کتاب «مقالاتی چند» مجموعه‌ای از مقالات و نقدها و گفتگوهای علی مؤذنی در زمینه ادبیات، سینما و تئاتر است که عموما در دهه شصت و هفتاد تألیف شده است.

مجموعه‌ای از مقالات و نقدها و گفتگوهای علی مؤذنی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا؛ مؤذنی به دلیل تحصیل در دانشکده هنرهای دراماتیک و نیز اشتغال جدی در زمینه داستان‌نویسی، نمایشنامه‌ و فیلم‌نامه نویسی و اجرای تئاتر و ساخت آثار تلویزیونی همواره در مقام یک مؤلف صاحب نظر و منتقد جدی و صریح در حوزه‌های کاری خود شناخته شده است.

این کتاب در بخش نخست خود که به موضوع ادبیات اختصاص دارد، شامل نگاه و نقد او بر آثاری چون سه قطره خون اثر صادق هدایت، داستان گرگ اثر هوشنگ گلشیری، عشق و بانوی ناتمام اثر امیرحسن چهلتن، عالیجناب کیشوت اثر گراهام گرین، هاثورن اثر ناتانیل هاثورن و مجوعه داستان اصغر الهی است و در کنار آن مقالاتی از او درباره نقش ادبیات داستانی در تبیین ارزش‌های جنگ و نیز یادداشت‌هایی درباره ساختار، انرژی و مؤخره در داستان نویسی را در بر می‌گیرد.

کتاب در بخش دوم که به موضوع تئاتر اختصاص دارد نگاه تخصصی نویسنده به آثاری چون اتللو و شاه لیر را شامل شده و در ادامه درباره تجربه‌های شخصی چخوف در خلق روایت نمایشی را مورد توجه قرار داده است.در بخش سینما با تاکید بر موضوع فیلم‌نامه نویسی، مقالاتی درباره فیلم نامه بدنام اثر بن هکت و نیز درباره فیلم نامه مسیر سبز تألیف شده است.

نکته مهم درباره این مقالات روایت ساده و بعضا داستانی نویسنده برای ورود به موضوع مد نظرش است. مؤذنی در این مقالات نیز مانند داستان‌هایش از تکنیک ساده‌نویسی و در عین حال دقیق و تکنیکی نوشتن بهره‌ای توامان برده است. هنر او در واقع توضیح ساده و روان ظریف‌ترین نکته‌های فکری و فلسفی مد نظرش درباره یک متن روایی است. او با تکیه بر همین مهم چنان می‌نویسد که هم خواندنی و جذاب است و هم در مقاطعی بسیار رک و جدی و تیز با مخاطب مواجه می‌شود و به انتقال پیام می‌پردازد.

انتشارات نیستان کتاب «مقالاتی چند» نوشته علی مؤذنی را در 156 صفحه با قیمت 80 هزار تومان روانه کتاب‌فروشی‌ها کرده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...