کتاب «نقد هنر» از مجموعه هنر در دانشنامه بریتانیکا اثر دانلد برتون کاسپیت [Donald Kuspit] منتشر شد.

نقد هنر دانشنامه بریتانیکا  دانلد برتون کاسپیت [Donald Kuspit]


به گزارش کتاب نیوز به نقل از هنرآنلاین، موسسه تالیف، ترجمه و نشر آثار هنری (متن)، کتاب نقد هنر، اثر دانلد برتون کاسپیت را با ترجمه مجید پروانه‌پور منتشر کرد.

در پشت جلد کتاب آمده است: «رویکردهای انتقادی مختلف‌اند و به‌ نوع هنری که از آن بحث می‌شود متکی‌اند. اینکه منتقد به کدام یک از رسانه‌های نقاشی، مجسمه، عکس، ویدئو یا سایر رسانه‌ها می‌پردازد تفاوت انتقادی ویژه‌ای را موجب می‌شود. در این مقاله به متمایزکردن منتقدان از حیث توجه ایشان به رسانه‌ای خاص نمی‌پردازیم، بلکه مبانی آن چیزی را عرضه می‌کنیم که از قرار معلوم، مواضع انتقادی منسجمی به شمار می‌آیند و اثرگذاری‌شان نیز غالبا به زمان شکل‌گیری‌شان محدود نمی‌ماند. معماری مجموعه منحصربه‌فردی از مباحث را پیش می‌کشد که مستلزم رویکرد انتقادی منحصربه‌فرد است.

در این کتاب به بخش‌هایی هم‌چون «نقش منتقد»، «مبانی نقد هنر در دوران باستان و قرون وسطی»، «نقد هنر در دوران رنسانس»؛ «نقد هنر در قرن هفدهم: نظریه برنامه‌ای»؛ «نقد هنر در قرن هجدهم: نظریه روشنگری»؛ «نقد هنر در قرن نوزدهم: افزایش قدرت و نفوذ»؛ «نقد هنر در قرن بیستم: واکنش انتقادی به هنر آوانگارد آغازین» و «نقد هنر در آغاز قرن بیست‌ویکم» پرداخته شده است.

کتاب نقد هنر را موسسه تالیف، ترجمه و نشر آثار هنری (متن) در ۹۶ صفحه با شمارگان هزار نسخه منتشر کرده است. علاقه‌مندان می‌توانند برای تهیه این کتاب به نشانی خیابان ولیعصر، نرسیده به چهارراه طالقانی، شماره ۱۵۵۰، کتاب‌فروشی فرهنگستان هنر، مراجعه کنند.

................ هر روز با کتاب ...............

هنر |
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...
تقبیح رابطه تنانه از جانب تالستوی و تلاش برای پی بردن به انگیره‌های روانی این منع... تالستوی را روی کاناپه روانکاوی می‌نشاند و ذهنیت و عینیت او و آثارش را تحلیل می‌کند... ساده‌ترین توضیح سرراست برای نیاز مازوخیستی تالستوی در تحمل رنج، احساس گناه است، زیرا رنج، درد گناه را تسکین می‌دهد... قهرمانان داستانی او بازتابی از دغدغه‌های شخصی‌اش درباره عشق، خلوص و میل بودند ...