کتاب «آواز زمین» (هشت جستار در تاریخ موسیقی) نوشته بابک احمدی توسط نشر مرکز به چاپ دوم رسید.

به گزارش مهر، چاپ اول این‌کتاب اردیبهشت ۹۷ به بازار نشر عرضه شده بود.

بابک احمدی، نویسنده، مترجم و پژوهشگر متولد سال ۱۳۲۷ است که آثار و تالیفات مختلفی در حوزه‌های علوم سیاسی و اجتماعی دارد. او درباره این‌کتاب می‌گوید با ادعای تخصص و کارشناسی چیزی ننوشته و جستارهای کتاب را با توجه به تاریخ موسیقی نوشته است. احمدی با نوشتن مطالب این کتاب در پی پاسخ به این سوالات بوده که این آثار چرا ساخته شده اند؟ بر زمینه کدام سنت موسیقایی، هنری و فلسفی ساخته شده اند؟ نسبت شان با زندگی و دیگر آثار آهنگ سازانی که چنین شاهکارهایی آفریدند چه بود؟ نوآوری هایشان کدام است؟ و چه تاثیری بر آهنگ سازان بعدی داشتند؟

این کتاب همان طور که از نامش مشخص است، ۸ جستار را در بر می‌گیرد که نویسنده آن‌ها را در فاصله کوتاهی نوشته و عناوین‌شان به‌ترتیب عبارت است از: روح مطلق، جادوی زندگی، دوران قهرمانی، نگاه آخر، مرگ عاشقانه، یادِ رفتگان، بازگشت ابدی، مرگ و خاطره.

۶ جستار کتاب درباره یک شاهکار موسیقی هستند و ۲ جستار هم درباره رشته‌ای از آثار موسیقی‌اند که با هم نزدیکی دارند، یکی آثار باخ برای تک‌نوازی سازهای ویولون و ویولونسل و دیگری واپسین کوارتت‌های زهی بتهوون. این آثار برخی از عزیزترین آثار موسیقایی نویسنده هستند که به قول خودش، به زندگی‌اش معنا داده‌اند و لذت‌بخش‌ترین لحظه‌های عمرش را ساخته‌اند.

چاپ دوم این‌کتاب با ۳۲۸ صفحه و قیمت ۴۹ هزار و ۵۰۰ تومان عرضه شده است.

هنر |
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...