نازنین حضار [nazanine hozar] با رمان «آریا» [Aria] در فهرست نامزدهای اولیه جایزه ادبی مدیسی قرار گرفت.

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایسنا و به نقل از اکتوالیته، هیات داوران جایزه ادبی «مدیسی» فهرست متشکل از نامزدهای اولیه این جایزه ادبی را اعلام کرد.

به این ترتیب ۱۵ رمان فرانسوی و ۱۳ رمان خارجی برای راه یافتن به دور دوم این رقابت که نتیجه آن در دوم اکتبر مشخص خواهد شد با یکدیگر به رقابت خواهند پرداخت.

«یوگا» نوشته «امانوئل کاره»، «بانوی روراست» نوشته «لیز چارلز»، «زحل» به قلم «سارا شیش»، «قلب مصنوعی» اثر «کلوئه دلوم»، «سرگیجه بزرگ» اثر «پییر دوکروزه»، «دختر پدر» نوشته «لور گوژ»، «ناهنجاری» به قلم «هرو لو تلیر»، «دباغی» اثر «سلیا لوی»، «شیاطین» نوشته «سیمون لیبراتی»،«احمق‌های من» نوشته «ژان پیر مارتین»، «یک استخر شنا در کویر» اثر «دیانا مازلوم»، «داستان‌های شب» نوشته «لوران موینیه»، «کمدی‌های فرانسوی» نوشته «اریک رینهارد»، «مسیر خرده‌های کاغذ رنگی» اثر «مری ایو تو» و «تز، زندگی جدید او» به قلم «کامیل دتولدو» ۱۵ اثر فرانسوی راه‌یافته به فهرست اولیه جایزه مدیسی ۲۰۲۰ هستند.

در فهرست ۱۳ رمان خارجی نیز «لایه منجمد دائمی اعماق زمین» نوشته «اوا بالتسار»، «نیمه دیگر خودت» نوشته «بریت بنت»،«غبار آمریکایی» اثر «جنین کامینز»، «شیرها» نوشته «لوسی المان»، «پنجره جنوبی» نوشته «گیدیر الیاسون»، «پادشاهی والا» نوشته «یا گیاسی»، «آریا» به قلم «نازنین حضار» (نویسنده ایرانی)، «بهای زندگی» اثر «دبورا لوی»، «آپرگون» نوشته «کالم مک کین»، «یک نفر در میان جمع» نوشته «آنتونیو مونور مولینا»، «پسران عشق» نوشته «قاضی رابیحاوی»، «نور تابستان و سپس نور شب» نوشته «جان کالمان استفانسون» و «فضای شهر چینی» نوشته «چارلز یو» دیده می‌شوند.

برندگان نهایی جایزه مدیسی ۲۰۲۰ در ششم نوامبر معرفی خواهند شد.

سال گذشته جایزه بهترین رمان فرانسوی رقابت ادبی «مدیسی» به رمان «‌وسوسه» نوشته «لوک لانگ»‌ رسید.

جایزه‌ ادبی «مدیسی» در سال ۱۹۵۸ راه‌اندازی شد تا نویسندگان خلاق را با وجود ناشناخته بودن‌شان در دنیای ادبیات مورد تقدیر قرار دهد. این جایزه در سال‌های اولیه تنها ویژه بهترین رمان فرانسوی بود، اما از سال ۱۹۷۰ بخش‌ رمان خارجی و سپس در سال ۱۹۸۰ بخش مجموعه مقالات (آثار غیرداستانی) نیز به آن افزوده شد. از میان نویسندگان سرشناسی که تاکنون موفق به دریافت جایزه رمان خارجی «مدیسی» شده‌اند می‌توان به «پل آستر»، «اورهان پاموک»، «میلان کوندرا»، «اومبرتو اکو» و «فیلیپ راث» اشاره کرد.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...