«کفش‌های بافتنی» نوشتۀ کلر ژوبرت، «خواب پلنگ» نوشتۀ هادی حکیمیان و «گزارش اندوه»، نوشتۀ محمود جوانبخت، به عنوان آثار برگزیده و شایسته تقدیر جشنواره ادبی شهید حبیب غنی‌پور معرفی شدند.

کفش‌های بافتنی خواب پلنگ گزارش اندوه بگزیده جشنواره حبیب غنی پور

به گزارش کتاب نیوز به نقل از  مهر، آئین پایانی نوزدهمین و بیستمین دورۀ جشنواره ادبی شهید حبیب غنی‌پور به صورت مجازی برگزار و برترین‌ها معرفی شدند. بنا به موافقت «ایوب دهقانکار» مدیرعامل مؤسسۀ خانه کتاب و ادبیات ایران برگزیدگان و آثار شایسته تقدیر جشنواره به ترتیب پنج میلیون تومان و دو میلیون تومان دریافت می‌کنند.

اسامی برگزیدگان دورۀ نوزدهم جشنواره شهید غنی‌پور به شرح زیر است:

در بخش کودک، کتاب «کفش‌های بافتنی» نوشتۀ کلر ژوبرت از انتشارات به‌نشر و کتاب «من از دکمه می‌ترسم» نوشتۀ هدی حدادی نشر خانه ادبیات، کتاب سال شدند.

کتاب «خواب پلنگ»، نوشتۀ هادی حکیمیان از انتشارات شهرستان ادب را به‌عنوان اثر تقدیری بخش نوجوان معرفی شد.

کتاب «گزارش اندوه»، نوشتۀ محمود جوانبخت از انتشارات نیستان به‌عنوان اثر شایسته تقدیر دوره نوزدهم، معرفی شد.

................ هر روز با کتاب ...............

جستجوی یک دوچرخه‌ی دزدیده‌شده بهانه‌ای به دست نویسنده می‌دهد تا از بیکاری در کشوری سخن گوید که نیم قرن است از این درد رنج می‌کشد... در این رهگذر، محله‌های فقیر و مردمان آن توصیف شده‌اند: دزدان و همدستان آنها، روسپیان و پااندازان، و تاجران مشکوک... شخصیت اصلی داستان سعی می‌کند که پلیس را درگیر این داستان کند، اما کاملاً شکست می‌خورد... با وساطت روسپی می‌تواند دوچرخه‌اش را دوباره از دزد خریداری کند ...
گوشه‌هایی مهم از تاریخ تجدد در ایران... 6 محصل مسلمان از ایران، برای آموختن علوم جدید و آشنایی با تمدن غرب وارد لندن می‌شوند... روبه‌رو شدن با تندروهای مسیحی، تبشیری های متعصب، حلقه‌ی فراماسون‌های پنهان کار، انجمن‌های کارگری رادیکال... جامعه‌ای که تصویر دقیقی از آن در آثار جین آستین ترسیم شده است... یکی از آنها نام کتاب خاطرات خود از این سفر را «حیرت نامه» نامید ...
ماجرای گروه پیکان سیاه در زمان جنگ گل‌ها در انگلستان اتفاق می‌افتد... پدر ریچارد را کشته است تا بتواند قیم او شود و از دارایی‌اش سوءاستفاده کند... ریاکار، خائن، مرافعه‌جو و پیمان‌شکن است و حتی حاضر است در گرماگرم جنگ تغییر تابعیت بدهد تا بتواند از بدبختی شکست‌خوردگان بهره‌برداری کند... جان، در واقع جواناست! دختری یتیم که سر دانیل، قصد دارد او را به همسری ریچارد دربیاورد ...
بازنویسی بخشی از روایت هفت پیکر... یکی از چکمه‌های سمانه گم می‌شود... کابوس‌های جوانی را حکایت می‌کند که خاطرات پدر مرده‌اش، شهر زادگاهش یعنی اصفهان و رودخانه زاینده رود او را به مرز پریشانی می‌رساند... روایت‌گر پسر خنگی است که تا پیش از رفتن به مدرسه حرف نمی‌زند... باید به تنهایی چند اسیر عراقی را به پشت جبهه منتقل کند... تصمیم می گیرد که با همسر واقعی اش همبازی شود ...
ماجرای رستم و سهراب، تنها موردی است که در آن پدری ناخواسته فرزندش را -چون که معترض حکومت شاه ایران شده بود- می‌کشد و تراژدی فرزندکشی را رقم می‌زند... تنها زن باقرآباد که بلد است از روی کتاب شعر بخواند... با یکه‌بزن‌های دیگر به طمع پول همراه شده تا دل «آذر» را به دست بیاورد... اما آذر دلش برای زندگی با «گروهبان رستمی» هوایی شده... معلوم نمی‌شود این مادر متفاوت و قوی، چه تأثیری در زندگی سالار داشته ...