احمد دهقان از انتشار رمان "دشتبان"برای عرضه در نمایشگاه کتاب خبر داد.

وی در گفتگو با مهر گفت :"دشتبان" رمانی برای گروه سنی نوجوان است که به زندگی یک خانواده در حاشیه جنگ و تلاش آنها  برای پیروزی بر طبیعت و دشمن می‌پردازد.

این نویسنده ادامه داد: "دشتبان" ماجرای یک خانواده‌ روستایی در جنگ است. خانواده‌ای که پدر و پدربزرگ در آن دشتبان بوده‌اند و در کنار رود الوند نزدیک قصرشیرین زندگی می‌کرده‌اند.
"دشتبان"  به همت انتشارات کتاب نیستان به چاپ رسیده است.
دهقان چندی قبل در درباره این کار گفته بود: بعد از "سفر به گرای 270 درجه" مدتی بود چیزی ننوشته بودم زیرا دچار نوعی وسواس شده بودم و می‌خواستم اثری متفاوت با آنچه در گذشته نوشته بودم بنویسم.
این نویسنده درباره کتاب‌های تجدید چاپی خود  گفت: دو کتاب "سفر به گرای 270درجه"و" گردان چهار نفره "که به ترتیب به چاپهای دوازدهم و هشتم رسیده‌اند از سوی  انتشارات سوره مهر در نمایشگاه عرضه خواهد شد.

وی ادامه داد: کتاب "من قاتل پسرتان هستم"نیز به چاپ پنجم رسیده ودر نمایشگاه  کتاب تهران توسط نشر افق منتشر می شود.

اگرچه زندان نقطه‌ی توقفی چهارساله در مسیر نویسندگی‌اش گذاشت اما هاول شور نوشتن را در خود زنده نگه داشت و پس از آزادی با قدرت مضاعفی به سراغ‌اش رفت... بورژوا زیستن در کشوری کمونیست موهبتی است که به او مجال دیدن دنیا از پایین را بخشیده است... نویسندگی از منظر او راهی است که شتاب و مطلق‌گرایی را برنمی‌تابد... اسیر سرخوردگی‌ها نمی‌شود و خطر طرد و شماتت مخاطبین را می‌پذیرد ...
تمام دکترهای خوب یا اعدام شده‌اند یا تبعید! دکتر خوب در مسکو نداریم... رهبر بزرگ با کالبدی بی جان و شلواری خیس در گوشه ای افتاده است... اعضای کمیته‌ی رهبری حزب مخصوصا «نیکیتا خروشچف» و «بریا» رئیس پلیس مخفی در حال دسیسه چینی برای جانشینی و یارگیری و زیرآب‌زنی... در حالی‌که هواپیمای حامل تیم ملی هاکی سقوط کرده است؛ پسر استالین و مدیر تیم‌های ملی می‌گوید: هیچ هواپیمایی سقوط نکرده! اصولا هواپیماهای شوروی سقوط نمی‌کنند... ...
تلفیق شیطنت‌های طنزآمیز و توضیحات داده شده، که گاهی خنده‌دارتر از آن هستند‌ که‌ درست باشند، اسنیکت را بلافاصله از نقش راوی سنتی و تعلیم دهنده‌ در اکثر کتاب‌های ادبیات کودکان کنار می‌گذارد... سانی می‌گوید‌: «گودو»! اسنیکت‌ این کلمه را این طور تفسیر می‌کند: «ما نه می‌دونیم کجا می‌خوایم‌ بریم‌ نه‌ می‌دونیم چه جوری باید بریم.» کلمه‌ی «گودو» ارجاعی است به نمایشنامه‌ی «در انتظار‌ گودو‌»... ...
پول زمانی به نحو احسن به انجام معاملات کمک می‌کند که عواطف هیچ نقشی در روابط نداشته باشند... برای خصلت کاملا پویای جهان، نمادی چشمگیرتر از پول نمی‌توان یافت... پول هیچ‌گاه دست کسی نمی‌ماند. پول اگر از حرکت بازایستد دیگر در مقام پول ارزش و معنای خاصی نخواهد داشت... من فقط به شرطی می‌توانم میل خود را برآورم که قادر باشم - دست‌کم تا حدی- میل دیگری را برآورم: زایش ارزش از روح مبادله ...
در مرز ایالت ترانسیلوانیا، قلعه وحشتناک کنت دراکولا قرار دارد... شب‌ها از گورش برخاسته و به دنبال طعمه‌هایش می‌گردد... در نور مهتاب به سراغ لوسی جوان می‌آید و پس از نوشیدن خونش، به‌شکل یک‌خفاش فرار می‌کند... این‌زنان شیطانی به چشم ون‌هلسینگ یکی از یکی زیباتر می‌آیند... فیلسوف، متخصص علوم ماوراءالطبیعه و یک مسیحی دوآتشه است... یکی از مشهورترین رمان‌های وحشت در جهان است که برای اولین‌ بار در ۱۸۹۷ منتشر شد ...