یک داستان زیرخاکی | جام جم


مظفر سالاری استاد توصیف است! هر اثری که از او خوانده‌ام پر بوده از توصیفات و جزئیات دقیق و مو‌به‌مو از آب‌و‌هوا و شخصیت‌ها و مکان‌ها و بوها و صداها. این ویژگی باعث می‌شود مخاطب خیلی زود و در همان صفحات نخستین کتاب، در داستان غرق شود و خودش را به رود پرماجرای قصه بسپارد.

خلاصه رمان گنج‌های کامبرین» مظفر سالاری

«گنج‌های کامبرین» تازه‌ترین رمانی است که ازمظفر سالاری منتشرشده؛ نویسنده‌ای‌ که‌ کتاب‌هایش یکی ازدیگری پرفروش‌تر و پرمخاطب‌تر بوده‌اند. سالاری با انتخاب مضمون دینی و شخصیت‌های دینی، اگرچه راه سختی را در نگارش رمان پی گرفته، اما با خلق آثار موفقی همچون «رویای نیمه‌شب»، «دعبل و زلفا» و «مرا با خودت ببر» نشان داد می‌توان رمان دینی نوشت، به مرزهای تاریخ تشیع نزدیک شد، اخلاق و انسانیت را دستمایه رمان قرار داد و به موفقیت هم رسید و خواننده را اقناع کرد.سالاری در آثار قبلی خود راوی قصه‌هایی از قرون اول هجری قمری بود. گاه به زمانه امام رضا(ع) و مامون می‌رسید و گاه به کرامات امام جواد(ع). اما در گنج‌های کامبرین خبری از گذشته‌های خیلی دور نیست و زمان رمان به زمستان ۱۳۵۷ بر می‌گردد؛ به تاریخی که در دل یک زمستان سرد، در روستایی دور از پایتخت، خبر تظاهرات مردم علیه شاه می‌رسد و آن روستا نمادی از ایران و وضعیت آن در دوران پهلوی است. روستا با آب هوای سرد و گرفته و کوچه‌های پر‌برف، ساکنانی دارد که هر یک بخشی از جامعه آن روز ایران را در قصه نمایندگی می‌کنند. ترکیبی از رعیت عادی و آرام، انقلابی‌ها و معترضان به وضع موجود، راهبران و جویندگان حقیقت و طبقه سرمایه‌دار و ظالم و بهره‌کش که زور می‌گوید و در برابر حق و عدالت مقاومت دارد.

گنج‌های کامبرین، قصه روستایی است که اهالی آن از گذشتگان خود شنیده‌اند در قبرستان و بافت قدیمی روستا گنج‌هایی وجود دارد، زیرخاکی‌هایی که اگر کسی حتی یکی‌شان را پیدا کند، زندگی‌اش متحول می‌شود. شایعه گنج، پای مردم غریبه را هم به روستا باز کرده و در این بین آن‌که امکانات و عده‌و‌عُده بیشتری دارد، امکان به گنج رسیدنش بیشتر است. اگرچه اهالی روستا صاحبان اصلی و واقعی گنج هستند، اما با وجود آدم‌های قلدر و زورگو، جایی برای جولان حق و عدالت نیست. «گنج» کلیدواژه اصلی این رمان است که البته در طی داستان خواهیم فهمید گنج، برای آدم‌های مختلف با افکار و دغدغه‌های متفاوت، می‌تواند چیزهایی به‌جز طلا و جواهر هم باشد.

گنج‌های کامبرین، علاوه بر درس‌های اخلاقی مستقیم و غیر‌مستقیمش، توصیف دقیقی از ماه‌های آخر حکومت پهلوی ارائه می‌دهد و آن برش از تاریخ مهم این سرزمین را با زبان شخصیت‌های مختلف داستان، برای نسل امروز بازخوانی و روایت می‌کند. رمان ضمن شرح شرایط کلی جامعه، عوامل شکل‌گیری انقلاب و نارضایتی‌های طبقه فرودست جامعه را به‌طور غیرمستقیم بازگو می‌کند و در دل ماجرای پر‌چالش رسیدن به گنج، نگاهی به خانواده، روابط بین‌فردی، عشق و اتحاد دارد. آدم‌های گنج‌های کامبرین مامور شده‌اند هر‌یک، حقیقت مهمی را توی گوش ما بگویند. حسن، آسیدتراب، میرآقا، ننه‌آغا، ترانه و ترمه، آقا‌نوروز، قنبر، برفین، مهندس و بقیه اهالی روستا، هر‌کدام به‌خوبی به مخاطب معرفی می‌شوند و قدرت نویسنده را در شخصیت‌پردازی به رخ می‌کشند. گنج‌های کامبرین، به دلیل روایت نزدیک و ملموسش خوش‌خوان است و گره‌های به‌موقع داستان کار خود را می‌کنند تا خواننده نتواند کتاب را تا انتها زمین بگذارد. پایان‌بندی کتاب مطابق انتظار است. شگفتی و غافلگیری ندارد، چرا که بر اساس یک نتیجه‌گیری منطقی از مجموعه‌ای از رفتارها و اتفاقات تنظیم شده است.

درپایان بد نیست به نام کتاب هم اشاره شود. کامبرین، یکی از دوره‌های مهم زمین‌شناسی است که درزمینه فسیل‌شناسی اهمیت زیادی دارد و درجایی از قصه، درست زمانی که عده‌ای درجستجوی گنج‌هایی از طلاوجواهر هستند،یک نفر به فکر تشکیل و حفظ خانواده خود است و آن را گنج می‌داند و یک نفر دیگر در جستجوی فسیل‌های دوره کامبرین و آن را گنج می‌داند.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...
تقبیح رابطه تنانه از جانب تالستوی و تلاش برای پی بردن به انگیره‌های روانی این منع... تالستوی را روی کاناپه روانکاوی می‌نشاند و ذهنیت و عینیت او و آثارش را تحلیل می‌کند... ساده‌ترین توضیح سرراست برای نیاز مازوخیستی تالستوی در تحمل رنج، احساس گناه است، زیرا رنج، درد گناه را تسکین می‌دهد... قهرمانان داستانی او بازتابی از دغدغه‌های شخصی‌اش درباره عشق، خلوص و میل بودند ...