اختصاصی

سلسله نشست‌های «عبور از خط» به همت بسیج دانشجویی دانشکده علوم اجتماعی و ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی(ره) با هدف معرفی و نقد کتاب برگزار می گردد.

نشست نخست «عبور از خط» به معرفی و نقد کتابی از "دکتر حسین کچویان" -عضو هیئت علمی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران- به نام «تجدد از نگاهی دیگر» اختصاص یافته است. میزگرد نقد این کتاب با حضور "دکتر نعمت‌الله فاضلی"- عضو هیئت علمی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی(ره) - و "دکتر ناصر فکوهی"- عضو گروه انسان شناسی دانشگاه تهران- تشکیل خواهد شد. حسین کچویان دراین کتاب روایتی ناگفته از چگونگی ظهور و رشد تجدد را معرفی می کند. روایتی که بر آراء و اندیشه های "اریک وُگلین"، متفکر و فیلسوف آلمانی ابتناء دارد و تجدد را به عنوان شکل بدعت آمیزی از مسیحیت در قرن 19 می بیند.

این نشست، یکشنبه 5 آذرماه 1385 در سالن شهید ارشاد دانشکده علوم اجتماعی و ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی(ره) واقع در تقاطع بزرگراه شهید همت و خیابان دکتر شریعتی، خیابان شهید داوود گل نبی برگزار خواهد شد.

«عبور از خط» کتابی است از "ارنست یونگر" که پس از سالها چاپ جدید آن با مقدمه جلال آل احمد و یادداشت بلندی از سید مرتضی آوینی توسط نشر پایداری منتشر شده است. 

مردم ایران را به سه دسته‌ی شیخی، متشرعه و کریم‌خانی تقسیم می‌کند و پس از آن تا انتهای کتاب مردم ایران را به دو دسته‌ی «ترک» و «فارس» تقسیم می‌کند؛ تقسیم مردمان ایرانی در میانه‌های کتاب حتی به مورد «شمالی‌ها» و «جنوبی‌ها» می‌رسد... اصرار بیش‌از اندازه‌ی نویسنده به مطالبات قومیت‌ها همچون آموزش به زبان مادری گاهی اوقات خسته‌کننده و ملال‌آور می‌شود و به نظر چنین می‌آید که خواسته‌ی شخصی خود اوست ...
بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...