به گزارش تسنیم،‌ مجموعه داستان «سه روایات از حاج ابراهیم میرشکاری معروف به عمو صیاد» نوشته جلال توکلی از سوی انتشارات سوره مهر منتشر شد.

این کتاب مشتمل بر چهار داستان کوتاه با عنوان‌های «کوه‌به‌کوه... آدم‌به‌آدم»، «صبح روز چهلم»، «پرونده امروز»، «ابو عایشه و مجنون» و سه روایت از «حاج ابراهیم میرشکاری معروف به عمو صیاد» است. در روایت اول از عمو صیاد، شکارچی پیری در روزگاران قدیم زندگی می‌کرد که جوانی‌اش را به شکار در رکاب خان گذرانده بود. هیچ‌کس به خاطر نداشت که در طول سال‌ها تیرش به خطا رفته باشد. به همین دلیل مدت‌ها در خدمت خان اعظم بود و به میرشکار ملقب شده بود.

او در پیری‌اش باز هم به شکار می‌رفت و این‌بار بره آهویی را به دام انداخته بود که سه جوان رعنا را در مقابل خود می‌بیند. سه جوان از عمو صیاد می‌خواهند تا بره آهو را به ازای جرعه‌ای رنگین‌کمان، محبت و عاقبت بخیری بر آن‌ها ببخشد. عمو صیاد فقط به خاطر عاقبت بخیری آهو را آزاد می‌کند.

در بخشی از این کتاب می‌خوانیم:‌ «فردای آن روز،‌موقع تمرین روزانه،‌ یک دفعه پرسید: «تو چرا موقع هدف‌گیری مثل مجسمه خشکت می‌زند؟ عضلاتت را شل کن. مگر داری  بیست لیتری آب جا به جا می‌کنی؟» و قبل از اینکه چیزی بگویم،‌ خودش ادامه داد: فرنگی‌ها می‌گویند موقع هدف‌گیری به نفست مسلط باش. اگر ارباب نفست شدی ارباب ذهنت می‌شوی. ولی ما چه می‌گوییم؟ می‌گوییم موقع هدف‌گیری به نفست مسلط باش. اگر ارباب نفست شدی، بنده خدا می‌شوی. آن وقت درست زدی وسط خال.»

مجموعه داستان «سه روایات از حاج ابراهیم میرشکاری معروف به عمو صیاد» در 126 صفحه به قیمت 22 هزار تومان منتشر شد.

................ هر روز با کتاب ...............

فرم اولیه‌ای که سال 84 به ارشاد ارایه دادیم، کاملا فرم سناریویی داشت... «مکبث» بهترین کار شکسپیر است... موضوع‌های همیشگی که گرفتارش هستیم. جاه‌طلبی. قدرت‌طلبی. نقش تعیین‌کننده زن‌ها، خیانت و... شما فقط از آقازاده‌ها صحبت می‌کنید. از خانم زاده‌ها صحبت نمی‌کنید... به دلیل ممیزی سه بار اسم کتاب را عوض کردم... گفته بودند از نظر لوکیشن و هزینه و اینها برای ساخت در ایران دشوار است ...
اطلاعات ریز و دقیقی از افراد، جریان‌ها و تحولات لحظه به لحظه‌ای که در نیمه نخست حکومت مصدق ارایه می‌دهد... باید توجه داشت که در جدال بین کاشانی و مصدق، هر دو جناح به تدریج به این نتیجه رسیدند که نیازی به طرف مقابل ندارند... دکتر مصدق یا نخواست یا نتوانست برخی پیشنهادهای بین‌المللی مثل پیشنهاد بانک جهانی را در مساله نفت قبول کند و جامعه بین‌المللی را به این سوق داد که دولت ایران سازش‌ناپذیر، مذاکره‌ناپذیر و مصالحه‌ناپذیر است ...
یک پیشگویی انجام می‌شود و پدر برای محافظت از پسرش و پسر برای نجات جان خود به تکاپو می‌افتند... هر کسی تو این مملکت چند پدرخوانده دارد. پدرخوانده دولت، خدا، سردار، مافیا و … وقتی به خانه می‌آمد کتاب می‌خواند و با شوریدگی و سرگشتگی درباره آنها صحبت می‌کرد. من هم می‌خواستم مثل آن نویسنده‌ها کتاب بنویسم و مثل آنها نویسنده شوم. توی خانه از این سردار و فلان شخصیت تعریف نمی‌کرد بلکه مسخره‌شان می‌کرد ...
هفته‌هاست که حتی یک ماهی نیامده است که به طعمه‌ی قلاب‌های او دهن بزند، ولی ناامید نمی‌شود و برای بار هشتاد و پنجم راه دریا را در پیش می‌گیرد... وقت ظهر، ماهی بزرگی به قلاب می‌اندازد... ماهی در اعماق حرکت می‌کند و قایق را به دنبال خود می‌کشد...ماهی‌گیر پیر زمزمه می‌کند: «ای ماهی، من دوستت دارم و احترامت می‌گذارم، خیلی احترامت می‌گذارم. ولی تو را خواهم کشت»... ماهی سیمین‌فامْ سرانجام خط‌های ارغوانی پوست خود را بر سطح دریا نشان می‌دهد ...
به رغم کم‌حجم بودنش در واقع یک کتابخانه عظیم است... یکی از چالش‌های زمخشری در تفسیر کشاف این بود که مثلا با عرفا گلاویز است، چون عقل کلی که عرفا مطرح می‌کنند برای‌شان قابل قبول نیست... از لحاظ نگرشی من اشعری هستم و ایشان گرایشات اعتزالی دارد... حاکم مکه وقتی می‌بیند زمخشری به مکه می‌رود، می‌گوید اگر تو نمی‌آمدی، من می‌خواستم به خوارزم بیایم و تقاضا کنم این متن را به پایان برسانی... هنوز تصحیح قابل قبولی از آن در اختیار نداریم ...