیره اس»‌ اثر «استیو کول»، «نوازش ذهن آمریکایی» اثر «‌ گِرگ لوکیانوف و جاناتان هیت»، «‌ما شرکت‌ها» اثر « آدام وینکلر» و «خدا تگزاس را نجات ‌دهد» اثر « لارنس رایت» به عنوان نامزد نهایی برگزیده شدند.

در بخش شعر کتاب‌های «غزلی آمریکایی برای قاتل گذشته و آینده‌ام»‌ اثر «‌ترنس هیز»‌ ،‌ «‌حمل کردن» اثر «‌آدا لیمون»‌ ، ‌«زندگی آرام با دو طاووس مرده و یک دختر» اثر «دیان زئوس»‌ و «بی‌قرینگی»‌ اثر «آدام زاگایوسکی» به عنوان نامزد اعلام شدند.

در این میان نامزدهای جایزه «ادگار آلن پو» هم در ۱۱ بخش اعلام شدند. از نامزدهای نهایی بهترین کتاب می‌توان به «پایین رودخانه، در دریا»‌ اثر «والتر موزلی»‌، «‌فقط برای خوابیدن»‌ اثر «لارنس اوزبورن»‌ ، «‌جایی که خرچنگ‌ها می‌خوانند»‌ اثر «دلیا اونز» و «ترانه شیرین» اثر «لیلا سلیمانی» اشاره کرد.

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...