کتاب «روش‌شناسی جریان‌شناسی» نوشته علی ابراهیم‌پور با مقدمه حجت‌الاسلام عبدالحسین خسروپناه و محمدصادق کوشکی راهی بازار نشر شد.

روش‌شناسی جریان‌شناسی» نوشته علی ابراهیم‌پور

به گزارش کتاب نیوز به نقل از فارس، «روش‌شناسی جریان‌شناسی» به دغدغه تقویت ادبیات بومی علوم انسانی و پاسخی به چالش «روش» در تولید علم می‌پردازد.

این کتاب برای نخستین‌بار، جریان‌شناسی را به‌مثابه «نظریه ـ روش» صورت‌بندی کرده است، که می‌تواند در عرض روش‌های مرسوم علوم انسانی همچون تحلیل گفتمان مطرح شود. مهم آنکه این پژوهش پیش‌رو، روش جریان‌شناسی را به‌عنوان فرآیندی میان‌رشته‌ای معماری کرده است و بر مبانی حکمت اسلامی پی‌ریزی شده است.

«جریان‌شناسی» اصطلاحی نوپدید و پربسامد در فضای فکری ـ فرهنگی و علمی ایران معاصر است که با ادبیات جذاب خود، توجه مخاطبان و اندیشوران بسیاری را جلب کرده است؛ اما بیشتر از آن به‌عنوان الگویی رسانه‌ای و ژورنالیستی برای تنظیم محتوا در سخنرانی‌ها، مقالات و یادداشت‌ها استفاده می‌شود.

جریان‌شناسی به‌مثابه نظریه ـ روش، می‌تواند در هر پژوهش فکری، اندیشه‌ای و فرهنگیِ تأثیرگذار در بستر تاریخ استفاده شود؛ ازاین‌رو جریان‌شناسی به‌عنوان الگویی بومی در رشته‌هایی همچون فلسفه، کلام، معارف اسلامی، تاریخ، جامعه‌شناسی، علوم سیاسی، مدیریت و سیاست‌گذاری قابل بهره‌برداری خواهد بود.

حجت‌الاسلام دکتر عبدالحسین خسروپناه، عضو هیأت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی و معاون علوم انسانی و هنر دانشگاه آزاد اسلامی، در مقدمه این کتاب آورده است: «بدون روش‌شناسی جریان‌شناسی، نمی‌توان امیدی به دستیابی به مطالعات منضبط و ساختارمند در این حوزه داشت؛ چراکه در اصل «روش» است که مسئولیت پاسداری از هویت علمی پژوهش‌ها و پایداری توجیه آن‌ها در فضای علم و جامعه علمی را برعهده دارد. کتاب «روش‌شناسی جریان‌شناسی» اولین اثر منسجم برای هموارسازی مسیر دستیابی به این هدف است.»

محمدصادق کوشکی، عضو هیأت علمی دانشکده علوم سیاسی دانشگاه تهران، نیز در مقدمه خویش آورده است: «برای برون‌رفت از این تنگناها و فاصله‌گرفتن از شائبه‌های غیر عالمانه رایج در جریان‌شناسی موجود در ایران امروز، چاره‌ای جز پرداختن علمی و روشمند به این مقوله وجود ندارد و یکی از ارکان پرداخت روشمند به جریان‌شناسی دستیابی به روش شناخت جریان‌ها است... اثر پیش رو یکی از نخستین گام‌ها در عرصه «روش جریان‌شناسی» است که نویسنده محترم طی تلاش‌های خود در جهت شناخت جریانات فرهنگی و سیاسی کشور آن رسیده و مدتی طولانی را برای تولید و پردازش آن صرف کرده و به همین دلیل این اثر هم از امتیاز تازگی و نوپدیدی برخوردار است و هم نیازمند بررسی و نقد عالمانه و البته تکمیل این روند جز با تداوم نگارش در این موضوع ممکن نخواهد بود.»

علی ابراهیم‌پور طلبه درس خارج حوزه علمیه قم و فارغ‌التحصیل کارشناسی ارشد مدیریت راهبردی فرهنگ دانشگاه باقرالعلوم (علیه‌السلام) است و در این کتاب محصول پژوهش پنج‌ ساله خود را پس نقد و نظر برخی از استادان حوزوی و دانشگاهی، به جامعه علمی ارائه کرده است.

چاپ نخست کتاب «روش‌شناسی جریان‌شناسی به‌مثابه نظریه ـ روشی میان‌رشته‌ای» در ۴۵۶ صفحه رقعی با تیراژ ۵۰۰ نسخه و با قیمت ۹۵ هزار تومان به‌ همت انتشارات کتاب طه راهی بازار نشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...