هفتادودومین شماره مجله «سینما و ادبیات»، ویژه نوروز ۹۸ به سینمای آمریکا و کارگردان و بازیگر آن، وودی آلن اختصاص دارد.

به گزارش ایسنا، در بخش «سینمای جهان» این شماره «زندگی و آثار وودی آلن با نگاهی به تاریخچه سینمای نوین آمریکا»، «مسکو-مَنهَتن: روح روسی فیلم‌های وودی آلن»، «گفت‌وگو با وودی آلن، پارودی در سینمایی وودی آلن»، «ایزاک بابل، وودی آلن و هویت یهودی» و مطالب دیگری درباره این شخصیت سینمای آمریکا منتشر شده است.

محوریت بخش «هنر و سیاست» به کریس مارکر اختصاص دارد.

«سینمای اقلیت چیست؟»، «سینمای اقلیت فلیکس گتاری»، «فلیکس گتاری: سینمای اقلیت و خرده‌نشانه‌های غیردلالتی» و «از گفت‌وگوی فلیکس گتاری با روزنامه‌ی لیبراسیون» از موضوعاتی هستند که در بخش «از فضاهای دیگر» مورد بررسی قرار می‌گیرند. 

این شماره از مجله همچنین در بخش «سینمای ایران» با این مطالب همراه است: «مولفه‌ها و جریان‌های سینمای امروز ایران از منظر شاپور شهبازی، علی مصفا، سیاوش اسعدی و جواد طوسی»، «تاملی کوتاه بر نسل چهارم سینمای بعد از انقلاب» و «سینما موج نیست». 

در «شعر و داستان» هم «چکامه‌های پورگشتال» با ترجمه محمود حدادی و «معمای ادوارد فیتزجرالد» با ترجمه احمد اخوت از جمله مطالب منتشرشده است. 

«گفت‌وگوی ویژه» نیز شامل «سیر تحول ترجمه ادبی در گفت‌وگو با منوچهر بدیعی» و «منوچهر بدیعی متخصص ترجمه‌ متن‌های صعب‌العلاج» است. 

همچنین گستره زمان و مکان در رمان «آلوت» با حضور فرشته احمدی، کامران سپهران، امین حسینیون و امیرحسین خداوردی در این شماره بررسی می‌شود. 

شماره ۷۲ مجله «سینما و ادبیات» با صاحب‌امتیازی و مدیرمسئولی همایون خسروی دهکردی و سردبیری نیلوفر نیاورانی با قیمت ۱۸ هزار تومان منتتشر شده است.

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...