اختتامیه نخستین دوره «دوسالانه کتاب عاشورا»، امروز پنجشنبه ۲۲ مهرماه برگزیدگان خود را شناخت.

حقیقت عاشورا

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، در نخستین دوره این دوسالانه از برترین کتاب‌های عاشورایی منتشرشده در سال‌های ۹۸ و ۹۹ تقدیر شد. این دوره ویژه معرفی و تقدیر از برترین کتاب‌های عاشورایی انتشاریافته در سال‌های ۹۸ و ۹۹ بود. در این مراسم از سه چهره شاخص فرهنگ مکتوب عاشورا، مهدی پیشوایی، رحیم نیکبخت و حسین متقی تجلیل شد.

در نخستین بخش این جایزه «فرهنگ و تاریخ» در رشته تصحیح کتاب «رسائل الشعائر الحسینیه» نوشته محمد الحسون به عنوان اثر برگزیده و کتاب «اکسیر السعاده فی اسرار الشهاده» نوشته محمد جاسم الماجدی به عنوان اثر شایسته تقدیر، تجلیل شدند.

در رشته «پژوهش فرهنگی» کتاب‌های «حقیقت عاشورا» نوشته محمد اسفندیاری، «طعنه رقیب یا خطای تاریخ» نوشته ابراهیم صالحی حاجی آبادی و کتاب «تببین جایگاه کوفیان در فرایند نهضت امام حسین(ع)» نوشته حسین قاضی خانی برگزیده و کتاب «اسلام علوی، اسلام اموی» نوشته صابر آداک شایسته تقدیر شناخته شدند.

در رشته «پژوهش اجتماعی» کتاب «مجالس مذهبی در ایران معاصر» نوشته محسن حسام مظاهری برگزیده شد. همچنین هیئت داوران در بخش مقاله هیچ اثری را برگزیده و شایسته تقدیر ندانست.

در بخش ترجمه و رشته «ترجمه به زبان فارسی» کتاب «سفر خروج» ترجمه غلامرضا امامی و کتاب «اسب کربلا» ترجمه طاها ربانی برگزیده شدند.

 دوسالانه کتاب عاشورا

در گروه «ادبیات» رشته شعر کتاب «منظومه آیینه داران آفتاب» نوشته سیداعظم حسینی برگزیده و کتاب «امان نامه‌» نوشته سید اکبر میر جعفری شایسته تقدیر شناخته شد. همچنین در رشته «شعر هیئت» کتاب «کلیات دیوان محمد امین خیابانی دلسوز تبریزی» نوشته محمد و زینب سالک رحیمی شایسته تقدیر شد.

در رشته «ادبیات داستانی» کتاب «سنگ» نوشته قدسیه پائینی؛ در رشته «ناداستان» کتاب «زان تشنگان» نوشته نفیسه مرشدزاده و در رشته «ادبیات نمایشی» کتاب «مجلس نامه غم: تاریخ تعزیه در استان همدان» نوشته اسماعیل مجللی برگزیده شناخته شدند.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...