کتاب «شب احمد» اثر محمدرضا جباران روانه‌ بازار کتاب شد.

شب احمد محمدرضا جباران

به گزارش کتاب نیوز به نقل از فارس، احمد پسر رفیع و مونس و شوهر لیلا و پدر هفت تا بچه است. او یک آدم معمولی است که با عزیز رفاقت می‌کند با جواد، شریک می‌شود با یوسف، درگیر می‌شود با داوود گفت‌وگو می‌کند و با حسن و .... داستان احمد در همین قرن و در فاصله‌ اواخر دهه اول تا اواسط دهه‌ ششم اتفاق افتاده است در شهری به نام ملایر.

در کتاب می‌خوانیم، «اوستا لطیف درس نخوانده بود، ولی قدر گِل ورزیده را می‌دانست و اگر چانه با قاعده در دستش قرار می‌گرفت، دیوارهای صافی را بالا می‌برد. طاق ضربی را خوب می‌زد، خشت خام سه چارکی را با گل معلق در هوا نگه می‌داشت. می‌دانست که این گل ورزدیده قیمتی است ولی با چانه‌هایی به این بزرگی دیوار ظریف از کار درنمی‌آمد. ولی احمد به جای پول و آدم و هر چیزی از این قبیل، فقط عجله داشت و بدن قوی و سالمی که بتواند به جای چند نفر کار کند و چانه‌هایی به این بزرگی در دست استاد بنا بگذارد..»

انتشارات قدیانی رمان «شب احمد» اثر محمدرضا جباران را در قطع رقعی و ۲۰۸ صفحه در نوبت اول چاپ و قیمت ۴۸۰۰۰ هزار تومان در اختیار علاقه‌مندان قرار داد.

................ هر روز با کتاب ...............

گویی انسان‌ها ترمزِ خود را از دست داده‌اند و آن کُدِ اخلاقی که نگهبان عقل سلیم بود، فروریخته است. در دنیای امروز، همه می‌خواهند فاشیست باشند؛ یعنی می‌خواهند نفرت، محورِ زندگی‌شان باشد... ما با گوشت و پوست خود احساس کردیم «دیگری» بودن چه معنایی دارد... نوشتن پاسخی است به بی‌عدالتی‌هایی که ما را احاطه کرده‌اند، و در عین حال، ستایشی است از زیبایی زندگی و شادی‌هایش ...
انسان‌ها با ترس، طمع، امید، حسرت و مقایسه زندگی می‌کنند و همین احساسات، حتی در آگاه‌ترین افراد، تصمیم‌های مالی را شکل می‌دهد. از این منظر، «روان‌شناسی پول» بیش از آنکه درباره پول باشد، کتابی درباره انسان معاصر و رابطه پرتنش او با مفهوم ثروت و دارایی است... اوزل به‌جای ارائه نسخه‌های مستقیم یا توصیه‌های دستوری، تجربه زندگی سرمایه‌گذاران، کارآفرینان، میلیاردرها و حتی افراد عادی را روایت می‌کند و از دل این داستان‌ها روایت خود را برمی‌سازد و بحث را به پیش می‌راند ...
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...