رمان «مه غلیظ» نوشته ساره دَلفاردی توسط نشر آداش منتشر و راهی بازار نشر شد.

مه غلیظ ساره دلفاردی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، این‌رمان داستانی عاشقانه و روانشناسانه را با اقلیم کویر و جیرفت در ایران شامل می‌شود. به این‌ترتیب در «مه غلیظ» درباره آداب و رسوم مردم این‌منطقه از ایران مطالبی درج شده است.

کتاب پیش‌رو، اولین‌اثر داستانی نویسنده‌اش است که براساس اتفاقات واقعی و تحقیقات وی نوشته شده است. داستان عاشقانه آن نیز با رویکرد روانشناسی نوشته شده است. محل شکل‌گیری اتفاقات و حوادث داستان هم شهرستان کوچک دلفارد در نزدیکی جیرفت است.

در قصه «مه غلیظ» معلمی به‌اسم ابراهیم وجود دارد که شخصیت خودساخته‌ای دارد. قبول‌شدن نامزد ابراهیم در رشته پزشکی، بهانه‌ای برای شروع اتفاقاتی است که تصورشان نمی‌رود. در ادامه دکتر روانشناسی به‌نام دکتر پرهام وارد داستان می‌شود که ابراهیم را تحلیل می‌کند و ...

این‌کتاب با ۴۹۵ صفحه و قیمت ۱۳۲ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...
تقبیح رابطه تنانه از جانب تالستوی و تلاش برای پی بردن به انگیره‌های روانی این منع... تالستوی را روی کاناپه روانکاوی می‌نشاند و ذهنیت و عینیت او و آثارش را تحلیل می‌کند... ساده‌ترین توضیح سرراست برای نیاز مازوخیستی تالستوی در تحمل رنج، احساس گناه است، زیرا رنج، درد گناه را تسکین می‌دهد... قهرمانان داستانی او بازتابی از دغدغه‌های شخصی‌اش درباره عشق، خلوص و میل بودند ...