رمان «قلم‌فروش» نوشته فریبا منتظرظهور توسط انتشارات کتابسرای تندیس منتشر و راهی بازار نشر شد.

قلم‌فروش فریبا منتظرظهور

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، فریبا منتظرظهور نویسنده این‌کتاب متولد 1349 است و دو مجموعه‌داستان‌ «هرازگاهی بنشین»، «سوت» و رمان‌های «هیاهوی کوهسار»، «آنیش»، «دزده کشی»، «به‌جز سرخ هر رنگی» و «ماز» را در کارنامه دارد.

این‌نویسنده در کتاب جدید خود، به یکی از فریب‌های متداول امروز جامعه ایران پرداخته است؛ این‌که به‌چه سادگی می‌توان کسانی را که در آرزوی نویسنده‌شدن هستند، فریب داد! منتظرظهور با این‌عقیده که ریشه چنین‌فریب‌خوردگی‌هایی میل انسان‌ها به جاودانه‌شدن در خاطره‌هاست، سراغ این‌موضوع رفته است و می‌گوید دام پهن‌کردن در این‌زمینه می‌تواند به فریب یک نویسنده بازنشسته، یک منتقد ادبی یا حتی یک تاجر باشد!

داستان «قلم‌فروش» توسط مردی به‌نام نیما روایت می‌شود که یک نویسنده ناموفق است و به این‌نتیجه رسیده که جامعه ادبی کشور او را کشف نکرده است. خانواده‌اش هم از درک او عاجزند و در نتیجه باید مسیر خود را تغییر دهد و برای پول‌درآوردن، بنویسد. به این‌ترتیب موفق می‌شود سرمایه‌ای جمع کند و ...

این‌کتاب با ۱۶۸ صفحه، شمارگان ۵۰۰ نسخه و قیمت ۴۸ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

وقتی می‌خواهم تسلیم شوم یا وقتی به تسلیم‌شدن فکر می‌کنم، به او فکر می‌کنم... یک جریان به‌ظاهر بی‌پایان از اقتباس‌ها است، که شامل حداقل ۱۷۰ اجرای مستقیم و غیرمستقیم روی صحنه نمایش است، از عالی تا مضحک... باعث می شود که بپرسیم، آیا من هم یک هیولا هستم؟... اکنون می‌فهمم خدابودن چه احساسی دارد!... مکالمه درست درمورد فرانکنشتاین بر ارتباط عمیق بین خلاقیت علمی و مسئولیت ما در قبال خود و یکدیگر متمرکز خواهد شد ...
همسایه و دوست هستند... یک نزاع به‌ظاهر جزیی بر سر تفنگی قدیمی... به یک تعقیب مادام‌العمر تبدیل می‌شود... بدون فرزند توصیف شده، اما یک خدمتکار دارد که به‌نظر می‌رسد خانه را اداره می‌کند و به‌طرز معجزه‌آسایی در اواخر داستان شامل چندین فرزند می‌شود... بقیه شهر از این واقعیت که دو ایوان درحال دعوا هستند شوکه شده‌اند و تلاشی برای آشتی انجام می‌شود... همه‌چیز به مضحک‌ترین راه‌هایی که قابل تصور است از هم می‌پاشد ...
یک ریسه «ت» پشت سر هم ردیف می‌کرد و حسابی آدم را تف‌کاری می‌کرد تا بگوید تقی... قصه‌ی نویسنده‌ی «سایه‌ها و شب دراز» است که مرده است و زنش حالا دست‌نویس پانصد ششصدصفحه‌ای آن داستان را می‌دهد به فرزند خلف آن نویسنده‌ی مرحوم... دیگر حس نمی‌کردم که داوود غفارزادگان به من نارو زده... عاشق شدم، دانشجو شدم، فعالیت سیاسی کردم، از دانشسرا اخراج شدم... آسمان ریسمان نمی‌بافد؛ غر می‌زند و شیرین تعریف می‌کند... ...
جهل به ماهیت درد باعث انواع نظریه‌پردازی‌ها و حتی گمانه‌زنی‌ها شده... دوگانه‌انگاری باعث شده آثار مربوط به درد غالباً یا صرفاً به جنبه‌ی فیزیکی بدن بپردازند یا فقط به بعد ذهنی-روانی... درد حتی سویه‌های فرهنگی هم دارد و فرهنگ‌های مختلف در تجربه‌ی درد و شدت و ضعف آن تأثیرگذارند... انسان فقط با درد خودش سروکار ندارد. او با درد دیگران هم مواجه می‌شود... سازوکار درمان نیز به همان اندازه اهمیت دارد؛ یعنی بررسی این مسئله که چگونه سازوکار درد متوقف می‌شود ...
من با موراکامی (بی‌آنکه روحش خبر داشته باشد!) صیغه برادرخواندگی خوانده‌ام!... اغلب شخصیت‌های موراکامی، به‌ویژه در رمان‌ها جوان‌های ۳۵، ۳۶‌ساله‌ای هستند منزوی، زخم‌خورده، گریزان از زندگی عادی کارمندی مثلا و در جست‌وجوی هویت و حل مشکل خود... دست به چه کاری می‌زنی که معنای وجود خود را در دنیایی آشکارا بی‌معنا دریابی؟ آیا آن را چنان‌که هست، می‌پذیری، یا با تمام قوا می‌کوشی دریابی چرا چنین است؟... رمان شبیه جنگل‌کاری است و نوشتن داستان کوتاه مثل ایجاد باغ ...