کتاب «شب زمین» [Correspondance] شامل نامه‌نگاری‌های آلبر کامو و رُنه‌شار، دو چهره سرشناس ادبیات جهان است که از سال ۱۹۴۶ آغاز شده و تا چند ماه پیش از مرگ کامو ادامه داشته است.

شب زمین» [Correspondance] شامل نامه‌نگاری‌های آلبر کامو و رُنه‌شار فرانک پلانی [Franck Planeille]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، کتاب «شب زمین» به همت فرانک پلانی [Franck Planeille] تهیه و منتشر شده است. کتاب شامل مقدمه‌ای از پِلانی است که در آن نشان می‌دهد آشنایی این دو نویسنده چگونه به رفاقتی عمیق تبدیل می‌شود و چگونه آن‌ها در نامه‌هایشان از رنج و آرمان مشترک سخن می‌گویند.

آلبر کامو یکی از شناخته‌ترین چهره‌های ادبی جهان است که اغلب با آثاری چون «بیگانه»، «طاعون» و «سقوط» شناخته می‌شود و بی‌شک می‌توان از او به عنوان یکی از تأثیرگذارترین نویسندگان قرن بیستم یاد کرد. این نویسنده که سال ۱۹۱۳ در یکی از روستاهای شمال شرقی الجزایر به دنیا آمد و در تنگدستی و فقر بزرگ شد، توانست در سال ۱۹۵۷ برنده جایزه نوبل ادبیات شود و البته سه سال بعد از آن، در حالیکه فقط ۴۶ سال سن داشت از دنیا رفت.

رنه شار نیز یکی از شاعران قرن بیستم میلادی بود که سال ۱۹۰۷ در فرانسه به دنیا آمد و ۸۰ سال زیست. این شاعر فرانسوی گرچه در ایران آن چنان که باید شناخته‌شده نیست؛ اما در فرانسه همواره مورد تحسین منتقدان و نویسندگان مطرح قرار گرفته و یکی از چهره‌های سرشناس ادبیات کشورش محسوب می‌شود.

آنطور که در این کتاب آمده آلبر کامو (۱۹۶۰-۱۹۱۳) و رُنه شار (۱۹۸۸-۱۹۰۷) دو غول از نسل اسطوره‌های ادبیات قرن بیستم فرانسه‌اند. اولی نویسنده‌ای جریان‌ساز و دومی یکی از قله‌های شعر مدرن جهان. آن‌ها در دوستی نسبتاً طولانی‌شان به هم نامه‌هایی نوشتند که درون‌مایه‌ بسیاری‌شان روایت‌هایی است از رنج و دغدغه‌های‌شان در باب جهان. برای کامو و شار این نامه‌‌نگاری صرفاً گپ‌و‌گفتی کاغذی نیست بلکه انگار خبر دارند در آینده آن‌ها را باز خواهند خواند. نامه‌ها از سال ۱۹۴۶ آغاز و تا ۱۹۵۹ ادامه پیدا می‌کند؛ درست چند ماه قبل از مرگ کامو.

نامه‌‌ اول را رنه شار برای کامو نوشته؛ اول برای این‌که بگوید از کالیگولا خوشش آمده و بعد برای این‌که احساس هم‌دلی‌اش را ابراز کند. این خوش آمدن و هم‌دلی البته متقابل است و همین می‌شود مقدمه‌ نامه‌هایی که تا ۱۹۵۶ ادامه پیدا کرده‌اند. نامه‌هایی هستند که تاریخ ندارند اما تاریخ چه اهمیتی ممکن است داشته باشد وقتی هم‌دلی هست، وقتی میل به گفتن و نوشتن هست. شار در آخرین نامه‌ به کامو توصیه می‌کند که با چاقویی تیز فعالیت‌های خسته‌کننده‌اش را ببُرد و دور بیندازد؛ چون چیزی مهم‌تر از سلامتی نیست.

در بخشی از مقدمه کتاب آمده: «این نامه‌نگاری‌ها گواه دیدار و دوستی‌ای‌اسـت که اندیشه‌مان را در باب این شرایطی که واقعاً در زندگی مهم‌ است غنا می‌بخشد، و گاهی آن را به شکل یک فرصت زودگذر درمی‌آورد.»

«شب زمین؛ نامه‌نگاری‌های آلبر کامو و رُنه‌شار» با ترجمه عظیم جابری در ۳۳۱ صفحه و به قیمت ۹۸ هزار تومان از سوی نشر چشمه منتشر شد.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...