به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایسنا، اولین نشست از سلسله نشست‌های نقد و بررسی کتاب‌های برگزیده ادوار مختلف جایزه قلم زرین، با موضوع نقد و بررسی کتاب «من و آقای همسایه» با حضور علیرضا متولی، نویسنده کتاب، محمد ناصری، نویسنده حوزه کودک و نوجوان به عنوان منتقد، راضیه تجار، نویسنده و عضو هیئت مدیره انجمن قلم، حمید هنرجو؛ نویسنده و شاعر و دبیر جشنواره قلم زرین و حامد رضوی، مسئول انتشارات به‌نشر در تهران برگزار شد.

خلاصه رمان من و آقای همسایه  علیرضا متولی

حمید هنرجو در ابتدای این نشست طی سخنانی کوتاه درباره برگزاری این نشست‌ عنوان کرد: جشنواره قلم زرین در بیستمین گام خود قصد دارد نگاهی به آثار برگزیده پنج دوره گذشته داشته باشد. زیرا جشنواره‌ها محمل و بستری برای معرفی آثار کیفی هستند، اما جریان‌سازی جشنواره‌ها باید مشروط به این باشد که کتاب‌های برگزیده با عیاری که داورها بر آن‌ها دیده‌اند، در جامعه دیده شوند و رونق‌بخش کتاب و کتابخوانی باشند.

در ادامه علیرضا متولی، نویسنده رمان «من و آقای همسایه» در معرفی این کتاب و چگونگی شکل‌گیری و پرداخت آن، عنوان کرد: این کتاب یکی از کتاب‌های مجموعه رمان چهارده معصوم(ع) انتشارات به‌نشر است. درواقع انتشارات به‌نشر تصمیم داشته که برای هر معصوم(ع) یک رمان تولید کند. دبیر این مجموعه مصطفی خرامان از نویسنده‌های خوب و کاردرست کشور، بنده را به این مجموعه معرفی کرد تا یکی از رمان‌ها را بنویسم.

او افزود: از بین چند معصومی که هنوز برای نگارش انتخاب نشده بودند، به دلیل دین و ارادت شخصی که به امام جواد(ع) داشتم، ایشان را انتخاب کردم. البته به بنده گفته شد که کار سختی است زیرا درباره ایشان خیلی اطلاعات مستند و منبعی وجود ندارد اما باز هم بر انتخابم اصرار داشتم.

نویسنده کتاب «من و آقای همسایه» در ادامه ضمن اشاره به جلسات متعددی که در شعبه انتشارات به‌نشر در تهران برگزار و در آن جلسات طرح اولیه اثر و... توسط نویسندگان ارائه می‌شد، اضافه کرد: در ابتدا هیچ طرح اولیه‌ای برای این اثر نداشتم، فقط یک مسجد جوادالائمه(ع) می‌شناختم که آشنایی من با مرحوم امیرحسین فردی و شروع کار حرفه‌ای‌ام در سال ۶۲ از آنجا بود و کم‌کم ارادتم به امام جواد(ع) تقویت و پررنگ‌تر شد. بعد از مدتی دختری به نام «افسانه»-شخصیت اصلی رمان من و آقای همسایه- در ذهن من متولد شد و گفت بیا از من بنویس. از اینجا به بعد کم‌کم داستان در ذهن من شکل گرفت. در واقع یک بازی بین شخصیت اصلی داستان با بنده به‌عنوان نویسنده در ذهنم شکل گرفت که تا آخر اثر ادامه داشت.

او اضافه کرد: البته هنگام نگارش اثر توسلی به حضرت امام جواد(ع) داشتم و از ایشان درخواست کردم کمک کند کار به لحاظ کیفی به بلندی شان ایشان نزدیک باشد و به اصلاح آبروریزی نشود؛ زیرا بسیاری از آثاری که راجع به حضرات ائمه و معصوم(ع) نوشته شده، بیشتر در وهن ایشان است نه شان ایشان و من نمی‌خواستم این اتفاق در اثر من بیفتد.

نویسنده کتاب «من و آقای نویسنده» در ادامه افزود: برای من که بیشتر تجربه نوشتن در حوزه داستان‌های اجتماعی و مهارت زندگی داشتم، این اثر متفاوت بود. انگار واقعا این کار را من ننوشتم، داستان خودش شکل گرفت و شخصیت‌ها خودشان وارد قصه شدند. شاید به ‌نوعی بتوان گفت؛ این کار من را نوشت نه من آن را؛ خوشبختانه بازخورد مخاطبان هم از کتاب خوب بوده و طبق اعلام انتشارات به‌نشر، یکی از کتاب‌های پرفروش هر ماه فروشگاه‌های این انتشارات است.

محمد ناصری، نویسنده حوزه کودک و نوجوان و منتقد هم در مقدمه سخنان خود و پیش از شروع نقد کتاب «من و آقای همسایه» عنوان کرد: از نظر مدیریت فرهنگی، انتشارات به‌نشر با پیگیری انتشار این دست رمان‌ها و تولید مجموعه ۱۴ جلدی رمان با محوریت چهارده معصوم(ع) کار مهم، ارزشمند، تازه، جسورانه و ماندگاری آغاز کرده است و باید از این انتشارات تشکر کرد که نویسنده‌ حرفه‌ای، مومن و معتقدی مانند مصطفی خرامان را در راس این مجموعه قرار داد.

ناصری اضافه کرد: انتشارات به‌نشر در این مجموعه خیلی خوب از نویسنده و مدیر مجموعه حمایت کرد و ای کاش هم خود این انتشارات این کار را ادامه دهد و هم اینکه دیگر مدیران نشر این دست کارها -که در ظاهر ۱۴ کتاب است اما در باطن بسیار بیشتر و بزرگتر از این اتفاق است- در دستور کار خود قرار دهند و در میان انبوه فعالیت‌های خود، تعریف کنند.

نویسنده کتاب «دریا به دریا» در ادامه با اشاره به فاصله دو ساله بین زمان اتمام نگارش کتاب «من و آقای همسایه» در سال ۹۸ و انتشار آن در سال ۱۴۰۱ عنوان کرد: این کتاب باید همان سال ۹۸ و پیش از اینکه موبایل و فضای مجازی در بین دانش‌آموزان فراگیر شود، به چاپ می‌رسید. زیرا شخصیت داستان که یک دانش‌آموز است درست در فضای قبل از این اتفاقات است.

دبیر دهمین دوره جایزه شهید حبیب غنی‌پور در ادامه ضمن اشاره به پیشینه نویسنده کتاب «من و آقای همسایه»، گفت: متولی آدمی است که اولین و آخرین نشریه دخترهای این کشور را با عنوان «روزی روزگاری مهتاب» را اداره کرد و چندین سال آن را منتشر کرد. بنابراین آدمی که در دهه ۷۰ تشخیص می‌دهد راجع به دختران بنویسد و با یک نگاه جسورانه به مسائل دختران جامعه بپردازد، مطمئنا یک سر و گردن از زمان خودش بالاتر بوده و هست.

او با تاکید بر اینکه رمان «من و آقای همسایه» را دوست دارم و طرفدار آن هستم، تصریح کرد: قطعا این کتاب هم مانند سایر کتاب‌ها نقطه ضعف‌هایی خواهد داشت، اما اثر آنقدر ریشه‌دار، عمیق، دلنشین و قَدَر است که آدم این نقاط ضعف کوچک را نادیده می‌گیرد.

این نویسنده و منتقد ادبی ضمن تاکید بر اینکه «من و آقای نویسنده» اثر محکم و ماندگاری است، اضافه کرد: این رمان در مقایسه با دیگر آثار نویسنده، خواندنی است و در جای خیلی خوبی قرار گرفته است. به طور قطع و یقین عرض می‌کنم که متولی در این کتاب در بیان این نکته به جوان و نوجوان امروز که می‌توان با امام معصوم(ع) ارتباط گرفت و زندگی کرد، موفق بوده است.

ناصری در بخش دیگر صحبت‌های خود ضمن اشاره به دختر شخصیت اصلی قصه، عنوان کرد: افسانه یک دختر باهوش، کنجکاو، جسور و فعال و در عین حال احساساتی است که اتفاقا از خانواده مذهبی هم نیست و در ابتدای داستان با دید انتقادی با امام(ع) مواجه می‌شود اما رفته رفته در طول داستان این دختر دبیرستانی آنقدر درگیر امام جواد(ع) می‌شود که امام(ع) را از آن خودش می‌کند.

نویسنده کتاب «جای پای ابراهیم» در ادامه گفت: «من و آقای همسایه» رمانی با موضوع امام جواد(ع) است که هیچ اطلاعاتی درباره امام(ع) به مخاطب نمی‌دهد و شاید در کل ماجرای کتاب فقط یک حدیث از امام جواد(ع) یاد می‌گیرید، اما آنقدر روی مخاطب تاثیر می‌گذارد که نظر و رویکرد و ارادتش نسبت به امام جواد(ع) را تغییر می‌دهد که این کارکرد هنر و ادبیات است.

ناصری گفت: این کتاب امام جواد(ع) را وارد زندگی کرد، البته برای آدمی که دنبال زندگی است. کتاب ۳۰ بعلاوه یک فصل دارد که مخاطب در هر فصل منتظر فصل بعدی است و نمی‌تواند ان را رها کند. تعلیق و کشش مناسب جزو ویژگی‌های این اثر است و ادبیت و به روز بودن درباره یک موضوع تاریخی و لطافت این اثر بسیار قابل اعتنا است. حتی کتاب یک اثر خوب عاشقانه و از معدود کارهایی درباره عشق است که می‌توانم به نواجوانان معرفی و توصیه کنم.

من و آقای همسایه» با حضور علیرضا متولی

او با بیان اینکه شخصیت اصلی داستان «من و آقای نویسنده» یک دختر امروزی زبر و زرنگ و آزاده است که دریچه قلب، عقل و احساس او باز است، اضافه کرد: گیرنده‌های حسی این شخصیت قوی است، چراکه همه تمام تظاهرات دینی توام با ریا را کاملا می‌فهمد و کتاب این کار را به خوبی نشان داده است.

منتقد نشست ضمن اشاره به اینکه نگاه نویسنده در رمان «من و آقای همسایه» به انسان بسیار عاشقانه و انسانی است، افزود: در آدم‌های قصه نمی‌توان کسی را پیدا کرد که از او متنفر باشیم. نویسنده در این کتاب دشمن هیچ کسی نیست که این نگاه خیلی مهم و ستودنی است.

ناصری در پایان ضمن تاکید بر اینکه لزوما قرار نیست خواندن یک اثر دینی حجم اطلاعات دینی را زیاد کند، گفت: پیشنهاد می‌کنم این کتاب را آموزش و پرورشی‌ها، معلم‌ها، مربی‌ها، مادرهاف دخترها و حتی پسرها بخوانند زیرا اثری است که خیلی در شناخت مخاطبین به آن‌ها کمک می‌کند. اثر بسیار قوی در دفاع از رویاها، عشق و قدرت یک دختر است؛ حتی می‌توان یک رمان قوی دخترانه است.

راضیه تجار، نویسنده و عضو هیئت مدیره انجمن قلم ایران هم در سخنانی گفت: متاسفانه این اثر را نخواندم اما تشویق شدم که حتما کتاب را در اولین وقت بخوانم. با توجه به تعاریف و نقدی که ارائه شد، بسیار احساس نیاز می‌کنم که این کتاب را بخوانم و بعد از خوانش راحت‌ترخواندن این کتاب را مخصوصا به نسل جوان و دختران عزیز سرزمین‌مان توصیه کنم.

تجار درباره کیفیت و ارزش کتاب «من و آقای همسایه» هم عنوان کرد: سال گذشته که این کتاب در جشنواره قلم زرین برگزیده شد، آثار زیادی در بخش کودک و نوجوان به دبیرخانه جشنواره رسیده بود و در یک فرایند کاملا معیاردار و سختگیرانه بررسی و داوری شد.از طرفی این اثر قبل از رسیدن به جشنواره در انتشارت به‌نشر بارها گزینش شده است؛ لذا آن اتفاقی که باید، افتاده است که این اثر شاخص شده که نشانه آن استقبال خوب از کتاب در شرایطی است که از کتاب خیلی اقبال نمی‌شود. این‌ها همه نوید تولد یک کار شاخص را می‌دهد.

این نویسنده در ادامه ضمن اشاره به فعالیت چند ساله علیرضا متولی در نشریه دخترانه «روزی روزگاری مهتاب»، عنوان کرد: افسانه قصه «من و آقای همسایه» از سال‌ها پیش ذره ذره در ذهن و روح نویسنده شکل گرفته و در این کتاب خودی نشان داده است. مهم‌تر از این اعتقاد درونی و قلبی نویسنده به حضرت امام جواد(ع) و توسلی که به ایشان داشته، دست او را گرفته و امید است اثرات آن همانگونه که تاکنون بوده و هست، باز متجلی شود و بر جان دختران این سرزمین خواهد نشست.

پایان‌بخش این مراسم خوانش بخشی از رمان «من و آقای همسایه» توسط علیرضا متولی، نویسنده اثر بود.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

تجربه‌نگاری نخست‌وزیر کشوری کوچک با جمعیت ۴ میلیون نفری که اکنون یک شرکت مشاوره‌ی بین‌المللی را اداره می‌کند... در دوران او شاخص سهولت کسب و کار از رتبه ١١٢ (در ٢٠٠۶) به ٨ (در ٢٠١۴) رسید... برای به دست آوردن شغلی مانند افسر پلیس که ماهانه ٢٠ دلار درآمد داشت باید ٢٠٠٠ دلار رشوه می‌دادید... تقریبا ٨٠درصد گرجستانی‌ها گفته بودند که رشوه، بخش اصلی زندگی‌شان است... نباید شرکت‌های دولتی به عنوان سرمایه‌گذار یک شرکت دولتی انتخاب شوند: خصولتی سازی! ...
هنرمندی خوش‌تیپ به‌نام جد مارتین به موفقیت‌های حرفه‌ای غیرمعمولی دست می‌یابد. عشقِ اُلگا، روزنامه‌نگاری روسی را به دست می‌آورد که «کاملا با تصویر زیبایی اسلاوی که به‌دست آژانس‌های مدلینگ از زمان سقوط اتحاد جماهیر شوروی رایج شده است، مطابقت دارد» و به جمع نخبگان جهانی هنر می‌پیوندد... هنرمندی ناامید است که قبلا به‌عنوان یک دانشجوی جوان معماری، کمال‌گرایی پرشور بوده است... آگاهیِ بیشتر از بدترشدنِ زندگی روزمره و چشم‌انداز آن ...
آیا مواجهه ما با مفهوم عدالت مثل مواجهه با مشروطه بوده است؟... «عدالت به مثابه انصاف» یا «عدالت به عنوان توازن و تناسب» هر دو از تعاریف عدالت هستند، اما عدالت و زمینه‌های اجتماعی از تعاریف عدالت نیستند... تولیدات فکری در حوزه سیاست و مسائل اجتماعی در دوره مشروطه قوی‌تر و بیشتر بوده یا بعد از انقلاب؟... مشروطه تبریز و گیلان و تاحدی مشهد تاحدی متفاوت بود و به سمت اندیشه‌ای که از قفقاز می‌آمد، گرایش داشت... اصرارمان بر بی‌نیازی به مشروطه و اینکه نسبتی با آن نداریم، بخشی از مشکلات است ...
وقتی با یک مستبد بی‌رحم که دشمنانش را شکنجه کرده است، صبحانه می‌خورید، شگفت‌آور است که چقدر به ندرت احساس می‌کنید روبه‌روی یک شیطان نشسته یا ایستاده‌اید. آنها اغلب جذاب هستند، شوخی می‌کنند و لبخند می‌زنند... در شرایط مناسب، هر کسی می‌تواند تبدیل به یک هیولا شود... سیستم‌های خوب رهبران بهتر را جذب می‌کنند و سیستم‌های بد رهبران فاسد را جذب می‌کنند... به جای نتیجه، روی تصمیم‌گیری‌ها تمرکز کنیم ...
دی ماهی که گذشت، عمر وبلاگ نویسی من ۲۰ سال تمام شد... مهر سال ۸۸ وبلاگم برای اولین بار فیلتر شد... دی ماه سال ۹۱ دو یا سه هفته مانده به امتحانات پایان ترم اول مقطع کارشناسی ارشد از دانشگاه اخراج شدم... نه عضو دسته و گروهی بودم و هستم، نه بیانیه‌ای امضا کرده بودم، نه در تجمعی بودم. تنها آزارم! وبلاگ نویسی و فعالیت مدنی با اسم خودم و نه اسم مستعار بود... به اعتبار حافظه کوتاه مدتی که جامعه‌ی ایرانی از عوارض آن در طول تاریخ رنج برده است، باید همیشه خود را در معرض مرور گذشته قرار دهیم ...