احمد دهقان از انتشار رمان "دشتبان"برای عرضه در نمایشگاه کتاب خبر داد.

وی در گفتگو با مهر گفت :"دشتبان" رمانی برای گروه سنی نوجوان است که به زندگی یک خانواده در حاشیه جنگ و تلاش آنها  برای پیروزی بر طبیعت و دشمن می‌پردازد.

این نویسنده ادامه داد: "دشتبان" ماجرای یک خانواده‌ روستایی در جنگ است. خانواده‌ای که پدر و پدربزرگ در آن دشتبان بوده‌اند و در کنار رود الوند نزدیک قصرشیرین زندگی می‌کرده‌اند.
"دشتبان"  به همت انتشارات کتاب نیستان به چاپ رسیده است.
دهقان چندی قبل در درباره این کار گفته بود: بعد از "سفر به گرای 270 درجه" مدتی بود چیزی ننوشته بودم زیرا دچار نوعی وسواس شده بودم و می‌خواستم اثری متفاوت با آنچه در گذشته نوشته بودم بنویسم.
این نویسنده درباره کتاب‌های تجدید چاپی خود  گفت: دو کتاب "سفر به گرای 270درجه"و" گردان چهار نفره "که به ترتیب به چاپهای دوازدهم و هشتم رسیده‌اند از سوی  انتشارات سوره مهر در نمایشگاه عرضه خواهد شد.

وی ادامه داد: کتاب "من قاتل پسرتان هستم"نیز به چاپ پنجم رسیده ودر نمایشگاه  کتاب تهران توسط نشر افق منتشر می شود.

انسان‌ها با ترس، طمع، امید، حسرت و مقایسه زندگی می‌کنند و همین احساسات، حتی در آگاه‌ترین افراد، تصمیم‌های مالی را شکل می‌دهد. از این منظر، «روان‌شناسی پول» بیش از آنکه درباره پول باشد، کتابی درباره انسان معاصر و رابطه پرتنش او با مفهوم ثروت و دارایی است... اوزل به‌جای ارائه نسخه‌های مستقیم یا توصیه‌های دستوری، تجربه زندگی سرمایه‌گذاران، کارآفرینان، میلیاردرها و حتی افراد عادی را روایت می‌کند و از دل این داستان‌ها روایت خود را برمی‌سازد و بحث را به پیش می‌راند ...
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...