احمد دهقان از انتشار رمان "دشتبان"برای عرضه در نمایشگاه کتاب خبر داد.

وی در گفتگو با مهر گفت :"دشتبان" رمانی برای گروه سنی نوجوان است که به زندگی یک خانواده در حاشیه جنگ و تلاش آنها  برای پیروزی بر طبیعت و دشمن می‌پردازد.

این نویسنده ادامه داد: "دشتبان" ماجرای یک خانواده‌ روستایی در جنگ است. خانواده‌ای که پدر و پدربزرگ در آن دشتبان بوده‌اند و در کنار رود الوند نزدیک قصرشیرین زندگی می‌کرده‌اند.
"دشتبان"  به همت انتشارات کتاب نیستان به چاپ رسیده است.
دهقان چندی قبل در درباره این کار گفته بود: بعد از "سفر به گرای 270 درجه" مدتی بود چیزی ننوشته بودم زیرا دچار نوعی وسواس شده بودم و می‌خواستم اثری متفاوت با آنچه در گذشته نوشته بودم بنویسم.
این نویسنده درباره کتاب‌های تجدید چاپی خود  گفت: دو کتاب "سفر به گرای 270درجه"و" گردان چهار نفره "که به ترتیب به چاپهای دوازدهم و هشتم رسیده‌اند از سوی  انتشارات سوره مهر در نمایشگاه عرضه خواهد شد.

وی ادامه داد: کتاب "من قاتل پسرتان هستم"نیز به چاپ پنجم رسیده ودر نمایشگاه  کتاب تهران توسط نشر افق منتشر می شود.

«سم‌پاشی انسان‌ها» برای نجات از آفت‌های ایدئولوژیک اجتناب‌ناپذیر است... مانع ابراز مخالفتِ مخالفین آنها هم نمی‌شویم... در سکانس بعد معلوم می‌شود که منظور از «ابراز مخالفت»، چماق‌کشی‌ و منظور از عناصر سالم و «پادزهرها» نیز «لباس شخصی‌ها»ی خودسر!... وقتی قدرت در یک حکومت، مقدس و الهی جلوه داده شد؛ صاحبان قدرت، نمایندگان خدا و مجری اوامر اویند و لذا اصولا دیگر امکانی! برای «سوءاستفاده» باقی نمی‌ماند ...
رفتار جلال را ناشی از قبول پست وزارت از سوی خانلری می‌داند و ساعدی را هم از مریدان آل‌احمد می‌بیند... خودداری سردبیر مجله سخن از چاپ اشعار نیما باعث دشمنی میان این دو شد... شاه از او خواسته بوده در موکب ملوکانه برای افتتاح جاده هراز بروند... «مادر و بچه» را به ترجمه اشرف پهلوی منتشر کرد که درواقع ثمینه باغچه‌بان مترجم آن بود... کتاب «اندیشه‌های میرزافتحعلی آخوندزاده» را نزد شاه می‌برد: «که چه نشسته‌اید؟ دین از دست رفت! این کتاب با ترویج افکار الحادی احساسات مردم مسلمان را جریحه‌دار کرد ...
در نیمه‌های دوره قاجار اقتصاد کشور با اقتصاد جهانی پیوند یافت و بخش کشاورزی و جامعه روستایی با توجه به این شرایط در معرض تغییر قرار گرفت... تا پیش از اصلاحات ارضی شکل غالب کار در کشور نه کار مزدی که کار رعیتی بود... هیچ برنامه ملی برای ثبت بیکاری و برقراری بیمه‌های بیکاری وجود ندارد... سیاست‌های دولت برای اسکان مهاجران بیکار با شکست مواجه شده... گفتارهای همدلانه انقلابیون موجب شد این گروه‌ها با انقلابیون همراه شوند ...
پزشک اقامتگاه کنار چشمه‌های آب معدنی است که جدیداً افتتاح شده است و برادرش، شهردار آن منطقه... ناگهان کشف می‌کند که آب‌ها، به دلیل زه‌کشی نامناسب، آلوده است... ماجرا را اگرچه بر ضد منافعش برملا می‌کند... با زنش جر و بحث دارد، ولی هنگامی که سیاست‌بازان و روزنامه و مالکان و در پی آنها، جمعیت بر ضد او متحد می‌شوند، زنش جانب مدعای او را می‌گیرد... برای باج‌خواهی از او سرانجام او را متقاعد می‌کند که دشمنان احاطه‌اش کرده‌ بودند! ...
درباره کانون نویسندگان... قرار می‌شود نامه‌ای تنظیم شود علیه سانسور... اما موفق نمی‌شوند امضاهای لازم را جمع کنند... اعضایش به‌لحاظ سرمایه فرهنگی سطح خیلی بالایی داشتند... مجبوری مدام درون خودت را تسویه کنی. مدام انشعاب داشته باشی. عده‌ای هستند که مدام از جلسات قهر می‌کنند... بعد از مرگ جلال دچار تشتت می‌شوند... در عین داشتن این آزادی اجتماعی، تناقض‌ها بیرون می‌زند. این اشکالی ندارد؛ اشکال در عدم توانایی و بلوغ برای حل آن است ...