کتاب " تأثیر فارابی بر فلسفه ابن خلدون" به قلم حمید خلف علی سعیدی از سوی انتشارات دار الهادی لبنان در 246 صفحه منتشر شده است.
به گزارش کتابخانه نیل و فرات، حمید خلف علی سعیدی در کتاب" تأثیر
فارابی در فلسفه ابن خلدون" آورده که به نظر می رسد بیشتر محققان به "مقدمه" ابن خلدون توجه بسیاری می کنند تا از طریق آن با گذشته و با عقاید و افکار طلیعه داران فلسفه ارتباط برقرار کرده و وجه اصالت آن را بررسی کنند. مهر گزارش داد: نویسنده این کتاب سعی کرده تا تحقیقات تفصیلی به منظور تبیین اصول فلسفی مقدمه ابن خلدون بیاورد و با استناد به افکار فارابی کاری مقایسه ای انجام دهد. 

خلف علی سعیدی در این کتاب تأثیر فلاسفه شرق بر فلاسفه غرب اسلامی را بررسی و طی آن اختلافات، تأثیر هر یک بر نظام سیاسی، اقتصادی و سازندگی بشر در هر محیط را بررسی کرده است. در این کتاب مدینه فاضله، انواع اجتماعات انسانی، ضرورتهای وجود آنها، قدرت و سلطه، سازندگی بشر و صفات اصلی انسان مورد بررسی قرار گرفته و از آراء و اندیشه های فارابی و ابن خلدون درباره تعریف فلسفه، ماهیت آنها، حد و مرزهای تجربه متافیزیک و همچنین موضوعات منطق و مواضع رؤیا و نبوغ سخن گفته شده است.

مؤلف در این کتاب از مسئله انسان و ارتباطش با محیط غافل نشده و همچنین تحقیقاتی درباره آموزش و پرورش انسان نیز انجام داده است.

نویسنده فارابی را که دارای انسجام فلسفی منظم و مؤسس فلسفه اسلامی بوده به صورت متعارف در زمان ما آورده است و حضور واضح فارابی را در کتبی که پس از او آمده بویژه در کتابهای ابن خلدون مورد بررسی و پژوهش قرار داده است.
 

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...