کتاب «تفسیر عماد» جلد چهارم تفسیر سوره انفال تألیف سید احمد میرعمادی منتشر شد.

تفسیر عماد جلد چهارم تفسیر سوره انفال  سید احمد میرعمادی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر،کتاب «تفسیر عماد» جلد چهارم تفسیر سوره انفال منتشر شد

تاکنون چهار جلد مشتمل بر تفسیر «سوره حدید»، تفسیر «سوره زمر»، تفسیر «سوره احزاب» و تفسیر «سوره انفال» منتشرشده است.

کتاب تفسیر سوره انفال از سوی نشر باقیات منتشر شد.

در این کتاب بیش از ۲۵۰ مطلب تفسیری از سوره انفال ازجمله «تحقیق در مورد انفال و بررسی روایات مربوط به آیه انفال»، همچنین در مورد «تفسیر آیه خمس»، آیه «آمادگی دفاعی و مجهز شدن به نیرو و قدرت»، مسئله «موازنه قوا و ضرورت دفاع همگانی در همه میدان‌ها»، «ابزارهای آمادگی نظامی و دفاعی»، «فلسفه آمادگی نظامی و دفاعی» و نیز «ماجرای جنگ بدر و امدادهای الهی در این جنگ نسبت به مسلمانان» موردبحث قرارگرفته است.

از ویژگی‌های سوره انفال این است که در این سوره ۳۹ بار از اسمای حسنای الهی در فواصل ۲۶ آیه یادشده که تک‌تک این نام‌ها در این تفسیر موردبحث قرارگرفته است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...