کتاب «مقدمه چرخش زبانی» [The Linguistic turn. Recent essays in philosophical method] اثر ریچارد رورتی [Richard Rorty] منتشر شد.

مقدمه چرخش زبانی» [The Linguistic turn. Recent essays in philosophical method]  ریچارد رورتی [Richard Rorty]

به گزارش کتاب نیوز، «مقدمه چرخش زبانی» با ترجمه سید محمدحسن آیت‌الله‌زاده شیرازی و پوریا پناهی توسط نشر شب خیز منتشر و راهی بازار کتاب شد.

ریچارد رورتی، از مهم‌ترین فیلسوفان تحلیلیِ معاصر و به‌عقیدهٔ برخی بزرگترین فیلسوف آمریکایی است. وی نظرات بدیعی در سنت پراگماتیستی ارائه کرده‌است. هرچند برخی او را به‌دلیل عقاید نسبی‌گرایانه‌اش پسامدرن دانسته‌اند، وی چنین عنوانی را نمی‌پذیرفت و آن را اساساً بی‌معنا می‌پنداشت.

نشر شب خیز در معرفی این کتاب آورده است:
رورتی نشان می‌دهد که فلسفه زبانی یک زائده بر تاریخ فلسفه نیست و آنچه امروز بر فلسفه می‌گذرد وامدار چرخشی است که فیلسوفان زبانی خلق کردند .چرخش زبانی را نباید با فلسفه زبانی یکی دانست چرخش زبانی یک رویداد و حقیقتی تاریخی است در حالی که فلسفه زبانی نحوه‌ی از فلسفه ورزی است. حقایق تاریخی حیات امروز ما را شکل می دهند حتی اگر تا امروز استمرار نیافته باشند یا حتی اگر ما به سان عاملان تاریخی ایجاد کننده آنها عمل نکنیم. چرخش زبانی نیز فلسفیدن امروز ما را شکل داده است حتی اگر دوره آن به پایان رسیده باشد یا حتی اگر ما فیلسوفانی زبانی نباشیم.

سید محمدحسن آیت‌الله‌زاده شیرازی، مترجم این اثر، استادیار گروه فلسفه دانشگاه شهید بهشتی است.

مقدمه چرخش زبانی، نوشته ریچارد رورتی در 126 صفحه با قطع پالتویی و قیمت 29هزار تومان توسط را نشر شب خیز منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...