کتاب «زیبایی‌شناسی آلمانی»، دانشنامه فلسفه دانشگاه استنفورد، با ترجمه مسعود علیا از سوی نشر ققنوس منتشر و روانه بازار نشر شد.

زیبایی‌شناسی آلمانی دانشنامه فلسفه دانشگاه استنفورد

به گزارش کتاب نیوز به نقل از تسنیم،‌ در معرفی این کتاب آمده است:‌ «رشتۀ فلسفی زیبایی‌شناسی تا سال 1735 نامی نداشت. در این زمان بود که آلکساندر گوتلیب باومگارتن در بیست و یک‌سالگی در رسالۀ استادی خود در دانشگاه هاله، تعبیر استتیک/زیبایی‌شناسی را به معنای epsteme aisthetike دانش ناظر به امور محسوس و متخیل باب کرد.

اما نامگذاری باومگارتن روی این حوزه، به تعبیری، غسل تعمیدی دیرهنگام بود: از آن زمان که افلاطون در جمهور ارزش تعلیمی صور متعددی از هنر را زیر سوال برد و ارسطو در پاره‌های به‌جامانده از بوطیقای خویش اجمالاٌ از آن‌ها دفاع کرد، زیبایی‌شناسی بی‌آنکه نامی داشته باشد بخشی از فلسفه بود. به بیان مشخص، افلاطون زبان به اعتراض گشوده بودکه هنرها از حیث شناختی بی‌مصرف‌اند و جز بده‌بستان تصاویر خشک و خالی امور جزئی، به جای حقایق کلی، کاری نمی‌کنند؛ اما ارسطو از هنرها در برابر اتهام افلاطون دفاع کرد؛ استدلال کرد که دقیقاٌ هنر، یا دست کم شعر، است که حقایق کلی را به آسانی و به صورتی فهم‌پذیر بیان می‌کند، برخلافِ، مثلاً، تاریخ که سر و کارش با واقعیات جزئی است و بس. از طرف دیگر، اگرتجربۀهنرها بتواند پرده از برخی حقایق اخلاقی مهم بردارد، در پرورش اخلاق نیز، که دیگر محور تردیدهای افلاطون بود، نقش مهمی می‌تواند داشته باشد.

شکلی از این واکنش به افلاطون در قسمت عمده‌ای از تاریخ لاحق فلسفه، هستۀ زیبایی‌شناسی را تشکیل می‌داد و در واقع در بخش زیادی از قرن بیستم نیز همچنان عنصری کانونی در زیبایی‌شناسی بود.»

«زیبایی‌شناسی آلمانی در قرن هجدهم»، «زیبایی‌شناسی و غایت‌شناسی کانت»، «زیبایی‌شناسی هگل»، «زیبایی‌شناسی هایدگر»،‌ «زیبایی‌شناسی گادامر» از جمله مقالات منتشر شده در این کتاب است.

انتشارات ققنوس کتاب زیبایی شناسی آلمانی را در شمارگان 750 نسخه به قیمت 95 هزار تومان منتشر کرده است.

................ هر روز با کتاب ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...