فرهاد حیدری گوران با بیان این‌که جلد نخست رمان سه‌گانه‌اش بعد از ۱۵ سال هنوز منتشر نشده و در محاق مانده است می‌گوید: بنابراین حتی در جایزه مهرگان هم یک‌سوم رمانم داوری شده است!

چرا تاریک‌خانه ماریا مینورسکی توقیف است؟! کوچ شامار فرهاد گوران

نویسنده رمان «کوچ شامار» که در بخش رمان نوزدهمین و بیستمین دوره جایزه «مهرگان ادب» شایسته تقدیر معرفی شده است، در گفت‌وگویی مکتوب با ایسنا، درباره وضعیت ادبیات داستانی در کشورمان اظهار کرد: ادبیات داستانی مدرن ایران پس از گذار از یک‌صد سال آزمون و تجربه‌ زبان‌ها و ساختارها به نقطه‌ای رسیده که مماس با ادبیات پیشرو در جهان است. هرچند از نظر کمی همواره کتاب‌هایی بازاری و فاقد ارزش ادبی نیز منتشر می‌شوند. در دنیای غرب هم حجم کلانی از آن‌چه به عنوان ادبیات تولید می‌شود دیگر هیچ نسبتی با پیشینه گرانسنگ رمان و داستان کوتاه در غرب ندارد و بیشتر کتاب‌سازی است، مخاطبان عام و متفنن، پشتوانه مالی تولید و رونق این نوع کتاب‌ها هستند.

حیدری گوران افزود: در این سوی جهان، در همین خاورمیانه برزخی، آثاری به زبان‌های مختلف از جمله فارسی و کردی و عربی خلق می‌شوند که نظیری در غرب و شرق ندارند، و تنها در این‌جا و اکنون خاورمیانه می‌توانند پدید آیند، همچون رمان «موسم هجرت به شمال» اثر طیب صالح، یا سه‌گانه «نفس‌تنگی» که من آن را دو دهه پیش نوشته‌ام.

او در ادامه گفت: هر اثری در فرایند داوری زمان قرار می‌گیرد و غربال می‌شود و هر نویسنده جدی‌ای با اعتماد به نفسی عظیم خطاب به آینده می‌نویسد، او اگر نفس نوشتن را دریافته باشد منتظر تایید دیگران نمی‌ماند بلکه با تایید و تصدیق امر محال نوشتن، دست‌اندرکار ساختن جهان آینده می‌شود، جهانی که از طریق مادیت کلمه به رستگاری اجتماعی پیوند می‌خورد.

گوران سپس  جوایز ادبی در ایران را به «فانوس‌هایی دریایی» تشبیه کرد که اغلب در دست و اختیار گروه‌ها و محفل‌های خاص قرار دارند و کشتی ادبیات را در شب جهان به سمت کوه یخ می‌برند و این‌گونه اظهارنظر کرد: نزدیک به دو دهه جایزه‌ای تحت عنوان «جایزه روزنامه‌نگاران ایران» اعطا می‌شد که داوران و عاملان آن چهار پنج نفر فرهنگی‌کار بودند [نه همه روزنامه‌نگاران ایران]، چنان‌که بعدها یکی از همان‌ داوران اعتراف کرد که این جایزه را همیشه به «دوروبری»های خود داده‌اند! یا مثلا جایزه‌ای با عنوان جایزه «رمان متفاوت» وجود دارد که بیشتر شبیه یک شوخی خنک با ادبیات متفاوت و یادآور زرشک طلایی است.

گوران سپس به اهمیت جایزه «مهرگان» اشاره کرد و افزود: این جایزه را به اعتبار دانش ادبی داوران و کردوکار دقیق و حرفه‌ای‌اش می‌توان مهم‌ترین و اثرگذارترین جایزه ادبی در ایران قلمداد کرد.

این نویسنده همچنین با اشاره به این‌که جلد نخست «تاریک‌خانه ماریا مینورسکی» ۱۵ سال است که منتشر نشده و در محاق مانده است تصریح کرد: جلد دوم این سه‌گانه یعنی «نفس‌تنگی» سال ۱۳۸۷ منتشر شد، که با استقبال منتقدان روبه‌رو شد، اما نگون‌بختی این‌جا بود که مخاطبانم تنها ۱۵۰ صفحه از یک رمان ۶۵۰ صفحه‌ای را خواندند. «کوچ شامار»، جلد سوم این رمان نیز ۱۰ سال بعد و در سال ۱۳۹۷ اجازه انتشار یافت. مساله اصلی من این است که جلد نخست این سه‌گانه که پایه و اساس آن است هنوز مجوز نگرفته و منتشر نشده! بنابراین حتی در جایزه مهرگان هم یک‌سوم رمانم داوری شده است!

گوران در ادامه خاطرنشان کرد: من در شش رمانی که به فارسی و کردی نوشته‌ام جهانی خاص را آفریده‌ام که ملتقای تجربه زیستی خودم، و آیین و رنج و درد مردمی بوده که در میان آن‌ها زندگی کرده‌ام. به همین دلیل در سرآغاز «نفس‌تنگی» نوشته‌ام؛ روشنم کن که ظلمت هزاره‌ها با من است. این من یا «اگو»ی ویران و چندپاره از درون دفاتر آیینی گواهی می‌دهد به گذشته و آینده.

نویسنده رمان «کوچ شامار» درباره این کتاب نیز  گفت: از زمان انتشار این رمان تا کنون بیش از ۳۰ مقاله علمی و تحلیلی در نشریات معتبر و دو پایان‌نامه ارشد و دکترا درباره آن نوشته و منتشر شده است. با این حال به دلیل چاپ نشدن آن چهار رمان دیگرم این سخن نیچه را باید یادآوری کنم که گفته است، زمان من هنوز فرانرسیده است تنها یک روز از پی فردا از آن من خواهد بود.

................ هر روز با کتاب ...............

راسکلنیکوف بر اساس جان‌مایه‌ای از فلسفه هگل دست به جنایت می‌زند... انسان‌ها را به دو دسته تقسیم می‌کند: نخست انسان‌های عادی که می‌بایست مطیع باشند و حق تجاوز از قانون را ندارند و دوم انسان‌های که او آن را «مافوق بشر» یا غیرعادی می‌نامد و اینان مجازند که برای تحقق اهداف والای خود از قانون عدول کنند... به زعم او همه‌ی قانون‌گذاران و بنیان‌گذاران «اصول انسانیت» به نوعی متجاوز و خونریز بوده‌اند؛ ناپلئون، سولن و محمد را که از او تحت عنوان «پیامبر شمشیر» یاد می‌کند از جمله این افراد استثنایی می‌‌داند ...
انقلابی‌گری‌ای که بر من پدیدار شد، حاوی صورت‌های متفاوتی از تجربه گسیختگی و گسست از وضعیت موجود بود. به تناسب طیف‌های مختلف انقلابیون این گسیختگی و گسست، شدت و معانی متفاوتی پیدا می‌کرد... این طیف از انقلابیون دیروز بدل به سامان‌دهندگان و حامیان نظم مستقر می‌شوند... بخش زیادی از مردان به‌ویژه طیف‌های چپ، جنس زنانه‌تری از انقلابی‌گری را در پیش گرفتند و برعکس... انقلابی‌گری به‌واقع هیچ نخواستن است ...
سند در ژاپن، قداست دارد. از کودکی به مردم می‌آموزند که جزئیات را بنویسند... مستند کردن دانش و تجربه بسیار مهم است... به شدت از شگفت‌زده شدن پرهیز دارند و همیشه دوست دارند همه چیز از قبل برنامه‌ریزی شده باشد... «هانسه» به معنای «خودکاوی» است یعنی تأمل کردن در رفتاری که اشتباه بوده و پذیرفتن آن رفتار و ارزیابی کردن و تلاش برای اصلاحش... فرایند تصمیم‌سازی در ژاپن، نظام رینگی ست. نظام رینگی، نظام پایین به بالا است... این کشور را در سه کلمه توصیف می‌کنم: هارمونی، هارمونی، هارمونی! ...
دکتر مصدق، مهندس بازرگان را مسئول لوله‌کشی آب تهران کرده بود. بعد کودتا می‌شود اما مهندس بازرگان سر کارش می‌ماند. اما آخر هفته‌ها با مرحوم طالقانی و دیگران دور هم جمع می‌شدند و از حکومت انتقاد می‌کردند. فضل‌الله زاهدی، نخست‌وزیر کودتا می‌گوید یعنی چه، تو داری برای من کار می‌کنی چرا از من انتقاد می‌کنی؟ بازرگان می‌گوید من برای تو کار نمی‌کنم، برای مملکت کار می‌کنم، آب لوله‌کشی چه ربطی به کودتا دارد!... مجاهدین بعد از انقلاب به بازرگان ایراد گرفتند که تو با دولت کودتا همکاری کردی ...
توماس از زن‌ها می‌ترسد و برای خود یک تز یا نظریه ابداع می‌کند: دوستی بدون عشق... سابینا یک‌زن نقاش و آزاد از هر قیدوبندی است. اما ترزا دختری خجالتی است که از خانه‌ای آمده که زیر سلطه مادری جسور و بی‌حیا قرار داشته... نمی‌فهمید که استعاره‌ها خطرناک هستند. نباید با استعاره‌ها بازی کرد. استعاره می‌تواند به تولد عشق منجر شود... نزد توماس می‌رود تا جسمش را منحصر به فرد و جایگزین‌ناپذیر کند... متوجه می‌شود که به گروه ضعیفان تعلق دارد؛ به اردوی ضعیفان، به کشور ضعیفان ...