انتشارات نیستان کتاب صوتی «به اندازه یک نقطه» نوشته ژیلا تقی‌زاده را با صدای مریم محبوب روانه بازار نشر کرد.

به گزارش تسنیم، انتشارات نیستان کتاب صوتی «به اندازه یک نقطه» نوشته ژیلا تقی زاده را با صدای مریم محبوب روانه بازار نشر کرد. داستان بلند «به اندازه یک نقطه» نوشته ژیلا تقی‌زاده در زمره داستان‌های مستند به شمار می‌رود. تقی‌زاده در ابتدای داستان خود، بیماری‌ تازه مکشوف و لاعلاجش را به مخاطب معرفی می‌کند؛ شرحی مختصر از چگونگی آشنایی کاراکتر با این بیماری ارائه و آن را جزئی از شخصیت وی قرار می‌دهد که با واسطه آن در تمام طول داستان نوع رابطه وی با سایر افراد و شخصیت‌های داستان را به واسطه این بیماری تعریف می‌کند و جدای از این بستری را نیز برای ممعرفی تیپ‌های شخصیتی خود و نیز درک کنش و واکنش‌های‌آنان در مواجهه با همدیگر را فراهم می‌سازد.

تقی‌زاده در مقام نویسنده، با بهره‌گیری از تجربه داستان‌نویسی خود، اثری خلق کرده که تعلیق و کشش داستانی مناسب را داراست و برپایه شناخت از تفکر مخاطب نوشته شده است. در شرایطی که جامعه مخاطب داستان نویسنده روزانه با اخبار متعددی درباره بیماری‌های شایع شده در جامعه روبروست، او هوشمندانه این موضوع را محور داستان خود قرار داده و خودش را با بدنه فکری مخاطبش به صورت عام همراه کرده است. در کنار این مسئله تقی‌زاده خود سابقه مواجهه با بیماری و حس موقعیت‌هایی که راوی داستان با آن مواجهه شده را به صورت واقعی داشته و به همین اعتبار است که او توانسته با حسی واقعی و حقیقی به توصیف صحنه‌ها، حالت‌ها، درونیات و هرآن چیزی بنشیند که بر پایه ابتلا به بیماری در زندگی فرد شکل گرفته و مهم‌تر از آنها، رابطه وی با جامعه پیرامونشان تعیین می‌کند.

کتاب صوتی «به اندازه یک نقطه» با صدای مریم محبوب با مدت 5 ساعت و 57 دقیقه با قیمت 19 هزار و 500 تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...
تقبیح رابطه تنانه از جانب تالستوی و تلاش برای پی بردن به انگیره‌های روانی این منع... تالستوی را روی کاناپه روانکاوی می‌نشاند و ذهنیت و عینیت او و آثارش را تحلیل می‌کند... ساده‌ترین توضیح سرراست برای نیاز مازوخیستی تالستوی در تحمل رنج، احساس گناه است، زیرا رنج، درد گناه را تسکین می‌دهد... قهرمانان داستانی او بازتابی از دغدغه‌های شخصی‌اش درباره عشق، خلوص و میل بودند ...