انتشارات نیستان کتاب صوتی «به اندازه یک نقطه» نوشته ژیلا تقی‌زاده را با صدای مریم محبوب روانه بازار نشر کرد.

به گزارش تسنیم، انتشارات نیستان کتاب صوتی «به اندازه یک نقطه» نوشته ژیلا تقی زاده را با صدای مریم محبوب روانه بازار نشر کرد. داستان بلند «به اندازه یک نقطه» نوشته ژیلا تقی‌زاده در زمره داستان‌های مستند به شمار می‌رود. تقی‌زاده در ابتدای داستان خود، بیماری‌ تازه مکشوف و لاعلاجش را به مخاطب معرفی می‌کند؛ شرحی مختصر از چگونگی آشنایی کاراکتر با این بیماری ارائه و آن را جزئی از شخصیت وی قرار می‌دهد که با واسطه آن در تمام طول داستان نوع رابطه وی با سایر افراد و شخصیت‌های داستان را به واسطه این بیماری تعریف می‌کند و جدای از این بستری را نیز برای ممعرفی تیپ‌های شخصیتی خود و نیز درک کنش و واکنش‌های‌آنان در مواجهه با همدیگر را فراهم می‌سازد.

تقی‌زاده در مقام نویسنده، با بهره‌گیری از تجربه داستان‌نویسی خود، اثری خلق کرده که تعلیق و کشش داستانی مناسب را داراست و برپایه شناخت از تفکر مخاطب نوشته شده است. در شرایطی که جامعه مخاطب داستان نویسنده روزانه با اخبار متعددی درباره بیماری‌های شایع شده در جامعه روبروست، او هوشمندانه این موضوع را محور داستان خود قرار داده و خودش را با بدنه فکری مخاطبش به صورت عام همراه کرده است. در کنار این مسئله تقی‌زاده خود سابقه مواجهه با بیماری و حس موقعیت‌هایی که راوی داستان با آن مواجهه شده را به صورت واقعی داشته و به همین اعتبار است که او توانسته با حسی واقعی و حقیقی به توصیف صحنه‌ها، حالت‌ها، درونیات و هرآن چیزی بنشیند که بر پایه ابتلا به بیماری در زندگی فرد شکل گرفته و مهم‌تر از آنها، رابطه وی با جامعه پیرامونشان تعیین می‌کند.

کتاب صوتی «به اندازه یک نقطه» با صدای مریم محبوب با مدت 5 ساعت و 57 دقیقه با قیمت 19 هزار و 500 تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...