جلد اول و دوم داستان «ارتش شش‌گلّه» با عنوان‌های «شبدر شش‌پر» و «نبرد دو ساحر» نوشته ستاره روشن منتشر شد.

به گزارش ایسنا، جلد اول داستان «ارتش شش‌گلّه» با نام «شبدر شش‌پر» در ۱۹ فصل و ۲۱۶ صفحه، با قیمت ۲۸ هزار تومان توسط نشر روزنه منتشر شده است. 

نوشته پشت‌ جلد کتاب: در سرزمینی باستانی به نام اِستارا قصری جادویی به نام ایریلیاز بنا شد و بزرگان قصر تصمیم گرفتند برای محافظت از موجودات تاریخی، بین خون‌آشام‌ها، ارواح، اشباح، اجنه‌ها، حیوانات و جادوگران ورد برادری بخوانند تا با ساختن ارتش شش‌گلّه در برابر انسان‌ها و حملات آن‌ها، از رموز سرزمین خود محافظت کنند. 

انسان که روزگاری شرافتمندتر از تمامی موجودات بود از فرصت خود در زمین سوء استفاده کرد و با آزمایشات هسته‌ای، بمب‌ها، آلودگی هوا و... قلب مادر زمین را آن‌چنان جریحه‌دار کرد که تصمیم گرفت با برداشتن سنگ آندوین همه چیز را دگرگون کند. 

اما در پیشگویی قدیمی از شاهزاده دورگه بزرگی سخن گفته شده که با فدا کردن جان خود جهان را نجات می‌دهد و ناگهان در همان زمان پسربچه‌ای به نام سم‌ ری از گوشه نامعلومی از زمین آرزوی مرگ می‌کند...

جلد دوم داستان «ارتش شش‌گلّه» نیز با عنوان «نبرد دو ساحر» در ۱۲ فصل و ۲۳۱ صفحه، با قیمت ۲۹۵۰۰ تومان از سوی همین نشر منتشر شده است. 

نوشته پشت‌ جلد کتاب: دایناسورها از فرصت‌شان روی زمین سوء استفاده کردند و زمین انتقامش را گرفت. حال با دست‌درازی بشر، اتفاقات ناگواری در حال وقوع است و مادر زمین قصد دارد تا از آن‌ها انتقام سختی بگیرد و گونه جدیدی را برای حیات در زمین آماده کند. در شورای نهایی شش‌گله در سرزمین استارا (یکی از دنیاهای موازی با زمین)، خون‌آشام‌ها، ارواح، اشباح، اجنه‌ها، حیوانات و جادوگران تصمیم گرفتند تا با کمک سم ری، پسری که توسط جادوگر محافظ به‌نام وایلار، برای کمک از زمین به استارا آورده شد، سنگ آندوین را از مادر زمین بدزدند؛ در این بین ساحر تاریکی که فرصت را غنیمت می‌شمارد، تصمیم می‌گیرد تا با جذب قلب‌های فاسد، حکومتش را آغاز کند که کار خود را از لشکرکشی به سرزمین پریان آغاز  می‌کند و در نبرد دو ساحر که بزرگترین نبرد قرن است، آریتار، شاهزاده اجنه‌ها برای نجات همنوعانش تصمیم می‌گیرد تا پرآوازه‌ترین شوالیه سرزمینش را به سوی سرزمین‌های گمشده برای معامله با مهیب‌ترین اژدهای شرقی به نام آنداگون روانه کند که ناگهان...

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...