انتشارات نیستان نسخه صوتی مجموعه داستان «تکنولوژی» را با صدای علی مؤذنی منتشر و روانه بازار نشر کرد.

تکنولوژی علی مؤذنی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از تسنیم،‌ مؤذنی در «تکنولوژی» به نوعی سیر کاری خود در داستان‌نویسی را به نمایش گذاشته است،‌ او در این مجموعه داستان‌هایی از خود در دهه 50 تا امروز را عرضه کرده است،‌ داستان‌های قدیمی که حالا با بازنویسی دوباره مجالی برای نشر پیدا کرده‌اند.

علی مؤذنی متولد 1337 است. لیسانس ادبیات نمایشی از دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران دارد. وی در عرصه داستان کوتاه، رمان، داستان بلند، نمایشنامه و فیلمنامه قلم می‌زند. در حوزه فیلم‌سازی نیز شش تله‌فیلم برای تلویزیون ساخته است. اغلب آثار وی با اقبال منتقدان و مخاطبان روبرو شده و جوایزی را نیز کسب کرده است.

در بخشی از این کتاب می‌شنویم: «به نظرم می‌آمد تصویر مامان بزرگ می‌خواهد یک چیزی بگوید که سه مگاپیکسل قدرت بیان آن را ندارد. وقتی مامان بزرگ یک دفعه گفت چه قدر پیر شده‌ام، اشکال تصویر را فهمیدم. سه مگاپیکسل طراوت و شادابی و آن روحیه جوان مانده در ظاهر سن گرفته مامان‌بزرگ را پنهان کرده بود. هیچ نشانی از آن دختر نوجوان لپ گل انداخته در تصویر نبود.»...

انتشارات نیستان نسخه صوتی کتاب «تکنولوژی» را به مدت سه ساعت و 28 دقیقه به قیمت 25 هزار تومان منتشر و روانه بازار نشر کرده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...