کتاب «نقالی و نقاشی» با عنوان فرعی «نگاهی به هنرهای سنتی ایرانیان (شنیداری و دیداری)» نوشته محسن زارع از سوی نشر نشانه منتشر شد.

نقالی و نقاشی» با عنوان فرعی «نگاهی به هنرهای سنتی ایرانیان (شنیداری و دیداری)» نوشته محسن زارع

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، کتاب «نقالی و نقاشی» شامل چهار فصل به نام‌های «نمایش‌های سنتی در ایران»، «تعزیه»، «نقاشی قهوه‌خانه‌ای» و «پیکرنگاری درباری» است. «پیشینه هنر نمایش در ایران»، «نقالی»، «نفوذ و تاثیر نقالی در میان مردم»، «نقال»، «پرده و پرده‌خوانی»، «تعزیه‌گردان»، «محتوا و موضوع تعزیه»، «موسیقی تعزیه»، «هنرمندان برجسته‌ی نقاشی‌های قهوه‌خانه‌ای»، «حسن اسماعیل‌زاده» و «علی‌اکبر لرنی» از جمله بخش‌های کتاب «نقالی و نقاشی» به شمار می‌آیند.

در بخشی از کتاب می‌خوانیم:
«نقاشی‌های قهوه‌خانه‌ای نوعی نقاشی ذهنی و خیالی متکی بر احساس و برداشت‌های هنرمند از بن‌مایه‌های داستان‌های حماسی و ملی ایرانیان و داستان‌های مذهبی و نیز واقعه‌ی تاریخی روز عاشورا است.

روشن‌تر این‌که این نقاشی مقارن با جنبش مشروطیت، بر اساس سنت‌های هنر مردمی و دینی، به دست هنرمندان مکتب ندیده رشد کرد و به بارزترین جلوه‌هایش در عصر پهلوی رسید و با گذشت زمان جایگاه عمیق‌تری بین مردم یافت.

هر چند نواقصی وجود دارد اما هم‌اکنون به عنوان جریانی پویا در هنر نقاشی کشور، شاگردان بسیاری را تربیت می‌کند و مخاطبان زیادی دارد.»

کتاب «نقالی و نقاشی: نگاهی به هنرهای سنتی ایرانیان (شنیداری و دیداری)» نوشته محسن زارع، در 148 صفحه، به قیمت 75 هزار تومان، در قطع رقعی و جلد شومیز، به همت نشر نشانه راهی بازار کتاب شد.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...