بیستمین جشنواره قلم زرین سه‌شنبه ۱۴ تیر با معرفی برگزیدگان به کار خود پایان داد.

صور سکوت  محمد قائم خانی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، مراسم تقدیر از برگزیدگان بیستمین جایزه قلم زرین عصر امروز ۱۴ تیرماه با حضور یاسر احمدوند، معاون وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی؛ مهدی رمضانی، دبیر نهادکتابخانه‌های عمومی کشور، محسن پرویز، رئیس انجمن قلم ایران و محمدرضا سرشار در مجموعه فرهنگی هنری شهدای انقلاب اسلامی برگزار شد.

محمدرضا سرشار در این مراسم گفت: انجمن قلم ایران از بدو تأسیس تا امروز تنها تشکل فراگیر اهلی ادبیات است و همه نویسندگان را در همه مراتب سنی در بر می‌گیرد چراکه از ابتدای تاریخ ایران تا امروز ۲۳ سال از رشد این نهال می‌گذرد و بیستمین دوره‌اش را برگزار می‌کند. وی با اشاره به همزمانی روز جشنواره قلم زرین با روز قلم گفت: انجمن قلم ایران وابسته به هیچ حزب و تشکیلات سیاسی و دینی دولتی و غیردولتی خارجی و داخلی نیست و جز حق عضویتی اندک درآمد ثابتی ندارد.

وی افزود: از جمله مهم‌ترین توفیقات انجمن می‌توان به انتشار ۱۶۰ کتاب پیشکسوتان و ۱۰۰ عصر نوقلمان، پیشنهاد تصویب روز قلم، برگزاری جلسه‌های نقد کتاب‌های درسی و نیز کتاب‌های برگزیده جایزه جلال آل‌احمد، در سطح جریان‌های ادبی و ایجاد شعبه‌های انجمن در لرستان، مازندران و فارس اشاره کرد.

اسامی برگزیدگان بیستمین جایزه «قلم زرین» به شرح زیر است:

بخش شعر کودک و نوجوان:
شعر سفارشی / افسانه شعبان‌زاده / لوپه‌تو

بخش داستان کودک و نوجوان:
من و آقای همسایه / علیرضا متولی / به‌نشر
ننه اربعین و ساک عجیب و غریب / سنا ثقفی / رود آبی

بخش نقد و پژوهش:
در این بخش هیچ اثری برگزیده و شایسته تقدیر شناخته نشد.

بخش شعر بزرگسال:
مرتد / مهدی جهاندار / شهرستان ادب همان گندم اول / عباس باقری / فصل پنجم

بخش داستان بزرگسال:
صور سکوت / محمد قائم خانی / شهرستان ادب

................ هر روز با کتاب ...............

بازگوکردن روابط عاشقانه بی‌نتیجه‌اش، اقدامش به خودکشی، دوستی‌ها و پروژه‌های ادبی‌ منقطعش، تحت‌‌الشعاعِ بخش‌هایی از پیشینه خانوادگی قرار می‌گیرد که مسیر مهاجرت از جمهوری دومینیکن به ایالات متحده آمریکا را معکوس می‌کند و روی زنان خانواده اسکار متمرکز می‌شود... مادرش زیبارویی تیره‌پوست بود... عاشق جنایتکار بدنامی شد... ارواح شرور گهگاه در داستان به‌کار گرفته می‌شوند تا بداقبالی خانواده اسکار را به تصویر بکشند ...
فهم و تحلیل وضعیت فرهنگ در جامعه مصرفی... مربوط به دوران اخیر است، یعنی زاده مدرنیته متأخر، دورانی که با عناوین دیگری مثل جامعه پساصنعتی، جامعه مصرفی و غیره نامگذاری شده است... در یک سو گرایشی هست که معتقد است باید حساب دین را از فرهنگ جدا کرد و برای احیای «فرهنگ اصیل ایرانی» حتی باید آن را هر گونه «دین خویی» پالود؛ در سوی مقابل، اعتقاد بر این است که فرهنگ صبغه‌ای ارزشی و استعلایی دارد و هر خصلت یا ویژگی فرهنگیِ غیردینی را باید از دایره فرهنگ بیرون انداخت ...
وقتی می‌خواهم تسلیم شوم یا وقتی به تسلیم‌شدن فکر می‌کنم، به او فکر می‌کنم... یک جریان به‌ظاهر بی‌پایان از اقتباس‌ها است، که شامل حداقل ۱۷۰ اجرای مستقیم و غیرمستقیم روی صحنه نمایش است، از عالی تا مضحک... باعث می شود که بپرسیم، آیا من هم یک هیولا هستم؟... اکنون می‌فهمم خدابودن چه احساسی دارد!... مکالمه درست درمورد فرانکنشتاین بر ارتباط عمیق بین خلاقیت علمی و مسئولیت ما در قبال خود و یکدیگر متمرکز خواهد شد ...
همسایه و دوست هستند... یک نزاع به‌ظاهر جزیی بر سر تفنگی قدیمی... به یک تعقیب مادام‌العمر تبدیل می‌شود... بدون فرزند توصیف شده، اما یک خدمتکار دارد که به‌نظر می‌رسد خانه را اداره می‌کند و به‌طرز معجزه‌آسایی در اواخر داستان شامل چندین فرزند می‌شود... بقیه شهر از این واقعیت که دو ایوان درحال دعوا هستند شوکه شده‌اند و تلاشی برای آشتی انجام می‌شود... همه‌چیز به مضحک‌ترین راه‌هایی که قابل تصور است از هم می‌پاشد ...
یک ریسه «ت» پشت سر هم ردیف می‌کرد و حسابی آدم را تف‌کاری می‌کرد تا بگوید تقی... قصه‌ی نویسنده‌ی «سایه‌ها و شب دراز» است که مرده است و زنش حالا دست‌نویس پانصد ششصدصفحه‌ای آن داستان را می‌دهد به فرزند خلف آن نویسنده‌ی مرحوم... دیگر حس نمی‌کردم که داوود غفارزادگان به من نارو زده... عاشق شدم، دانشجو شدم، فعالیت سیاسی کردم، از دانشسرا اخراج شدم... آسمان ریسمان نمی‌بافد؛ غر می‌زند و شیرین تعریف می‌کند... ...