کتاب «مجموعه‌ی پیش‌درآمدها و رنگ‌های استاد علی‌اکبر شهنازی برای کمانچه» با تنظیم رضا پرویززاده توسط نشر ماهور روانه کتابفروشی‌ها شد.

مجموعه‌ی پیش‌درآمدها و رنگ‌های استاد علی‌اکبر شهنازی برای کمانچه رضا پرویززاده

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، کتاب مجموعه‌ پیش‌درآمدها و رنگ‌های استاد علی‌اکبر شهنازی برای کمانچه در ۸۸ صفحه و بهای ۱۲۰ هزار تومان (به همراه دو CD) توسط موسسه فرهنگی - هنری ماهور منتشر شده است.

زنده‌یاد استاد علی اکبر شهنازی (فرزند آقا حسینقلی فراهانی، سرشناس‌ترین نوازنده تار دوران انتهای قاجار) از مهم‌ترین و تأثیرگذارترین نوازندگان و آهنگسازانِ موسیقی کلاسیک ایرانی است. وی از معدود استادان نوازنده بود که در تمام گونه‌های موسیقی کلاسیک ایرانی همچون پیش درآمد، رنگ، چهارمضراب، ضربی و تصنیف قطعاتِ زیبا و کم نظیری ساخت. برخی از این قطعات همچون پیش درآمد شور، دوضربی بیات ترک، پیش‌درآمد ماهور، قطعه «جنگ» و تصنیفِ «نسیم سحر» در ابوعطا از شهرت خاصی برخوردار شده و در قالب تکنوازی و گروه نوازی مکرراً اجرا شده اند. قطعاً شناخت و اجرای این قطعات برای تمام سازهای ایرانی بسیار مفید و ضروری است.

او در زمینه آموزش موسیقی نیز تلاش بسیاری را به خرج داد. به سال ۱۳۰۸ هنرستان موسیقی شهنازی را تاسیس کرد و از دهه ۳۰ شمسی نیز در هنرستان آزاد موسیقی به آموزش مشغول شد. ضبط ردیف آقاحسینقلی از کارهای ماندگار اوست. از جمله مشهورترین شاگردان علی اکبرخان شهنازی نیز می‌توان به این هنرمندان اشاره کرد: هوشنگ ظریف، نصرالله زرین پنجه، محمدرضا لطفی، حسین علیزاده، نصرالله ناصح پور، داریوش پیرنیاکان، داریوش طلایی و… اشاره کرد.

رضا پرویززاده مدرس دانشکده موسیقی پردیس هنرهای زیبای دانشگاه تهران است. کتاب‌های «ردیف موسیقی ایران» و «هنا: چهارده قطعه برای کمانچه» از دیگر کتاب‌های منتشر شده اوست.

................ هر روز با کتاب ...............

هنر |
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...